*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


مقاله, مقاله شماره خبر: ٤٠٨٤١٩ ١٢:٤٧ - 1398/05/08    گفت‌و‌گو با آیت‌الله فاضل لنکرانی ادله عقلی و نقلی بر الزام حجاب ( بخش دوم و پایانی)-مقاله شماره 600 افق حوزه ارسال به دوست نسخه چاپي


 گفت‌و‌گو با آیت‌الله فاضل لنکرانی ادله عقلی و نقلی بر الزام حجاب ( بخش دوم و پایانی)-مقاله شماره 600 افق حوزه

گفت‌و‌گو با آیت‌الله فاضل لنکرانی


اشاره: بخش اول این گفت‌و‌گو با موضوع ضرورت حجاب در جوامع بشری به ضرورت الزام رعایت عفاف و حجاب در جوامع بشری و آثار فراوان اجتماعی آن در شماره قبل 599 منتشر شد و اینک در بخش دوم که به بررسی ادله عقلی و نقلی بر الزام حجاب یا وظیفه حکومت اسلامی در قبال پدیده بی‌حجابی پرداخته شده است تقدیم علاقه‌مندان هفته نامه افق حوزه می‌گردد...



 

 تصریح آیات قرآن به مقوله عفاف و حجاب

در قرآن کریم در آیه 59 از سوره مبارکه احزاب خدای تبارک و تعالی مسئله حجاب را نهتنها مطرح فرموده؛ بلکه به نظر ما اساساً از این آیه خود چادر هم استفاده میشود؛ یعنی آن حجابی که خدای تبارک و تعالی برای زن قرار داده، چادر است. ما بعداز اینکه آیه را تبیین کردیم، این سئوال مطرح میشود که اگر یک پوششی همان نتایج چادر را داشته باشد، مثل این مانتوهای بسیار گشادی که در بعضی از کشورهای اسلامی هم وجود دارد، آیا این هم همانطور است یا نه؟ که جواب خواهم داد.

در این آیه خدای تبارک و تعالی به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً، احزاب/59»؛ به زنها و دختران خودت و زنان مؤمنین؛ یعنی تمام زنهای مؤمن إلی یومالقیامه بگو... این جا، کلمه نساء به مؤمنین اضافه شده و افاده جمع می-کند یعنی همه زنهای مؤمن؛ یعنی الآن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همین مسئله را به دستور خدا به زنهای مؤمن زمان ما هم مطرح میکند. خدا میفرماید: نبی ما! به این سه گروه (زنهای خودت، دختران خودت و همه زنهایمومن) بگو: یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ. در زبان عرب وقتی کسی به جایی میخواهد نزدیک شود، میگویند: أدنی إلیه، به آنجا نزدیک میشود؛ ولی وقتی چیزی مثل پردهای را میخواهند در جایی بیاویزند، میگویند: أدنی علیه و در این آیه خداوند متعال میفرماید: «یدنین علیهن»؛ یعنی این زنها بر خودشان بیاویزند؛ عمدهاش این است که چون با حرف «علی» آمده، خدا نمیفرماید: به خودتان نزدیک کنید؛ بلکه میفرماید: به خودتان بیاویزید. چه چیزی را بیاویزند؟ من جلابیبهن؛ جلبابهای خودشان را.

این دستور الهی است، به زنهای پیامبر، دختران پیامبر و تمام زنان مؤمن تا روز قیامت و این یک تکلیف الهی است؛بنا بر این کسی نگوید حجاب یک امر حق است و من میتوانم داشته باشم یا نداشته باشم؛ خیر، تکلیف الهی است. همانطوری که خدای تبارک و تعالی میفرماید: «کتب علیکم الصیام» و... اینجا هم میفرماید:«یدنین علیهن من جلابیبهن»؛ یعنی حجاب برای زنان یک واجب الهی است.


