*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


آثار ماندگار شماره خبر: ٣٤٣٧٢٩ ١٣:٠٧ - 1393/03/21   آثار ماندگار شماره 292 ارسال به دوست نسخه چاپي


آثار ماندگار شماره 292

جمهرة اللغة


محمدبن‌الحسن‌بن دُرَيْد از دانشمندان شهير عالم اسلام و متضلع در فن لغت بود که به سال 223 ه.ق در بصره ديده به جهان گشود. ابن دُرَيْد نزد اساتيد بزرگ عصرش چون عبدالرحمان‌بن اخي‌الاصمعي، ابي‌حاتم السجستاني و بسياري ديگر علم آموخت و ...

محمدبنالحسنبن دُرَيْد از دانشمندان شهير عالم اسلام و متضلع در فن لغت بود که به سال 223 ه.ق در بصره ديده به جهان گشود. ابن دُرَيْد نزد اساتيد بزرگ عصرش چون عبدالرحمانبن اخيالاصمعي، ابيحاتم السجستاني و بسياري ديگر علم آموخت و خود نيز در محفل علمياش شاگردان بسياري را پرورش داد که از زبدهترين آنها ابوسعيد سيرافي، ابوالفرج اصبهاني، ابوعبدالله مرزباني، ابوالقاسم آمري، ابوالحسن مسعودي و ابوبکربن سراج بودهاند.

از آن عالم برجسته دهها اثر گرانسنگ در زمينه ادبيات و لغت به منصه ظهور رسيده که از آن جمله ميتوان به ادب الکاتب، الوشاح، المقتني و المقتبس اشاره کرد. ابندريد در روزگار خود، داناترين مردم در لغت و شعر و انساب به شمار ميرفت و حافظهاش بسيار قوي بود. ابندريد در سال 321 ه.ق در شهر بغداد دار فاني را وداع گفت و در روز وفاتش گفته شد که علملغت از دنيا رفت!

 

جمهرةاللغة

"جمهرةاللغة" از نخستين فرهنگ لغتهاي جامع عربي است که به دست تواناي محمدبن حسنبن دريد تأليف شده است. اين کتاب پساز العين، مشهورترين اثر در موضوع خودش محسوب ميشود؛ تا جايي که مسعودي، ابندريد را جانشين خليل در لغت دانسته است. ابندريد نام کتابش را يکبار"جمهرةاللغة" و بار ديگر "جمهرةالکلام واللغة" ذکر کرده است و محتمل است که او در اين نامگذاري به‌‌ "جمهرةالنسبة" اثر ابيسائب کلبي نظر داشته است. ابندريد در تأليف جمهرة هر چند به "العين" نظر داشته است، اما مستقل عمل کرده و گاه به درستي گفتههاي خليل ترديد نموده است. او در مواردي نيز شجاعانه اعلام کرده که مطلب صحيح را نميدانم. در مورد تنظيم مباحث مربوط به واژگان نيز روش ابندريد با خليل يکسان نبوده است. بسياري از شواهد دو کتاب متفاوت است. در برخي موارد ابندريد مطلبي را در لغت آورده است که نهتنها در العين نيامده که در هيچيک از آثار گذشتگان يافت نميشود.

 

مرجعيت کتاب

بسياري از فرهنگنويسان پس از ابندريد نظير ابنفارس تصريح کردهاند که جمهرة يکي از منابع آنان بوده است. برخي نيز همچون ابوالعلا همداني و حسنبن خطير بر آن بودهاند که اين کتاب را از حفظ کنند. بسياري از مؤلفان بزرگ از جمله ابنخلکان و سيوطي در نقل مباحث لغوي از جمهره سود بردند. شيخ طوسي نيز در تفسير خود "التبيان في تفسيرالقرآن" براي ترجمه برخي از لغات از جمهرة استفاده کرده است.

 

انگيزه تأليف

ابندريد در مقدمه کتابش آورده که قصد معارضه با دانشمندان يا نکوهش پيشينيان را ندارد و ضمن تجليل از کتاب العين گفته که سبب تأليف جمهرة دشواري استفاده از العين است و افزوده که براي جمهرة نظام الفبايي را قرار داده تا مراجعهکنندگان راحتتر از آن بهرهببرند.

ابندريد همچنين در مقدمه کتابش گفته است که آنرا براي "ابوالعباس اسماعيلبن عبداللهبن محمدبن ميکال" تأليف کرده و اين هنگامي بوده که ابندريد به فارس هجرت کرده بود و عبدالله ميکال از طرف المقتدربالله، ولايتبخشهايي از اهواز و خوزستان گماشته شده و تربيت فرزند خود ابوالعباس اسماعيل را به ابندريد سپرده بود. ابوالعباس اسماعيل گفته است: "ابندريد در سال 297ق جمهرة را از اول تا آخر و از حفظ بر او املا کرده و فقط درباره همزه و لفيف به برخي کتابها مراجعه نموده است. هيچ فرهنگنويسي کتابش را از حفظ املا نکرده و او از اين حيث ممتاز است. ابندريد در بصره و بغداد نيز جمهره را از حفظ املا کرده و خود در چند جا به اين نکته اشاره نموده است.

 

نسخه‌هاي کتاب

از آنجايي که نسخههاي جمهرة فراوان ميباشد، عالماني چون ابننديم و قِفْطي اختلاف در املاها را دليل وجود فزوني و کاستي نسخه ميدانند و نسخه "ابوالفتح عبيداللهبن احمد نحوي" کاملترين نسخههاست.

