*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


آثار ماندگار شماره خبر: ٣٠٩٥٩٦ ١٣:٢٣ - 1391/10/13   تلخيص‌الشافي از شيخ طوسي (م460ق)آثار ماندگار شماره 354 ارسال به دوست نسخه چاپي


تلخيص‌الشافي از شيخ طوسي (م460ق)آثار ماندگار شماره 354

تلخيص‌الشافي از شيخ طوسي (م460ق)


پس از رحلت رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم اختلافات گوناگوني ميان مسلمانان پديدار گشت که مهم‌ترين آن‌ها اختلاف در مسئله امامت بود. و اين اختلاف از آن جا ناشي گشت که برخي امامت را به اتفاق و اختيار امت و برخي ديگر با نص و تعيين صاحب شريعت اثبات مي‌کردند. اين اختلاف منشأ ...

 

تلخيصالشافي

از شيخ طوسي 460ق)

پس از رحلت رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم اختلافات گوناگوني ميان مسلمانان پديدار گشت که مهمترين آنها اختلاف در مسئله امامت بود. و اين اختلاف از آن جا ناشي گشت که برخي امامت را به اتفاق و اختيار امت و برخي ديگر با نص و تعيين صاحب شريعت اثبات ميکردند. اين اختلاف منشأ پديد آمدن گروهها و کتابهاي مختلف شد.

شيعه اعتقاد به انتصاب الهي امامت داشت و دست خلق را از انتخاب و تعيين امام و جانشين رسولخدا کوتاه ميدانست. برخي از علماي سني با نگاشتن کتاب به انديشه شيعي حمله ميکردند و آن را تخطئه مينمودند؛ گرچه اين حملات بيپاسخ نميماند و عالمي شيعي کتابي در نقض و رد آن مهاجم مينوشت و سستي دلايل وي را به رخ ميکشيد؛ اما اين ماجرا پاياني نداشت تا اينکه قاضي عبدالجبار معتزلي (م 415ق) با نگاشتن کتاب مغني اين حملات را به اوج رساند و دانشمندي چون سيدمرتضي علمالهدي(قدسسره) کتاب شافي را در جواب و نقض وي نوشت. همانطور که گفته شد، اين اولينبار نبود که چنين اتفاقي ميافتاد. پيش از آن ابوعبداللهبن مملک اصفهاني که از متکلمان شيعه بود، با ابوعلي جبائي دانشمند معتزلي مباحثاتي بر سر مسئله امامت داشت و بدين مناسبت خود کتابي به نام امامت نوشت و کتاب امامت ابوعلي جبائي را نقض کرد. اين رد و جوابها گاهي بين دو نويسنده چندينبار تکرار ميشد که از جمله اين ماجرا را نجاشي در «رجال» خود بدين شکل نقل کرده است: ابوالحسين سوسنگردي ميگويد: من پس از زيارت حضرت رضا عليهالسلام به طوس، نزد ابوالقاسم بلخي به بلخ رفتم و کتاب «الانصاف فيالإمامة» ابنقبه رازي، متکلم شيعي را به او نشان دادم و او کتابي به نام «المسترشد فيالامامة» را در رد آن نوشت، سپس آن را به ري نزد ابنقبه آوردم، او کتابي به نام «المستثبت فيالإمامة» نوشت و «المسترشد» را نقض کرد. من آن را نزد ابوالقاسم آوردم، او ردي بر آن به نام «نقضالمستثبت» نوشت و چون به ري برگشتم ابن قبه درگذشته بود.

باري، قاضي عبدالجبار همداني در دايرةالمعارف کلامي خود که موسوم به «المغني في ابوابالتوحيد والعدل» است، قسمت مهمي را اختصاص به مسئله امامت داد تا آنچه را که پيشوايان او مانند جاحظ و جبائي گفته بودند، استوار سازد. کتاب مغني در بيست مجلد به وسيله قاضي عبدالجبار در مسجد رامهرمز املاء شده است. جزء بيستم آن در امامت و رد نظريه شيعه درباره امامت است.

علماي چندي به کتاب مغني عبدالجبار پاسخ گفتند که مشهورترين و مبسوطترين آن، کتاب شافي سيدمرتضي علمالهدي قدسسره است. کتاب شافي افزون بر نکات کلامي، مطالب فراواني درباره رجال و تاريخ و... دارد. از مهمترين بحثهاي رجالي آن، احياي شخصيت ابنراوندي است که برخي او را ملحد ميدانستند و سيدمرتضي با استناد به آراي وي نشان داد که ابنراوندي شيعي محض است.

کتاب شافي مورد توجه شيعه و سني قرار گرفت. سنيان در رد آن کتاب نوشتند و شيعيان در شرح و تلخيصش. يکي از مهمترين تلخيصهاي آن، تلخيصالشافي شيخ طوسي قدسسره بود.