 واژهشناسی جلباب

در لغت عرب جلباب، یعنی چیزی که چیزی را بپوشاند. چه چیزی جلباب برای بدن میشود؟ چیزی که همه بدن را بپوشاند. لذا اگر شما با یک چیزی روی پایتان را پوشاندید، نمیگویند جلباب؛ اگر یک چیزی فقط دست شما را پوشاند، عرب نمیگوید جلباب. جلباب یعنی لباسی که سراسری است، آنوقت اختصاص به زن هم ندارد.

ابن فارق در کتاب مقاییس اللغة میگوید: جلباب شیء یغشی شیئا؛ چیزی که چیز دیگری را بپوشاند. شما الآن ببینید وقتی میگوئیم جلباب بدن، یعنی همه بدن را بپوشاند. جوهری در صحاح اللغة میگوید: جلباب ملحفه است. این را فارسزبانها هم میدانند که لحاف به چه میگویند؟ کسی که بخواهد در زمستان یک لحافی روی خودش بکشد آیا چیزی را که نصف بدنش را بپوشاند، لحاف میگویند؟ باید از سر تا انگشتان پا را بپوشاند. پس اینها کتابهای لغت ما هستند که در کتابهای لغت، جلباب به معنای پوشش سراسری آمده است.

در بعضی از کتب لغت فارسی مثل مقامات حریری، گفته شده جلباب: چادر و تنپوش رویی است؛ یعنی تصریح به چادر کرده است؛ لذا از نظر لغت، هیچ تردیدی نیست. البته گاهی اوقات در لغت عرب، جلباب را در معنی قمیص یعنی پیراهن و گاهی اوقات در معنی مقنعه استعمال کردند؛ ولی این استعمال مجازی است وقتی ما تمام کتب لغت را کنار هم قرار بدهیم و بخواهیم یک نتیجه روشنی بگیریم، نتیجه روشنش این است که حتی در بعضی از کتب لغت میگوید: جلباب الملاعه؛ ملاعه همین پوشش سراسری است.


 معنای جلباب از نگاه مفسرین

ابنعباس که مفسران روی حرفهای او بسیار تکیه میکنند، میگوید: الذی یستر من الفوق إلی الاسفل، جلباب آن است که از بالا تا پایین را میپوشاند. میدانید کتاب نهجالبلاغه غیر از آن مفاهیم بلند دینی و سیاسی و اخلاقی، یک کتاب ادبی هم هست. امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرماید: من احبنا اهلالبیت فالیستعد للفقر جلبابا؛ کسی که ما اهلالبیت را دوست دارد، برای فقر یک جلبابی را آماده کند؛ یعنی جلباب یک چیزی است که همه چیز را میپوشاند. یا در بعضی از روایات راجع به صبر آمده که یک جلبابی است برای فقر. منظور پوشش کامل و سرتاسری است.

بیضاوی در تفسیرش میگوید: جلباب آن است که صورت و تمام بدن را از سر تا پا بپوشاند. اینها در کلمات مفسرین آمده است. این تعبیر در وقتی که حضرت زهرا علیها السلام میخواستند به مسجد بروند و خطبه بخوانند، آنجا آمده؛«لاثت خمارها علی رأسه»حضرت مقنعهشان را به سر پیچیدند. «واشتملت بجلبابه»؛ بعد آن جلباب را دور خودشان قرار دادند؛ یعنی با چادر آمدند. پس ما وقتی به لغت عرب، به فرهنگهای اصیل لغت و یا به نهج البلاغه و به اقوال مفسرین مراجعه میکنیم، همین معنی استفاده می شود.


 فلسفه حجاب با چادر

سیوطی در کتاب الدرالمنثور صفحه 221 نقل میکند که ام سلمه از عایشه نقل کرد که وقتی این آیه بر پیامبر نازل شد که به زنها و دختران و همه زنهای مؤمنین بگویید که جلباب خودشان را بیاویزند؛ یعنی وقتی میخواهند بیرون بیایند، با جلباب بیرون بیایند، میگوید: خرج نساء الانصار کان علی رؤوسهن القربان من أکسیه؛ یعنی آنچه که بر سرشان بود، کساء بود که حتی در ادامهاش دارد، مشکی بود. زنهای انصار از خانهشان که بیرون میآمدند، با همین چادرها بود. حالا شاید جنسش مثل جنس چادر امروز نبود؛ ولی پارچهای که مشکی بوده بر خودشان آویزان میکردند؛ بهطوری که تمام بدنشان را میپوشاند.

