*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


آثار ماندگار شماره خبر: ٣٦٤٣٣٧ ٢٣:٠١ - 1394/05/20    القاموس‌المحیط از محمدبن یعقوب‌بن فضل‌الله فیروزآبادیآثار ماندگار شماره 424 ارسال به دوست نسخه چاپي


 القاموس‌المحیط از محمدبن یعقوب‌بن فضل‌الله فیروزآبادیآثار ماندگار شماره 424

القاموس‌المحیط از محمدبن یعقوب‌بن فضل‌الله فیروزآبادی


محمــدبـــــن یعــــــقــــوب‌بــن فضـــــل‌الله فیروزآبادی مکنی به ابوطاهر به سال 729ق ظاهراً در دمشق به‌دنیا آمد. او عالمی لغوی، فقیهی وارسته و محدث و مفسر و سیره‌نویس بود که فقه را نزد محمدبن یوسف زرندی مدنی آموخت و در فراگیری حدیث، در دمشق از مشایخی چون حافظ‌بن قیم جوزیه، تقی‌الدین سُبکی و پسرش تاج‌الدین، ابن‌نباته، ابن‌جناز و ابن‌خباز استفاده برد و محفل علمی آنان را مغتنم شمرد...

 

 القاموسالمحیط از محمدبن یعقوببن فضلالله فیروزآبادی

تنظیم: علیاکبر بخشی

محمــدبـــــن یعــــــقــــوببــن فضـــــلالله فیروزآبادی مکنی به ابوطاهر به سال 729ق ظاهراً در دمشق بهدنیا آمد.

او عالمی لغوی، فقیهی وارسته و محدث و مفسر و سیرهنویس بود که فقه را نزد محمدبن یوسف زرندی مدنی آموخت و در فراگیری حدیث، در دمشق از مشایخی چون حافظبن قیم جوزیه، تقیالدین سُبکی و پسرش تاجالدین، ابننباته، ابنجناز و ابنخباز استفاده برد و محفل علمی آنان را مغتنم شمرد.

از شاگردان درجه اول فیروزآبادی میتـــــوان ابــــــــنحجـــــــر عسقـــــلانی، صــــــلاحالـــــــدین صفـــدی، ابنعقیل، جمالالدین النوی و ابنهشام را نام برد، که اینان خود عالمان برجستهای گردیدند.

درباره این عالم برجسته نوشتهاند که او دانشمندی بلندپایه بود که در طلب علم و معرفت به سیر آفاق پرداخت و غرب و شرق را درنوردید و به منزلتی دست یافت که بزرگان در اکناف جهان مصاحبت وی را غنیمت میشمردند و در معاشرت با او رقابت میکردند.

از قلم ایشان آثار مختلفی در علوم مختلف به رشته تحریر درآمد که زبدهترین آنها کتاب «القاموسالمحیط» است.

* القاموسالمحیط

قاموساللغة فرهنگ واژهنامه عربی به عربی در چهار جزو است که با شصت هزار مدخل و بر اساس صحاح جوهری نوشته شده است، اما اغلاط موجود در صحاح را تصحیح مینماید. این کتاب با نامهای چون قاموساللغة، قاموسالمحیط، قاموس فیروزآبادی یا با نام کاملش «قاموسالمحیط والقابوسالوسیط الجامع لما ذهب من کلامالعرب بین محققین» شهرت دارد.

اگر چه مؤلف بر مبنای تهذیباللغة و الصحاح، کارکرده لکن به نقل آن دو کتاب اکتفا نکرده و به سه هزار کتاب مهم زمان خود مراجعه داشته است.

فیروزآبادی نخستین کسی بود که به سبب وسعت مطالب، نام کتابش را قاموس یعنی دریای بزرگ نهاد. قاموسالمحیط پساز نگارش با استقبال فراوان اهل دقت مواجه شده و از واژهنامههای سابقین پیشی گرفته بهطوری که بسیاری از خاورشناسان بنیان تألیفات لغوی خود را در زبان عربی بر اساس این کتاب قرار دادهاند.