شيخ طوسي در آغاز کتاب، پس از مقدمهاي کوتاه درباره تکليف انسان در شناخت خدا و اهميت امامت ميگويد: «من کتاب شريف مرتضي را مشتمل بر مسايل مهم امامت و محتوي ادله مورد اعتماد اصحابمان ديدم. او در اين کتاب به ذروه عليا و غايت قصوي رسيده و هر کس در اين موضوع چيزي نوشته، از او اخذ و اقتباس کرده و به ساحت او فرود آمده است. علاوه بر اين در اين کتاب شبهههاي قديم و جديد مخالفان استيفاء شده و سستي آنها آشکار گرديده است، ولي او در اين کتاب روش آنان که کتابهاي دشمنانشان را نقض ميکنند در پيش گرفته و مانند مصنفاتي که ادلّه را جداگانه مرتب ميسازند و پرسشهاي دشمن را استيفاء ميکنند و سپس پاسخ ميدهند، رفتار ننموده است. بدين جهت است که اين کتاب فقط مورد استفاده آنان که در علم مبرّز هستند قرار ميگيرد. و مبتديان چنان که درخور اين کتاب است، از آن بهرهور نميگردند. و چون جماعتي از اصحاب مشتاق بودند که اين کتاب تلخيص شود و مکررات آن ساقط گردد، من عزم بر تلخيص آن گرفتم و در آغاز آن، کيفيت اختلاف مردم را در امامت ياد کردم و در برخي از موارد احتجاجاتي افزون بر آنچه که در کتاب بود آوردم».

کتاب تلخيصالشافي به ترتيب زير تدوين شده است:

1)      اختلاف مسلمانان در وجوب امامت؛ در اين بخش، ديدگاه گروههاي مختلف از جمله حشويه، معتزله، شيعه و... بيان و اثبات شده که شيعه معتقد است وجوب امامت، عقلي و نقلي است.

2)      صفات امام؛ چهار ويژگي عصمت، افضليت، اعلميت در احکام،  شجاعترين بودن، صفاتي هستند که امام (جانشين بلافصل نبي) بايد متصف به آنها باشد.

3)      وجود نص بر امامت امام يا معجزه از شخص امام که دلالت بر امامتش کند.

4)      وجود نص بر امامت اميرالمؤمنين عليهالسلام به عنوان خليفه بلافصل. از طولانيترين بخشهاي کتاب (شامل تمام جزء دوم کتاب) است که به طرق عقلي و نقلي به بيان نصوص موجود در امامت اميرالمؤمنين عليهالسلام پرداخته است.

5)      اميرالمؤمنين عليهالسلام افضل صحابه بود. ذکر احاديث منزلت، اعطاي عَلَم در غزوه خيبر، سخن رسولخدا صلياللهعليهوآلهوسلم به ذيالثديه و ديگر صحابه درباره اميرالمؤمنين عليهالسلام و... در اين قسمت آمده است.

6)      در رد و ابطال سخن کسيکه جانشيني اميرالمؤمنين عليهالسلام را بعد از رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم بلافصل نميداند.

7)      در اثبات اينکه خليفه اول داراي صفات امامت (عصمت، افضليت، اعلميت و شجاعت) نبوده است.

8)      نقض دلايل فضيلت خليفه اول بر ديگر صحابه.

9)      نقض و ابطال امامت خلفيه دوم. در اين بخش، از سرپيچي وي در واردشدن به سپاه اسامه تا برگزاري شوري مطالب مستندي آمده است.

10)   نقض و ابطال امامت خلفيه سوم. در اين بخش، افزون بر مطالب و دلايلي که به رد امامت خليفه اول و دوم ميانجامد، مطاعن خليفه سوم نيز آمده است.

11)   احکام محاربين اميرالمؤمنين عليهالسلام؛

12)   ذکر امامت حسنين عليهماالسلام؛

13)   13 - 19. ذکر امامت علي بنالحسين عليهماالسلام تا امامت حضرت حجت عجلاللهتعاليفرجهالشريف؛

14)   در فصل پاياني ولادت و علل غيبت حضرت و... آمده است.

15)   شايان ذکر است که شيخ طوسي ذيل هر آيه و روايتي که سخني از معارضان باشد را با عنوان «اشکال» نقل و منصفانه و مستند به آن جواب گفته و نقض ميکند.

چاپهاي تخليصالشافي

1.       چاپ سنگي در سال 1301ق همراه با کتابالشافي، در تهران؛

2.       تحقيق و تصحيح سيدحسين بحرالعلوم در سال 1383ق، نجف اشرف. اين چاپ را انتشارات مختلف به صورت افست تجديد چاپ کردهاند. مقدمهاي مبسوط در شناخت شيخ طوسي، پاورقيهاي فراوان و مفيد در نشان دادن مآخذ و مصادر سخنان شيخ طوسي و روايات تلخيصالشافي، توضيح عبارات و بيان حکاياتي که شيخ طوسي به اجمال به آن پرداخته، از مواردي است که سيدحسين بحرالعلوم در اين اثر بدانها پرداخته است.

تهيه و تنظيم: عباسعلي مردي


خروج