روایتی دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داریم که فرمودند «لغیر ذی محرم اربعه اثواب درع و خمار و جلباب و ازار»؛ یعنی بین مقنعه و جلباب در این روایت فرق گذاشته شده است. برخی اصرار دارند که بگویند جلباب همان مقنعه است؛ بعضی از افراد هم برای خودشان یک نظریاتی را درست کردهاند و خیلی هم نادر و غیرقابل توجه هستند، میگویند: در اسلام زن فقط باید از زیر گردنش، یعنی از سینه تا روی زانویش پوشیده باشد؛ در حالیکه در هیچ کتاب لغتی برای جلباب چنین معنایی نداریم. جلباب یا لااقل از مقنعه باید بسیار بزرگتر باشد و سر، صورت، گردن، سینهها و یک مقدار وسیعتر را بگیرد و یا چادر، که به نظر ما همان چادر است.


 دلیل واجب بودن حجاب با چادر

ما وقتی تمام کتب لغت عرب، فارسی، نهجالبلاغه و حتی اشعار شعرا، روایات و کلمات مفسرین را بخواهیم جمعبندی کنیم، نود درصد اینها جلباب را چادر معنا کردهاند. این آیه صریحاً مسئله چادر را مطرح میکند. چادر چیزی نیست که بگوییم ایرانیها مثلاً در دوره قاجار وارد مملکت کردند. نه! چادر ریشه قرآنی دارد که همان جلباب است و در صدر اسلام هم بوده است به همین کیفیتی که الآن عرض کردم، ما بهخوبی میتوانیم از این آیه، وجوب حجاب را استفاده کنیم. به نظر من از این آیه وجوب چادر هم استفاده میشود؛ یعنی نه اینکه بگوییم: چادر بهتر است. نه! چون چادر چند تا خصوصیت دارد: اولاً تمام بدن را میپوشاند و ثانیاً اندام را هم میپوشاند. یک نکتهای که اسلام روی آن تکیه دارد، این است که زن نامحرم اندامش هم برای نامحرم مشخص نباشد؛ ولی حالا با این مانتوهای تنگی که امروز بعضیها دارند و فکر میکنند که اسمش حجاب اسلامی است، نه؛ باید اندام زن هم پوشیده باشد و از این آیه بهخوبی میتوانیم مسئله وجوب حجاب را استفاده کنیم.


 حجاب از احکام ضروری اسلام

ما در اسلام دوگونه حکم داریم؛ یک حکم ضروری و یک حکم غیرضروری؛ حال آیا وجوب حجاب از احکام ضروری اسلام است؟ عرض میکنم بله. ضروری در اصطلاح چیست؟ یک ملاکش این است که تمام فرقههای دینی بر او اتفاق نظر داشته باشند. شما الآن بروید سراغ اهلسنت و مذاهب دیگر اسلامی؛ هیچ مذهبی در مذاهب اسلامی نیست که بگویند: ما حجاب را واجب نمیدانیم! همه واجب میدانند. البته در حدودش یک مقداری بحث است؛ مثلا آیا صورت و دستها تا مچ باز باشد یا نه؟ این بحثهایی است که فعلاً به آنها کار ندارم. حجاب از احکام ضروری است. ملاک دوم برای ضروری، آن است که اجتهاد در آن راه ندارد. یعنی امروز هیچ کسی حق ندارد که بگوید: من بهعنوان یک فقیه میخواهم بگویم در زمان ما مثلاً نماز واجب است یا نه؟ نماز از اول اسلام واجب بوده تا آخر هم واجب است؛ یعنی در وجوب نماز اجتهاد راه ندارد.

حجاب هم یک امر ضروری است و قابل تشکیک هم نیست. گاهی اوقات در فقهمان میگوییم ضروری یعنی آنکه نیاز به دلیل ندارد. حجاب هم این چنین است.

بعضی اوقات در روزنامهها و یا در بعضی جاها میگویند: اگر کسی حجاب را رعایت نکرد، مگر گناه کبیره کرده؟ من عرض میکنم: بله، ترک حجاب و ترک رعایت حجاب از گناهان کبیره است. یک روایتی است که وقتی گناهان کبیره را ذکر میکند. بعد میفرماید أو شیئاً مما فرضالله عزوجل؛ یا هر چیزی را که خدا واجب کرده یعنی هر چیزی که دستور الهی است. خدا بر زن حجاب را واجب کرده و اگر زن ترک حجاب کرد، گناه کبیره کرده است.

حالا اگر یک خانمی یک مقنعهای داشته باشد و این هم بهمنزله پوشش سراسری باشد، ما قبول میکنیم؛ ولو اسمش چادر نشد؛ ولی همان کارکرد چادر را داشته باشد؛ یعنی نباید اندامش را نشان بدهد.

برخی از فقها و مفسران ما گفتهاند: جلباب حتی باید روی لباس باشد؛ یعنی اگر یک زنی عریان بود و این چادر را به خودش گرفت، باز صدق جلباب نمیکند؛ یعنی وقتی لباسهای معمولی خودش را پوشیده، این را روی لباس بیندازد؛ یعنی جلباب، هم باید ساتر(پوشاننده) بدن باشد و هم باید ساتر لباس باشد که این هم خودش یک نکته دیگری است که باید به آن توجه بشود.


 دلایل عقلانی حجاب

در بحثهای گذشته عرض کردیم، وجوب حجاب سند قرآنی دارد و علاوه بر آن، از ضروریات دین است. همه فرق اسلامی مسئله حجاب را بهعنوان یک تکلیف الهی پذیرفتهاند. حالا این بحث که امروز در جامعه ما مطرح شده که آیا مسئولان دولت یا نظام اسلامی و در سطح پائینتر، پدر و مادر نسبت به دختر خودش در این زمینه مسئولیت دارد یا نه؟ این را از دیدگاهها و ابعاد مختلف میشود پاسخ داد.

یک پاسخ این است که بالأخره ارشاد و هدایت وظیفه هر کسی نسبت به دیگری است، همانطوری که در مسایل مادی اگر یک انسانی میبیند، دیگری راه اشتباهی میرود و خدایی نکرده تمام اموالش ممکن است از بین برود، عقل چه میگوید؟ عقلا چه میگویند؟ وجدان انسان چه میگوید؟ میگوید ارشاد لازم است و او را ارشاد میکند تا از اموال خودش مراقبت کند.

چون مسئله حجاب یک مسئله اجتماعی است؛ یعنی فقط مسئله خصوصی یک انسان نیست که بگوید من میخواهم اینطور باشم؛ چون آثارش سرریز به خود انسان و خانواده میشود و در دیگران اثر سوء میگذارد، این را باید ارشاد کرد و این امری است که روشن است. لذا این حرف باطلی که میگویند: این فضولی است. فضولی در کارهای خصوصی و در امور اختصاصی انسان است؛ مثلاً به شما بگویم: چرا کت و شلوار این رنگی پوشیدید، به من چه ارتباطی دارد؟ شما از این رنگ خوشتان میآید و رنگ معقولی هم است و من حق ندارم در آن دخالت کنم! ولی حجاب یک امر اجتماعی است؛ یعنی آثارش در تمام بدنههای اجتماع ظاهر میشود؛ غیر از آن بحث طهارت قلبی که در صحبتهای قبلی هم عرض کردم؛ لذا ارشاد لازم است، چه حکومتی باشد و چه نباشد. اینکه عرض میکنم پدر و مادر، فامیل، اقوام، آشنایان، رفیق این را باید مطرح کنند.

یک مرحله بالاتر میآییم؛ بحث امر به معروف و نهی از منکر که صبغه کاملاً دینی پیدا میکند. قسمت اول بهعنوان یک ارشاد است که من دیگری را نصیحت کنم، ولی امر به معروف و نهی از منکر بر من واجب است و بر هر انسان مسلمانی واجب است؛ ما فروع دین را که مطرح میکنم، کنار حج، جهاد و زکات. یکیش امر به معروف و نهی از منکر است. معروف، یعنی آنچه دین ما میگوید خوب است و منکر آنچه دین ما میگوید گناه است. اینکه بیاییم معروف را به هنجار و ناهنجار تعبیر کنیم، این در کتابهای روانشناسی باید مطرح شود. این اصطلاح را آنجا باید اینطوری معنا کنیم. معروف یعنی چیزی که یا عقل میپسندد، یا عرف میپسندد و یا شرع میپسندد. یکسری اموری است که معروف است؛ ولی نه عقل میفهمد و نه عرف.

خمس معروف است؛ اما عقل از خمس چه ادراکی دارد؟ جهاد معروف است؛ ولی ممکن است عقل ادراکی از آن نداشته باشد. مگر مثلاً در جهاد دفاعی؛ یعنی اینکه واجبات و مستحبات معروف و گناهان جزء منکرات هستند. هر انسانی وظیفه دارد از باب امر به معروف و نهی از منکر نسبت به بدحجابی عکسالعمل نشان دهد.


 وظیفه حکومت در قبال بیحجابی

حکومت اسلامی در درجه اول باید این مسئله را برای مردم و برای بانوان تبیین کند و توسط مجموعههای مختلف فرهنگی کشور روی مسئله حجاب کار بشود. با اهتمامی هم که مسئولان ما در طول این مدت داشتند؛ ولی یک کار اساسی فرهنگی نشده! اگر امروز از زنهای چادری و متدین و مذهبی ما بپرسید که به چه دلیل حجاب در اسلام واجب است؟ میگوید: من میدانم واجب است؛ ولی نمیدانم چرا؛ در حالی که باید بداند.

پیشنهاد میکنم که هر دختری که میخواهد جشن تکلیف بگیرد، کنار آن سجاده و چادری که به او میدهیم، آیه حجاب را هم برایش بنویسیم و ترجمه کنیم که این دختر از نه سالگی بداند و فکر نکند که چون پدر و مادر تعصب دارند باید حجاب داشته باشد. باید مبنای قرآنی و آثار اجتماعی و اخلاقی حجاب را بداند.


 تبیین و تفهیم حجاب

ای کاش آموزش و پرورش، ارشاد، صدا و سیما، حوزههای علمیه واقعاً در این زمینه یک کار اساسی بکنند. در دانشگاههای ما باید بیان بشود. مناظره بگذارند. نیاز به مناظره و یک کار دائمی دارد. همانطوری که اگر بخواهید بهداشت جامعه را حفظ کنید، دائماً باید تذکر بدهید؟ در اینگونه مسایل نیز باید دائماً مناظره و میزگرد باشد و موافقان و مخالفان بیایند و نظر بدهند. ما آمادگی کامل برای اینکار داریم.

حکم وجوب حجاب، سر سوزنی جای ابهام از نظر قرآنی و فقهی و دینی ندارد که ما بگوییم دستمان خالی است! هر کسی سئوال و اشکالی دارد، مطرح کند تا پاسخ داده شود.

حجاب باید یک بحث زنده همیشگی باشد و حالا حکومت باید این را در رسانه، دانشگاه، آموزش و پرورش و جاهای مختلف نهادینه کند و اگر این کار نشود، گشت ارشاد به تنهایی چیز بیاثری است، که ممکن است، اثر معکوس هم داشته باشد. باید بیاییم کلام خدا، ائمه و روایات را درباره آثار رعایت کردن حجاب در دنیا و آخرت بیان کنیم.


 یک سوال اساسی

آیا حکومت اسلامی در مقابل چنین افرادی وظیفهای دارد یا نه؟ بهعبارت دیگر آیا حکومت فقط وظیفهاش همان مطلب اول است که تبیین کند؟

این مطلبی که دارم عرض میکنم، ممکن است بسیاری از اساتید دانشگاه یا حتی اساتید حوزه برایشان این سئوال یا تردید پیش بیاید که حکومت اسلامی ورای تبیین حق دیگری ندارد. من میخواهم اینها را به آیه شریفه 13 از سوره مبارکه شوری توجه بدهم؛ خدای تبارک و تعالی میفرماید: « شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ؛ ای رسول ما برای مردم دین را تشریع کردیم. دین همان دستوراتی است که به نوح گفتیم. همان دستوراتی است که به توی پیامبر وحی کردیم، به ابراهیم گفتیم، به موسی و عیسی گفتیم» بعد میفرماید: هدف از شرع این است که دین را باید اقامه کنند؛ یعنی نوح فقط وظیفهاش بیان دین نیست؛ بلکه اقامه دین است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین؟عهم؟ فقط وظیفهشان بیان دین نیست؛ بلکه علاوه بر آن اقامه دین است. اقامه دین یعنی هر آنچه که در دین آمده است. برخی میگویند چرا شما راجع به بعضی از خلافکارهایی که در جاهایی میشود، صحبت نمیکنید؟ بله، آنجا هم حاکم مسلمین وظیفه دارد و باید گفته شود؛ ولی فعلاً از ما سئوال میکنید، چه دلیل قرآنی دارید بر اینکه حاکم باید نسبت به این دختر خانمی که میداند، در قرآن آیه حجاب آمده؛ اما باز هم میخواهد مخالفت کند و بی حجابی به خیابان بیابد، باید وظیفه خودش را انجام بدهد. الآن بحث از کیفیتش ندارم ولی میخواهم به اینجا برسیم که وظیفه دارد، یعنی حاکم میگوید من باید ببینم عمل به احکام اسلام می شود یانه!

اقامه دین خیلی خدمت به بشریت است ابعاد دین برای تمام ابعاد و اقشار جامعه روشن میشود که دین چقدر ارزش دارد؟ در معاملات، در سیاست، در قضاوت، در اخلاق، در همه شئون زندگی. پس دلیل ما لزوم اقامه دین بر طبق آیه سیزدهم شورا است.

حالا این به چه نحوی باید بشود؟ این را باید بیایند بررسی کنند کارشناسی کنند، خود حاکم مسلمین باید بررسی کند با این دختر خانمی که میداند، عرض کردم اگر نمیداند چنین آیهای در قرآن هست حق برخورد ندارند، اما اگر میداند چنین آیهای در قرآن هست باید مطابق حکم اسلام برخورد شود.


 لزوم رعایت قانون امر عقلی است

نکته دیگر این است که ما قطع نظر از دلیل قرآنی و روایی، لزوم رعایت قانون یک امر عقلی است. برای اجرای قانون چه فرقی میکند، وقتی میگوییم: حجاب، قانون کشور جمهوری اسلامی است؛ همانطوری که مقام معظم رهبری در سخنانشان فرمودند: شراب نخوردن قانون جمهوری اسلامی است؛ یعنی کسی هم که از خارج وارد کشور میشود، این قانون را باید رعایت کند. چهطور ما وقتی به کشور دیگری برویم، آنجا یک قوانینی دارد که باید رعایت کنیم. اصلاً رفتن به آنجا به معنای پذیرش قوانین آنجاست و تامادامی که انسان آنجا زندگی میکند، باید قوانین آن کشور را رعایت کند. آنها هم که کشور ما میآیند، باید رعایت کنند. این احترام به قانون یک نظام و یک دولت است.


خروج