به نقل منابع، در کتابخانه "عزير بالله" خليفه فاطمي يکصد نسخه از جمهرة موجود بوده که نشان دهنده شهرت جمهرة در آن دوران است.

 

بخش‌هاي اصلي کتاب

ابندريد کتابش را به چند قسمت اصلي تقسيم کرده به اين ترتيب:

ثانيي صحيح که حرف دوم آن تکرار شده باشد (در واقع کلمه سه حرفي است) در حرف الف،از "أبّ" آغاز و به "اي" ختم ميشود.

ثنايي ملحق به رباعي، شامل واژگاني همچو "بحبح" و "بجبح".

ثنايي متصل که با "بوأ" آغاز و به "هوي" ختم ميشود.

ثلاثي صحيح که بيشترين حجم کتاب را تشکيل ميدهد. ثلاثياي که عينالفعل آن از حروف لين باشد مثل باب، بيت، سوس.

باب نوادر همزه که شامل واژگان مهموز، لفيف و مقصور نيز ميشود.

رباعي صحيح. رباعي معتل که کلمات غيرمعتلي همچو "دردق" و "کرکم" نيز در اين باب آمد.

خماسي و ملحقات آن

ابواب متفرقه مربوط به لغات.

 

شيوه تأليف

نويسنده اهتمام دارد تا ريشه هر واژه را بهدست آورد و از اينرو غالباً به اثر ديگر خود کتاب "الاشتقاق"ارجاع داده است.

 ايشان به واژه معرب و دخيل توجه داشته و کوشيده تا اصل واژه را بيابد و در آخر جمهرة بابي را به اين امر اختصاص داده و درباره واژگان فارسي، رومي، نَبَطي و سرياني بحث کرده است.

ابندريد به واژگان قبايلي همچو اَزْد، تَميم، قَيس و ثقيف اهميت داده است و کتاب او از اين جهت بر "العين" برتري دارد.

 ايشان افزون بر نقل واژگان عرب شمال، حدود 220 واژه متعلق به مردم يمن را نيز بيان کرده است.

 

امتيازات کتاب

از مطالب جالب در جمهرة، "تحميديه مُسَجّع" ابندريد در مقدمه کتاب است که مشتمل بر کلمات و مضامين کلامي و فلسفي است. ابندريد از منابعي نام ميبرد که اينک مفقودند، مانند کتاب "الانباز" اثر ابوعُبَيْدة مَعْمَربن مثّني که اين بر اهميت جمهرة افزوده است. گاه ابندريد اطلاعات تاريخي سودمندي بهدست ميدهد، مانند بيان قدرت شاعري حسانبن ثابت انصاري در دوران کودکي يا گفتوگوي ميان "اصمعي" و هارونالرشيد.

 وي همچنين درباره کلماتي که از پي هم ميآيند مانند جائع تائع، عطشان نطشان و حَسَن بَسَن، واژگان مؤنثي که "ة" تأنيث نميپذيرند مانند: عارک، جالع، طامث و کلماتي که فقط به شکل مُصغّر بهکار رفتهاند مانند خُلََيقاء، شُوَيلاء بحث کرده و همينطور کلمات و نامهاي خاص را گردآورده است که در اشعار عربي بهطور نادرست بهکار رفتهاند.

 

شروح و چاپ‌هاي جمهرة

کتاب جمهره از همان زمان تأليف، شهرت يافت و مورد مراجعه، بازبيني و تلخيص قرار گرفت. "صاحببن عَبّاد" "جوهَرةالجمهرة" که مختصري از جمهرة است را تأليف کرد. نام اين کتاب به شکل "الجوهرة"، "جوهرالجمهرة" و "الجوهرة في مختصرالجمهرة"آمده است. حسين نصّار آن را جزء کتابهاي مفقود دانسته، اما آقابزرگ نسخهاي از آنرا شناسايي و معرفي کرده است. اين کتاب به چاپ رسيده و در مقدمه آن نام "جوهرةالجمهرة" ذکر شده است.

"ابنتياني اندلسي" نيز کتاب "الموعَب" را در جمع بين مطالب العين و جمهرة نوشته که "مختصرالجمهرة" ناميده شده است. ابوالعلاء مَعرّي شواهد شعري جمهرة را به نثر در آروده و در سه جزء شرح کرده است. "يحييبن مُعطي مغربي" جمهرة را به نظم کشيده و آنرا "نظمالجمهرة" ناميده است. جمهرةاللغة نخستينبار از سال 1344 تا 1351 در حيدرآباد دکن (در هندوستان) به چاپ رسيده. "محمد سورَتي" و "کرنکو" نسخههايي را که اساس تصحيح بودهاند را معرفي کردند.

"کرنکو" در مقالهاي که درباره فرهنگهاي لغت عربي نوشته، نسخههاي جمهرة را به تفصيل معرفي کرده است. جلد چهارم چاپ حيدرآباد که به فهرستها اختصاص يافته، از اهميت بسزايي برخوردار است؛ زيرا بدون اين فهرستها، استفاده از جمهرة بسيار دشوار است. اين چاپ چندين بار چاپ شده است.

منابع: دانشنامه جهان اسلام، دائرةالمعارف جهان اسلام و الذريعه الي تصانيف الشيعه

تنظيم: علياکبر بخشي

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج