*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم 


گروه خبری: مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم  | تاریخ:1396/12/20 | ساعت:٢٠:١٤ | شماره خبر:٣٩٨٦٣٧ |  


    انتشار متن کامل سخنرانی مقام معظم رهبری امام خامنه‌ای در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب در اسفند سال 94 (برای اولین بار)حوزه علمیه قم پرچمدار انقلابی‌گری و انقلابی ماندن

حوزه علمیه قم پرچمدار انقلابی‌گری و انقلابی ماندن

  رهبر معظم انقلاب اسلامی امام خامنه‌ای صبح سه‌شنبه (۲۵/۱۲/ ۱۳۹۴) در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه‌ قم با تبیین جایگاه و نقش بی‌بدیل و تأثیرگذار حوزه علمیه قم در پیروزی انقلاب اسلامی به برخی تلاش‌ها برای انقلاب‌زدایی از حوزه‌های علمیه اشاره و تأکید کردند... 

  


 

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی امام خامنهای صبح سهشنبه (۲۵/۱۲/ ۱۳۹۴) در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم با تبیین جایگاه و نقش بیبدیل و تأثیرگذار حوزه علمیه قم در پیروزی انقلاب اسلامی به برخی تلاشها برای انقلابزدایی از حوزههای علمیه اشاره و تأکید کردند:

مسئله انقلابیگری در حوزه قم در معرض خطر است؛ این را باید توجه کنید؛ باید جزو مسایل اصلی شما باشد.

حوزه علمیه قم باید همچنان یک «حوزه انقلابی و مهد انقلاب» باقی بماند و رسیدن به این هدف نیازمند اندیشه، تدبیر و برنامهریزی دقیق است. اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان اسلامی و انقلابی باقی بماند، باید حوزه علمیه انقلابی بماند؛ زیرا اگر حوزه علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر انحراف از انقلاب قرار خواهد گرفت.

هفتهنامه افق حوزه مشروح بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی را تقدیم خوانندگان ارجمند میکند.

بحثی که بنده الان میخواهم مطرح کنم، بحثی درباره حوزه است. بهطور طبیعی مسئله ما، مسئله حوزه علمیه است. حالا ما حوزه علمیه قم را مطرح میکنیم لکن این قابل تعمیم است، مناطی که در حکم در مورد مسایل قم وجود دارد. در مورد حوزههای بزرگ دیگر مثل مشهد، اصفهان و جاهای دیگر هم طبعاً وجود دارد.

دو دیدگاه درباره مسایل حوزه

از دو دیدگاه میشود درباره مسایل قم صحبت کرد که من از یکی از این دو دیدگاه میخواهم صحبت کنم.

1. نگاه به مسایل عمومی حوزه

دیدگاه اول، نگاه به مسایل عمومی است حوزه قم است؛ مسایل علم، تربیت علمی، تحقیق، اخلاق، مسایل مدیریتی، مسایل سازمانی در حوزه قم - که بحمدالله سالها است در قم سازمان هست، مدیریت هست، رئیس و مرئوس هست؛ بالاخره مجموعهای برای مدیریت حضور دارند- بحث کتابهای درسی، بحث چگونگی درس خواندن، یک بحث اینها است و یک نگاه، نگاه از این دیدگاه است که بنده حالا در این زمینهها نمیخواهم صحبت کنم. مقدار زیادی در این زمینهها قبلاً صحبت کردهام در دیدارهای عمومی در قم و غیر قم؛ بعد از این هم انشاءالله در مناسبتهایی، عرایضی خواهم کرد که اینها از مسایل مهمی هم هست.

۲. نگاه به وضعیت رشد و بلوغ تفکر انقلابی در حوزه

دیدگاه دوم، وضعیت انقلابی و رشد و بلوغ تفکر انقلابی در حوزه قم است. امروز این مورد نظر بنده است که میخواهم مختصری در این زمینه صحبت کنیم. میخواهیم در مورد تداوم روحیه انقلابی و منش انقلابی در حوزه قم و دیگر حوزهها یک مقداری فکر کنیم و کار کنیم. این بسیار حائز اهمیت است. اگر بخواهیم مقایسه کنیم با آن مقوله قبلی، این مقوله اگر از آن مهمتر نباشد به همان اندازه وزانت و اهمیت دارد. ببینید ما یک انقلاب عظیمی را در تاریخ نزدیک به خودمان گذراندهایم. حادثه انقلاب یک حادثه عظیم و فوقالعاده و محیرالعقولی بود. ما حالا عادت کردهایم به این، اما کسانی که از بیرون نگاه میکنند به حادثه انقلاب و قضاوت میکنند درباره حادثه انقلاب، عظمت این حرکت را، این حادثه را، این پدیده را بیشتر از ما درک میکنند. ما چون در جریان بودیم، خیلی توجه نمیکنیم، خیلی دربارهاش اهتمام نمیورزیم برای ارزیابی و تقویم این حادثه.

اثرگذاری دو مجموعه «حوزه» و «دانشگاه» در مبارزات سیاسی کشور

در مبارزات سیاسی در کشور هم این مبارزات سیاسی منتهی به انقلاب و هم سایر مبارزات عموم مردم تا حدودی ورود داشتند لکن دو مجموعه، ورود واضح و اثرگذار و بینی داشتند، یکی حوزههای علمیه و علمایند علمای شیعه یکی هم دانشگاهها؛ این دو جریان در ادامه مبارزات و تحرک مبارزاتی در کشور، هم امروز حضور دارند، هم در گذشته در قضیه مشروطه، قضایای نهضت ملی، قضایای نزدیک به زمان ما در جاهای دیگر حضور داشتند؛ لکن یک فرق اساسی بین حوزه و دانشگاه در این زمینه وجود دارد که این فرق باید مورد توجه قرار بگیرد.

دانشگاه، نقطه شروع مبارزات سیاسی کشورها

 دانشگاه بهطور طبیعی جایی است که مبارزات در آن معمولاً پا میگیرد، معمولاً بهوجود میآید؛ در همهجای دنیا همینجور است؛ علتش هم معلوم است؛ چون در دانشگاه یک مجموعهی جوان هستند، با مسایل روز آشنایند، طبعاً محیط روشنفکری است، محیط آگاهی از مسایل جهانی و با اوضاع حال حاضر و اوضاع جاری است؛ [لذا] معترض میشوند و اعتراض میکنند. همهجای دنیا مبارزات دانشگاهی وجود دارد و در کشور ما هم وجود داشت؛ مال این دوران مبارزات اسلامی هم نیست، قبل از آن هم وجود داشت؛ خود بنده یادم هست، سال ۴۰ که هنوز مبارزات ما شروع نشده بود، بنده در تهران بودم، دانشجوها در این خیابانها گروهگروه جمع میشدند، شعار میدادند، پلیس حمله میکرد، فرار میکردند؛ قبل از آن در دوره نهضت ملی هم بوده است و این مبارزات دانشجویی وجود داشته.

خصوصیت مبارزات دانشجویی؛ محدود ماندن در محیط دانشگاه به علت نداشتن امتداد اجتماعی

منتها مبارزات دانشجویی همیشه، هم در کشور ما، هم در جاهای دیگر، محدود مانده است در محیط دانشگاه، یا اندکی تأثیرگذاری بر روی برخی از مسایل عمومی کشور [داشته]؛ هیچوقت مبارزات دانشجویی تبدیل به یک انقلاب و به یک حرکت عمومی و تحول عمومی نشده؛ این خصوصیتشان است. وقتی اظهارات عمومی را انسان میبیند، گفته میشود و میگویند که مثلاً حوزه و دانشگاه بنیانگذار این مبارزات بودند؛ خیلی خب، حرفی نیست؛ بله، مبارزات دانشگاه، مبارزاتی است که در خود دانشگاه تحولاتی ایجاد میکند، حوادثی در شهرها بهوجود میآورد منتها تفاوتش این است که اولاً همه دانشجوها در مبارزات معمولاً شرکت نمیکنند؛ یک گروهی هستند [که مبارزه میکنند]؛ آن گروه هم فعالیتهایی میکنند، کارهایی انجام میدهند منتها هرگز ما نه در دوره خودمان، نه در کشور خودمان، نه در کشورهای دیگر ندیدهایم که مبارزات دانشجویی در یک جایی منتهی بشود به تغییر نظام و تغییر رژیم و تحول عمومی و انقلاب و از این حرفها؛ حدود دانشجویی این است؛ علتش هم این است که دانشجو نفوذ و امتداد اجتماعی ندارد؛ حداکثر تأثیری که دانشجو دارد، این است که در خانواده خودش یک فکری را ایجاد بکند یا یک چیزی را مثلاً فرض کنید ترویج کند در داخل خانواده یا یک محیطهای محدود. در کشور ما هم همینجور بود؛ بله، ما قدردان مبارزات دانشجویان هستیم، همراهی آنها با انقلاب را خیلی قدر میشناسیم، اهمیت میدهیم لکن در ارزیابی و در تقویم تأثیر این مبارزات، این چیزی که عرض کردم این درست است؛ یعنی این مبارزات اگر منها میشد از مبارزات روحانیت و مبارزات روحانیت نمیبود، مثل همه مبارزات دانشجویی دیگر، در همان محیط دانشگاه - یا دانشگاه تهران، یا چند دانشگاه در سراسر کشور- محدود میشد و یک حملهای میکردند، یک حرکتی می‌‌کردند، یک مبارزهای می‌‌شد، یک معارضهای می‌‌شد و تمام می‌‌شد؛ [اما] حوزه اینجور نبود.

دو خصوصیت مبارزات حوزه

۱. همهگیر بودن مبارزه در حوزه

مبارزات حوزه اولاً تقریباً همهگیر بود، یعنی در حوزه علمیه نمیخواهم بگویم تحقیقاً اینجور بود تقریباً همه طلاب یا اغلب طلاب درگیر مبارزه شدند. وقتی در مبارزات روحانیت، حوزه قم وارد شد تقریباً همه درگیر شدند؛ این یک خصوصیت.

2. اثرگذاری حوزه در جامعه با استفاده از دو عامل.

الف- عامل «مرجعیت»

خصوصیت دوم، اثرگذاری حوزه قم بود. حوزه قم مرکب است از یک مجموعهای که این مجموعه در جامعه میتواند اثر بگذارد. یک جزء این مجموعه، مرجعیت است. مرجع تقلید مثل امام بزرگوار یا آن اوایل مبارزه که هر دو سه نفر از مراجع اعلامیه میدادند؛ بعد البته امام به تنهایی تقریباً بار همه را به دوش میکشیدند. این مرجع تقلید بود که بهعنوان دین، بهعنوان حکم شرعی، بهعنوان وظیفه دینی حرف او امتداد پیدا میکرد در بین مردم؛ این بخش مرجعیتی.

ب- عامل «طلاب»

لکن در کنار این بخش طلابی وجود داشت؛ اگر طلاب نبودند این حرکت اینطور گسترش پیدا نمیکرد. طلبهها از جاهای مختلف، از شهرهای مختلف و از نقاط مختلف کشور جمع میشوند، بعد در ایام تعطیلات یا غیرتعطیلات متفرق میشوند و میروند در جلسات منبر، جلسات سخنرانی، جلسات هفتگی، جلسات دینی، این فکر را منتشر میکنند در سطح مردم؛ این خیلی مهم است. یک طلبه وقتی که فرض کنید رفت در یک روستایی یا در یک شهر کوچکی یا بزرگی و آن فکر را بنا گذاشت که تبلیغ بکند و تبیین بکند و منعکس و منتقل بکند به مخاطبین، فرقش با یک دانشجو از زمین تا آسمان است؛ دانشجو نمیتواند این کار را بکند اما طلبه میتواند.

آن عاملی که توانست پیام مراجع را در دوره اول آن چند ماه اول و بعد پیام امام بزرگوار را که تنها این کار را انجام میدادند و این رهبری را انجام میدادند چه در دوره قم، چه در دوره نجف، منتشر کند در اقصی نقاط کشور و در دلهای مردم نفوذ بدهد عامل طلبگی بود طلبهها بودند که این کار را کردند، طلبهها بودند که این فکر را منتقل کردند به سرتاسر کشور.

یک وقتی در سال اول انقلاب - چند ماه بعد از پیروزی انقلاب- که سالگرد مرحوم آقا مصطفی، فرزند بزرگوار امام عزیزمان بود و در قم مجلس ترحیم گرفته بودند، از من خواستند که من بروم آنجا صحبت کنم؛ رفتم آنجا، اما مهم داخل مسجد اعظم حضور داشتند. بنده یک صحبتی آنجا کردم و این آیه شریفه را مطرح کردم: «و اوحی ربّک الی النّحل ان اتّخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون * ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک».

خطاب به امام گفتم این زنبورهای عسل، همان طلبهها بودند که نشستند این شهد را حرف شما را مکیدند، بعد منتشر شدند در اطراف کشور و در جاهای مختلف و این شهد را به کام مردم ریختند؛ آنجایی هم که لازم بود نیش زدند؛ نیش هم زدند! طلبهها این کار را کردند، حوزه قم این کار را میکرد.

اگر طلاب نبودند حرکت امام همهگیر نمیشد

اگر حوزه قم نبود اگر امام بزرگوار مثلاً در جایی مثل تهران یا یک جایی که حوزه علمیه وجود نداشت این حرکت را شروع میکرد معلوم نبود به این موفقیت برسند این حرکت در قم بود که توانست به این موفقیت برسد و تبدیل بشود به یک انقلاب.

امام قدس‌سره در یک صحبتی گفته بودند که «نمیدانم من خودم شنفتم یا از دیگری گفتند وقتی در پاریس بودیم آمدند گفتند که در فلان ده یکی از دهات خمین یکی از روستاهای اطراف خمین مردم راهپیمایی کردند راهپیمایی عمومی بوده و در آن ده هم مردم راهپیمایی کردند ملای ده یک پیرمردی جلوی جمعیت حرکت میکرده و مردم شعار میدادند همان شعارهایی که در تهران میدادند امام فرموده بودند که وقتی من این را شنیدم گفتم این انقلاب پیروز خواهد شد این انقلابی که این جور نفوذ دارد که تا فلان ده که آن امام را میشناختند و تا فلان جا میرود و مردم آنجا هم حرکت میکنند پیروز شدنی است یعنی همه ملت همه آحاد مردم آمدن به میدان و این بود که رژیم پرسابقه متکی به قدرتهای درجه یک عالم را توانست شکست بدهد و به زانو در آورد و از میدان خارج کند ما که اینجا توپ و تفنگی مصرف نکردیم انقلاب ایران با توپ و تفنگ و کودتا و نیروی نظامی که پیش نرفت فقط با حضور مردم پیش رفت حضور بدنهای مردم جسمهای مردم. دلها خوباند دلها مؤثراند ولی وقتی دلها در خانه بتپند و بیرون نیایند هیچ اثری نمیگذارند وقتی این دل تأثیرش آنچنان شد که جسم را حرکت داد و آورد به خیابان آن وقت میشود آن راهپیماییها، میشود آن حرکت عظیم و رژیم پادشاهی با آن سابقه با آن حمایتی که آمریکا از او میکرد و دیگران میکردند «فقط آمریکا هم نبود آنوقت کشورهای کمونیستی هم از روی رقابت حمایت میکردند از رژیم شاه» به وسیله مردم شکست خورد. مردم را چه کسی آورد به خیابان، شماها آوردید، طلبهها آوردند بله امام رهبر بود اگر امام نبود بدون شک این اصلاً اتفاق نمیافتاد اما ابزار امام چه بود آن وسیلهای که فکر امام را خواسته امام را آن نیت امام را تحقق بخشد عملیاتی کرد اجرایی کرد حوزه علمیه بود، طلاب بودند. ارتباط انقلاب با حوزه قم این است. بله درست است ما میگوییم همه اقشار مردم در انقلاب شرکت داشتند واقع قضیه هم همین است یا در مورد آن گروههای پیشرو مثلاً میگوییم «دانشجوها، طلبهها» و اسم دانشجوها را میآوریم درست است اینها هم واقعاً پیشرو بودند در این شکی نیست اما پیشرو بودن و ورود یک حلقه وصلی لازم داشت یک حلقه واسطی لازم داشت این حلقه واسط حوزه علمیه قم بود و البته حوزههای علمیه دیگر؛ فقط حوزه قم نبود. شما توجه داشته باشید که این انقلاب عظیم، این پدیده حیرتانگیز، این حادثهای که دنیا را تکان داد -[واقعاً] دنیا را تکان داد- منتهی میشود به این حلقه واسط، یعنی به حوزه قم. نسبت حوزه قم با انقلاب این است.

انقلابی ماندن حوزههای علمیه، عامل انقلابی ماندن نظام

توجه داشته باشید که این انقلاب عظیم، این پدیده حیرتانگیز، این حادثهای که دنیا را تکان داد واقعاً دنیا را تکان داد منتهی میشود به این حلقه واسط یعنی به حوزه قم. نسبت حوزه قم با انقلاب این است. خب، حالا حوزه قم را بخواهند از انقلاب تهی کنند این چیز کوچکی است؟ انگیزههایی وجود دارد برای این کار حرف من این است. بنده عرض میکنم اگر بخواهیم نظام اسلامی همین نظامی که الآن تشکیلاتی دارد قوای سهگانهای دارد نیروهای مسلحی دارد دستگاهها و سازمانهای گوناگونی دارد انقلابی بماند اسلامی بماند، حوزه قم باید انقلابی بماند اگر حوزه قم انقلابی نماند حوزههای علمیه اگر انقلابی نماندند نظام در خطر انحراف از انقلاب قرار خواهد گرفت من این را به شما عرض میکنم حوزه قم پشتوانه است حرف من این است که میگویم حوزه علمیه قم بایستی بهعنوان یک حوزه انقلابی بهعنوان مهد انقلاب بهعنوان آن کوره آتشفشانی همینطور دارد انرژی انقلابی را صادر میکند از خودش حضور داشته باشد و ظهور داشته باشد.

لزوم توسعه بینش و حرکت انقلابی در حوزه قم برای جلوگیری از انقلابزدایی

خب، عرض کردیم که طبیعت قم، طبیعت طلاب حوزه علمیه، طبیعت دین است، طبیعت تبلیغ است، طبیعت قناعت است، طبیعت حضور مرجعیت است که مرجعیت خیلی مهم است همه اینها از خصوصیات حوزه است و همین موجب میشود که پایه انقلاب در این جا محکم بشود. اگر چنانچه ما دیدیم تلاشهایی دارد انجام میگیرد برای اینکه از حوزه علمیه قم، انقلابزدایی کنند باید احساس خطر کنیم. عرض من با شما نمایندگان عزیز طلاب و فضلا این است که اگر دیدید انقلابزدایی دارد انجام میگیرد باید احساس خطر کنید، خب احساس خطر کردن کافی نیست باید به فکر علاج بود، علاج هم تدبیر لازم دارد، فکر لازم دارد. این، اهمیت اجتماع شما را نشان میدهد باید افراد صاحب فکر بنشینند فکر کنند با کارهای سطحی و با فریاد کشیدن که احیاناً در یک جلسهای آدم داد بکشد و به یکی اعتراض کند با این حرفها مسئله درست نمیشود راه، اینها نیست. راه، فکرکردن و اندیشیدن و حکمتآمیز برنامهریزی کردن، مجموعههای برنامهریزی شده را تهیه کردن و دنبال کردن است. بنابراین بینش انقلابی در قم بایستی توسعه پیدا کند حرکت انقلابی باید توسعه پیدا کند.

مخالفت صریح و مخالفت غیرصریح دشمنان با انقلاب

مخالفت با انقلاب هم دوجور است یک وقت صریحاً کسانی با انقلاب مخالفت میکنند که این هم در حوزه وجود دارد نه اینکه وجود نداشته باشد ما بیاطلاع نیستیم حالا کسانی هستند صریحاً گوشه کنار مخالفت میکنند البته کم هستند- یک وقت هست که نه، صریحاً با انقلاب مخالفت نمیشود بلکه با مبانی ومبادی اعتقادی انقلاب مخالفت میشود روی اینها باید حساس بود اینکه ملاحظه میکند بنده مرتب روی مسئله استکبار تکیه میکنم روی مسئله آمریکا تکیه میکنم بهخاطر این نیست که از روی عادت آدم بخواهد یک حرفی را تکرار کند نه اینها احساس خطر است. اگر نظام اسلامی در قبال نظام منحط جهانی هویت خودش را از دست داد شکست خواهد خورد. اهمیت نظام اسلامی -که میگوییم دنیا را تکان داد این انقلاب- بهخاطر این است یک چیز جدید آورد

علت مخالفت دستگاه استکبار، مقابله نظام اسلامی با زور و تزویر

خب این چیز جدید نظام ظالمانه و غیرعادلانه ومبتنی بر ظلم و زور و تزویر و مانند اینها را به چالش کشید؛ جمهوری اسلامی نظام جهانی ظالمانه را به چالش کشید علت مخالفت با ما هم همین است. علت اینکه با نظام اسلامی مخالفت میشود این است و الا اگر چنانچه اسلام غیرسیاسی، اسلامی که کاری به کار این وآن ندارد اگر یک چنین اسلامی حاکم باشد، نه، هیچ اهمیتی هم نمیدهند و مخالفتی هم نمیکنند. شما با آمریکا با دستگاه استکبار با صهیونیست همراه باشید- در کار اقتصادیشان، در کارهای سیاسیشان، در جهتگیریهایشان- و مثل آنها فکر کنید مثل آنها حرف بزنید مثل آنها مشی کنید هیچ مخالفتی ندارند؛ اسمتان مسیحی باشد اسمتان بودایی باشد اسمتان مسلمان باشد برایشان هیچ اهمیتی ندارد (بله مرگ که حتماً بر آمریکا حالا اجازه بدهید صحبت بکنیم) پس بنابراین مسئله این است. شما نگاه کنید به بیانات امام؛ امام خیلی مرد عمیقی بود خیلی مرد پر مغزی بود همین که معروف است:

 آنچه در آینه، جوان بیند پیر در خشت خام آن بیند

در مورد امام واقعاً صادق بود. آن تحلیلی را که حالا باید جلوی انسان بیاورند، تماشا کنند، بخواند، دقت کند، تا به یک نتیجه عمقی برسد این را امام همینطور که نگاه میکرد میفهمید؛ مرد پخته مرد آگاه. شما نگاه کنید ببینید روی چه چیزهایی این مرد حکیم پخته آگاه تکیه کرده آنها اساس مسئله است، مسایل اساسی آنها است. اینها را نبایستی بتوانند تغییر بدهند؛ یک شکل مخالفت با نظام و مخالفت با انقلاب مخالفت با این چیزها است. اگر چنانچه در کارهای ما در حرفهای ما، در جهتگیریها و رویکردهای تبلیغی ما مخالفت با آن مبانی وجود داشته باشد ضدیت با انقلاب و ضدیت با نظام اسلامی و ضدیت با اسلام سیاسیای است که تحقق پیدا کرده.

نظام اسلامی، اولین حکومت مبتنی بر دین بعد از دوران صدر اسلام

بعد از دوران صدر اسلام، اولین باری است که اسلام صحیح، ناب، متکی به قرآن و حدیث در عالم واقع، دارد تحقق پیدا میکند؛ حتی در دورانهایی که مثلاً علما، محترم هم بودند، این جور نبوده. فرض کنیم در دوران صفویه؛ خب علما محترم بودند؛ محقق کرکی از شام پا میشود میآید در اصفهان یا در قزوین یا در کجا و شیخالاسلام کل کشور هم میشود؛ پدر شیخ بهایی، خود شیخ بهایی، اینها همه کسانی هستند که جزو علمای بزرگ بودند، خیلی هم محترم بودند اما اینها حداکثر کاری که میکردند این بود که مثلاً فرض کنید که دستگاه قضاوت را بر عهده بگیرند، آن هم تا جایی که منافات با برخی از تندرویهای دستگاه حکومت و سلطنت نداشته باشد؛ و الا شاه عباس و شاه طهماسب و بقیه سلاطین، کار خودشان را میکردند، حکومت اسلامی نبود، حکومت دینی نبود. این که منشأ و مبدا احکام حکومتی کتاب و سنت باشد، روایات ائمه باشد، از صدر اسلام- یعنی حالا آن مقداری که صدر اسلام بوده، بعد از آن- تا امروز دیگر سابقه نداشته است. امروز در ایران اولین بار است که یک چنین حکومتی بهوجود میآید. معنای اسلام سیاسی این است؛ اسلام سیاسی یعنی اسلامی که سیاست اداره جامعه را و مدیریت جامعه را بر عهده میگیرد؛ یعنی اسلام میشود مدیر جامعه. این بار اولی است که در اینجا اتفاق افتاده است؛ این را میخواهند از بین ببرند، این را میخواهند نابود کنند؛ نابود کردنش هم به همین شکلی است که عرض کردم. بنابراین مسئله انقلابیگری در حوزه قم در خطر است؛ این را باید توجه کنید؛ باید جزو مسایل اصلی شما باشد.

دیگران هم دارند سرمایهگذاری میکنند. آنچه بنده در ذهنم هست و البته در گزارشها هم انسان میبیند و نمونههایی را مشاهده میکنیم که غالباً افکار عمومی مطلع نمیشوند، لکن ما گزارشهایی داریم و میدانیم در قم و در شاید بعضی از حوزههای دیگر عمدتاً در قم دارند سرمایهگذاری میکنند برای اینکه در سطوح مختلف آدم درست کنند برای خودشان؛ دارند سرمایهگذاری میکنند و این کار را دارند میکنند. فرض کنید که اشخاصی بیایند آنجا و با همان گرایش، با همان نگاه، با آن دید غربگرا و اسیر طلسم نظامهای ظالمانه غربی، و بشوند طلبه، بشوند فاضل، بشوند مدرس تا سطوح بالاتر؛ این کاری است که دارد الان انجام میگیرد. البته کار آسانی نیست برای دشمنان، کار سختی است؛ چون حوزه علمیه یک حصار معنوی ای دارد که آن عبارت است از تقوا و دین و سلامت دینی و مانند اینها؛ لذا کار آسانی نیست اما دارند پول خرج میکنند؛ دارند این کار را انجام میدهند برای اینکه این اتفاق بیفتد.

نقش حوزه علمیه و مجمع نمایندگان در حفظ، حراست و تقویت حوزه انقلابی

حالا که اینجور است ما چه کار باید بکنیم؟ من به نظرم میرسد که مجموعههای دستاندرکار در حوزههای علمیه قم هر کدام میتوانند نقش ایفا کنند، از جمله مجموعه شما. مجموعه شما که مجموعه به اصطلاح نمایندگی از بدنه طلاب است، مجموعه خیلی خوبی است. تفاوت شما با شورای مدیریت و مدیریت حوزه و بقیه دستگاههای محترم و معززی که در قم حضور دارند و فعالیت میکنند و تأثیرگذار هستند، این است که شما با آن لایههای درونی حوزه میتوانید مرتبط باشید؛ چون نماینده طلاب هستید. البته نمایندگی هم دو جور است؛ بعضیها مثل بعضی از نمایندگان مجلس از روزی که رأی میآورند و میآیند در مجلس تا روزی که دورهشان تمام میشود، (حتی) یک بار یا دو بار هم با مردمی که آنها را انتخاب کردند تماس ندارند؛ بعضیشان اینجوری هستند؛ بعضی هم نه، انصافاً میروند تماس میگیرند با مردم. اگر چنانچه نمایندگان محترم طلاب که شما هستید به وظیفه نمایندگی خوب عمل کنید به نظر من این مجموعه مجموعه کار آمدی خواهد شد؛ مجموعه مؤثری خواهد شد در همین جهتی که مورد نظر است؛ یعنی این جهت انقلابیگری و حفظ روحیه انقلابی و تفکر انقلابی و ارزشهای انقلابی؛ در این جهت بسیار کارآمد خواهد شد.

با طلبهها تماس بگیرید؛ شما را انتخاب کردهاند از حوزههای مختلف و از شهرهای مختلف، با آن طلبهها جلسه داشته باشید، تماس بگیرید حرف بزنید، فواید زیادی دارد. یک تشکیلات عظیمی است؛ اسم حزب هم ندارد واقعاً حزب هم نیست، سازماندهی اداری و دولتی هم ندارد اما یک سازماندهی معنوی دارد، یک ربط معنویای این مجموعهها را به هم وصل میکند. یک فکر درست، یک فکر خوب منتقل شود به طلاب؛ آن وقت طلاب فاضل، طلاب با استعداد، طلاب با اخلاص شناسایی میشوند، رشد پیدا میکنند، حرکت میکنند؛ این فرصت هم برای شما وجود دارد. نظام اسلامی احتیاج دارد به علمایی با خصوصیاتی برای دستگاههای مختلف، اعم از دستگاه قضایی و غیر قضایی؛ نیاز دارد به اینها؛ اینها را شما میتوانید بین طلبهها شناسایی کنید؛ استعدادهای خوب را، روحیههای خوب را، انگیزههای خوب را شناسایی کنید؛ در ارتباط با لایههای زیرین حوزه، از مشکلات اینها مطلع بشوید، از وسوسههایی که در ذهنهای اینها میآید مطلع بشوید. امروز اینجوری است؛ امروز اینترنت هست، فضای مجازی هست. اگر کسی ارتباط با شبههافکنیها پیدا کند طلبه است، در قم است اما فرض کنید فلان مرکز اطلاعرسانی فاسد، یک فکر غلطی را یا یک انگیزه غلطی را ترویج کند، در ذهن این طلبه رسوخ کند باید نجاتش داد. این ارتباط شما با طلبهها، این خاصیت مهم را هم دارد؛ از تفکرات اینها مطلع بشوید و کمک کنید. این مجموعه شما که مجموعه نمایندگان است، بنشینند واقعاً فکر کنند برای اداره طلاب. البته این یک بخشی از کار است (این) آقا در فرمایشاتشان اشاره کردند که بنابراین بوده -در اساس نامه هم هست- که شما نظرات را منتقل کنید به شورای مدیریت یا جامعه مدرسین؛ خیلی خب، آن هم خوب است، لازم است، آن کار هم باید بشود که بنده این را هم شاید عرض بکنم، لیکن از آن مهمتر، تأثیرگذاری به روی خود طلبه، بروی ذهن طلبه، بروی فکر طلبه آن طلبهای که شما را انتخاب کرده و فهمیدن مشکلات و گرههای ذهنی او هست. گاهی گرههای ذهنیای وجود دارد، این عقدهها را باید باز کرد؛ تا نشناسیم که نمیشود باز کنیم؛ شما میتوانید این کار را انجام بدهید؛ این کار کار بسیار مهمی هست. بنابراین میتوانید نقشآفرینی کنید؛ بنده عقیدهام این است.

چند نکته در مورد مجمع نمایندگان طلاب

لزوم حفظ مجمع نمایندگان:

حالا آنچه من بهعنوان جمعبندی در پایان عرایضم بخواهم عرض بکنم این است که اولاً این مجمع بایستی بماند و ادامه پیدا کند؛ این مجمع پدیده بسیار خوبی هست، پدیده لازمی هست برای حوزه؛ باید بماند و ادامه پیدا کند. یعنی اینجور نباشد که حالا سالها گذشت، مثلاً یواش یواش تق و لق بشود؛ نه

لزوم تقویت مجمع نمایندگان:

دوم اینکه باید تقویت بشوند. یک تقویت، تقویت قانونی و مقرراتی و از ناحیه مقامات بیرون از مجمع است این یک جور تقویت است که اسم بیاورند، مثلاً فرض کنید که برایش اعتبار در نظر بگیرند؛ کارهایی که دستگاههایی مثل شورای مدیریت و مدیریت حوزه و مانند اینها میتوانند انجام بدهند اما یک تقویت، تقویت درونی است؛ تقویت درونی به عهده خود شما هست. گروههای فکری تشکیل بدهید، بنشینید فکر کنید، راههای گشاده شدن تفکرات و گسترش تفکرات انقلابی را پیدا کنید. شنیدم مثلاً فرض کنید بعضی از طلبهها یا گروههایی از طلبهها به درس خواندن خیلی اهمیتی نمیدهند؛ لااقل درس نمیروند؛ در حالیکه درس رفتن و پای درس نشستن، با نوار گوش کردن خیلی فرق دارد. آدم برود آنجا و چشمش به چشم استاد بیافتد این خودش تأثیر دارد. خب، اگر چنانچه یک چنین عیوبی را مشاهده میکنید، اینها را با بیان با گفتار، با توجیه برطرف کنید؛ این تأثیرش بیشتر از مقرراتی هست که شورای مدیریت خواهد گذاشت که مثلاً فرض کنید یک طلبه در یک سال، این تعداد جلسه را حتماً باید شرکت بکند؛ آن ممکن است بشود، ممکن است نشود اما این کار که شما میکنید، این داخل (تأثیرگذاری) است؛ این مثل همان رفتن به روستاها و در شهرها و در سراسر کشور برای مسایل انقلاب است. یعنی اثرگذاری بر ذهن و بر روح مخاطب است؛ این هم راه تقویت است.

لزوم ارتباط مجمع نمایندگان با طلاب:

دنباله این تقویت، ارتباط با طلاب است؛ این هم یکی از کارهای لازم است. ارتباط با طلاب را زیاد کنید؛ هرچه میتوانید ارتباط برقرار کنید با طلاب. یک اوقات فراغتی وجود دارد؛ حالا با درس و بحثها را موافق نیستیم که تعطیل بشود؛ نه، فضلای حوزه، کسانی که تدریسی دارند، درسی دارند، درسی میروند، درسی میگویند، تحقیقی میکنند، اهل تحقیق و پژوهش و نوشتن و این کارها هستند، اینها را باید ادامه بدهند و این کارها تعطیل نباید شود. لیکن وقت اضافی داریم، واقعاً وقت اضافه میآوریم. خب، سالها در همین حوزهها زندگی کردیم و میبینیم؛ طلبه وقت اضافه پیدا میکند، میتواند. این وقت اضافی را چند جور میشود مصرف کرد؛ میشود نشست پای تلویزیون، میشود گعده کرد، میشود به این کارهای اساسی صرف کرد که یکیاش ارتباط با طلاب است. برای ارتباط با طلاب که گفتیم برنامه داشته باشید معلوم باشد شما که میخواهید با طلاب حوزه خودتان ملاقات کنید و صحبت کنید و ملاقات هفتگی یا دو هفتگی یا هر جور دیداری دارید، برای این برنامهریزی کنید که ما در این ملاقاتها چه چیزی را محور بحث قرار بدهیم؛ از این ملاقات چه در بیاید. اگر چنانچه آن چیزی که برنامهریزی شده، بین این مجموعه اتفاق نظر در آن وجود پیدا کند و یک حرکت انجام بگیرد، شما ناگهان میبینید که یک فکر واحدی در سراسر حوزه منتشر شد. آخرین مطلب این است که این مجمع از سوی شورایعالی هم جدی باید گرفته شود. این را ما به آقایان شورا هم خواهیم گفت، قبلاً هم شاید گفتم باز هم میگوییم، باید جدی گرفته بشود این مجمع طلاب؛ این چیز مهمی است، یک عنصر مهمی از عناصر تشکیلدهنده مجموعه حوزه است؛ با این اجتماعات دیگری هم که وجود دارد منافاتی ندارد؛ یعنی این مجمع، کار دیگری دارد، کار خاص خود را دارد.

بنده عقیدهام این است که با این نگاه، با این حرکت، میتوان کارهای بزرگی را انجام داد؛ میتوان امیدوار بود که در آینده مثلاً فرض بفرمایید مدرسین مهم موفق در قم، اغلب عناصر انقلابی باشند که در درس، طلبه را با مفاهیم انقلابی انس بدهند و آشنا کنند. مدرس اثر دارد؛ ما در حوزه وضعیتمان اینجوری است؛ یکی از خصوصیات حوزه علمیه و تفاوتش با این دستگاههای آموزشی جدید همین است که طلبه به مدرس خودش و معلم خودش محبت پیدا میکند، نسبت به او علاقه و محبت پیدا میکند. بر خلاف این دستگاههای آموزشی جدید که گاهی اوقات کتک کاری میکنند، گاهی اوقات معلم خودشان را کتک هم میزنند و چاقو هم میزنند -از این اتفاقات افتاده، کم هم نبوده- در حوزه علمیه اینجوری نیست؛ در حوزه علمیه طلبه نسبت به این معلمی که به او دارد درس میدهد احساس محبت پیدا میکند، اظهار علاقه میکند. خب، این علاقه خیلی تأثیر دارد، اگر او یک کلمهای بگوید در جهت دهی این طلبه، این اثر میگذارد. اگر بتوانید کاری کنید که در آینده مثلاً فرض کنید که در حوزه علمیه، 500 مدرس موفق انقلابی داشته باشیم، ببینید چقدر کار مهمی است، چقدر کار خوبی است؛ ( انقلابی) به همین معنای واقعی کلمه یعنی معتقد به مبانی انقلاب و معتقد به ارکان فکری انقلاب و مصر بر اجرایی کردن مفاهیم انقلابی و رسیدن به ارزشها و آرمانهای انقلابی، با این خصوصیات انقلابی بودن؛ آنوقت حوزه قم میتواند مثل یک وزنه مؤثری در کل نظام تأثیر بگذارد؛ یعنی میتواند مسیر حرکت کشور را هدایت کند. این اعتقاد ما است؛ ما نسبت به مجموعه شما یک چنین نظری داریم و یک چنین پیشنهادهایی داریم و یک چنین فکری داریم و امیدواریم انشاءالله خدای متعال شماها را موفق کند.

من آینده را در همه زمینهها روشن میبینم؛ بعضیها گاهی اوقات یک چیزی یا پدیدهای را میبینند که مثلاً برایشان پدیده نامطلوبی است، فوراً دلهایشان مأیوس میشود؛ بنده اصلاً اینجوری نیستم. هر پدیدهای، ممکن است پدیدههای نامطلوبی هم یک گوشه کناری بهوجود بیاید؛ هست، همهجا هست، زمانهای گذشته هم بوده؛ زمان خود پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم و امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم بوده، در این که تردیدی نیست؛ لیکن جهت کلی حرکت کلی، انشاءالله حرکت خوبی است و من امیدوارم که خدای متعال کمک کند که هم شما و هم ما بتوانیم انشاءالله به وظایفمان عمل کنیم.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





سه شنبه ٢٩ آبان ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام