*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


طنز, افق خانواده شماره خبر: ١٣٣٢٨٩ ٢٠:٣٦ - 1390/12/23    ارسال به دوست نسخه چاپي


طـــنــــز عیدانه 91


مردی به یك مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یك طوطی كرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره كرد و گفت: طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است. مشتری: چرا این طوطی اینقدر گران است؟


مردی به یك مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یك طوطی كرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره كرد و گفت: طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.

مشتری: چرا این طوطی اینقدر گران است؟

صاحب فروشگاه: این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.

مشتری: قیمت طوطی وسطی چقدر است؟

صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینكه این طوطی توانایی نوشتن مقالهای كه در هر کنگره و همایش رتبه بیاورد را دارد. و سرانجام مشتری قیمت طوطی سوم را پرسید و صاحب فروشگاه گفت: ۴۰۰۰ دلار.

مشتری: این طوطی چه كاری میتواند انجام دهد؟

صاحب فروشگاه جواب داد: صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را رئیس صدا میزنند!

روزی لئو تولستوی (نویسنده مشهور روسی) در خیابانی راه میرفت که ناخواسته به جوانی تنه زد. جوان بیوقفه شروع به بد و بیراه گفتن کرد. موقعی که جوان ساکت شد، تولستوی کلاهش را از سرش برداشت، و محترمانه معذرتخواهی کرد و گفت: من لئو تولستوی هستم، واقعاً مرا ببخشید. جوان که بسیار شرمگین شده بود، عذرخواهی کرد و گفت: چرا زودتر خودتان را معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!

 


خروج