کشتی شهرت این کتاب به قدری دریای افکار دانشمندان را در نوردید که بعدها لفظ «قاموس» به معنای فرهنگ لغت در زبان عربی استعمال شد و کلمه قاموس با واژه معجم مترادف گردید.

در حال حاضر نیز این کتاب در شمار سودمندترین فرهنگهای موجود در عرضه مطالعات قرار دارد. از دلایل نبوغ تحقیقاتی در قاموس میتواند این باشد که در زمانی ظهور یافته که فرهنگنویسی در زبان عربی تقریباً مراحل کمال خود را میگذراند و مکاتب مختلفی را چون مکتب خلیل، مکتب جوهری و غیره را به خود دیده بود.

این کتاب چنانچه مؤلفش در مقدمه قاموس گفته است، محصول عمری تجربه و تلاش در لغت و انس و الفت او در این زمینه است.

* شیوه نگارش و محتوا

ترتیب واژگان این فرهنگ، الفبایی و برحسب حرف آخر و سپس حرف نخست از ماده اصلی کلمه است. به عبارت دیگر الگوی اصلی برای یافتن ریشه سه حرفی «فعل» به این ترتیب است: اول «ل» دوم «ف». بهعنوان مثال کلمه «ولج» در فصل مربوط به حرف واو آورده و سپس بر اساس ترتیب حرف آخر کلمه نوشته است: «باب الجیم». این کتاب ویژگیهایی دارد که عبارت از:

1ـ جناب فیروزآبادی اشکال مجرد و مزید یک فعل را که در عرب استعمال شده، ذکر کرده و معانی مختص به آنرا بیان میدارند و در برخی مواضع به آیات قرآن و احادیث نبوی و اشعار اصیل عرب استناد مینماید.

2ـ رعایت ایجاز و اختصار در توضیح واژه یکی دیگر از خصوصیات این کتاب است. به گفته بعضی محققین، قاموس در حقیقت چکیده یک کتاب عظیمی بوده که فیروزآبادی قصد نگارش آنرا داشته لکن از بیم ناقص ماندن آن، به تألیف قاموس بسنده مینماید.

3ـ بهکارگیری علائم اختصاری در نشانهها از خصوصیات این اثر است که میتوان آنرا از ابتکارات مؤلف دانست، مثلاً «ع» = موضع، د = بلد، ج = جمع، جج = جمعالجمع است.

4ـ آوردن اعلام و اسامی اشخاص، قبایل و اماکن گوناگون با ارائه توضیحی مختصر، آوردن نام گیاهان دارویی و بیان فواید آنها، ذکر اسامی جنگها و غزوات، انواع حیوانات و پرندگان، اسبها و شمشیرها از ویژگیهای این فرهنگ است.

* پژوهش و شرح قاموس

چون قاموس به پایهای از اعتبار رسیده که متداول و متعارف شد و مورد اعتماد و وثوق اهل علم قرار گرفت، بعضی از دانشمندان در پی ترجمه آن برآمدند، یکی از آنها یحییبن شفیع قزوینی است که آنرا بسیار نیکو و با مهارت به سرانجام رسانیدند.

یکی دیگر ترجمه عبدالرحیمبن عبدالکریم صفیپوری است که به دلیل حسن سلیقه در ترتیب لغات و وزانت آن، به منتهیالإرب مسمی گردیده است.

در قرن دوازدهم، سیدمرتضی زبیدی کتاب تاجالعروس فی شرحالقاموس را در توضیح اثر فیروزآبادی تألیف کرده و در آن نامهای خاص تاریخی و جغرافیایی افزود. تاجالعروس نهتنها حجیمترین شرح بر قاموسالمحیط است، بلکه مبسوطترین فرهنگ لغت در لسان عرب محسوب میشود و گنجینهای عظیم در این زبان است.

قاموسالمحیط در سال 1632 میلادی در ایتالیا به زبان لاتین ترجمه و منتشر گردیده است.

منابع: کتاب ماه ادبیات و فلسفه؛ مرکز دایرةالمعارف اسلامی؛ نامه پارس، سال8، شماره 4، زمستان 82 مقاله درباره قاموسالمحیط فیروزآبادی، محمد التوبخی

 


خروج