*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > فرزانگان 


فرزانگان شماره خبر: ٣٩١٥٢٠ ١٣:٥٥ - 1396/02/27   علامه سیدعلی خان کبیر قدس‌سره فرزانگان شماره 509 ارسال به دوست نسخه چاپي


علامه سیدعلی خان کبیر قدس‌سره فرزانگان شماره 509

علامه سیدعلی خان کبیر قدس‌سره


آموخته‌های سیدعلی به آموزش‌های مدون بزرگان یاد شده محدود نبود. او در نشست‌های پدر با فرهیختگان بزرگ نیز شرکت می‌کرد و بهره‌های علمی بسیاری می‌برد، محفل نظام‌الدین احمد به لحاظ جایگاهی که داشت محل تجمع فقیهان، ادیبان، پزشکان و دانشوران نامی شبه‌ قاره بود. سیدعلی از این نشست‌های علمی تجربیات ارزشمندی کسب کرد و در اندک زمانی در شمار دانشوران برجسته حیدرآباد قرار گرفت. ...

 

ولادت: 1052ق

 وفات: 1120ق

عمر: 68 سال

 مدفن: شیراز

اساتید: بزرگانی چون؛ محمدبن علی شامی عاملی، شیخ جعفربن کمالالدین بحرانی و... .

شاگردان: شیخ باقربن موسی، محمدبن حسین مکی، سیدمحمدحسین خاتونآبادی اصفهانی و... .

آثار: ریاضالسالکین، الحدائقالندیه، انوارالربیع فی انواعالبدیع، الکلمالطیب والغیثالصیب، موضع الرشاد فی شرح‌‌الارشاد و... .

ولادت: علامه و فاضل ادیب سیدعلیخان حسینی مدنی شیرازی شارح بزرگ صحیفه سجادیه مسمی به «ریاضالسالکین» در ماه جمادیالاول سال 1052 قمری در مدینةالنبی در بیت علم و دانش دیده به جهان گشود. پدرش سیدنظامالدین احمد از دانشمندان شیرازیتبار مقیم حجاز بود و در شمار نوادگان حضرت علیبن الحسین سلام‌الله‌علیهما قرار داشت. سیدعلی، کودکی خردسال بود که پدرش دعوت قطبشاه هفتم، فرمانروایی حیدرآباد را اجابت کرده و برای راهنمایی مؤمنان شبه قاره رهسپار هند گردید. وی در اندک زمانی به دامادی قطبشاه هفتم در آمد و مقام شیخالاسلامی را عهدهدار شد.سیدعلی، در غیاب پدر مراحل رشد را زیرنظر مادر ارجمند و دایی فاضلش سپری کرد و در فضایی معنوی بار آمد.

نامه پدر: سیدعلی، چهارده ساله بود که نامه پدر که او را به هجرت فرا میخواند به دستش رسید، از اینرو مقدمات سفر را فراهم نمود و در ششم شعبان سال 1066ق رهسپار شبه قاره هند گردید. سفر این نوجوان حجاز، بیستماه به طول انجامید تا اینکه در روزهای پایانی ربیعالاول سال 1068ق به حیدرآباد هند رسید و در آغوش پدر قرار گرفت.

دنیای جدید: نظامالدین احمد، مقدم فرزندش را گرامی داشت و برنامههای تحصیلی و تربیتی منظمی برای وی در نظر گرفت. سیدعلی با توصیه پدر، از محضر اساتید و دانشوران بزرگ چون؛ محمدبن علی شامی عاملی و شیخ جعفربن کمالالدین بحرانی و برخی دیگر به حد کمال استفاده کرد و از دنیای جدیدی که به رویش گشوده شده بود به خوبی بهره برد. البته آموختههای سیدعلی به آموزشهای مدون بزرگان یاد شده محدود نبود. او در نشستهای پدر با فرهیختگان بزرگ نیز شرکت میکرد و بهرههای علمی بسیاری میبرد، محفل نظامالدین احمد به لحاظ جایگاهی که داشت محل تجمع فقیهان، ادیبان، پزشکان و دانشوران نامی شبه قاره بود. سیدعلی از این نشستهای علمی تجربیات ارزشمندی کسب کرد و در اندک زمانی در شمار دانشوران برجسته حیدرآباد قرار گرفت.

آتش حسادت مخالفان: با درگذشت قطبشاه هفتم (سلطان عبدالله) و جانشینی قطب‌‌شاه هشتم (سلطان ابوالحسن) داماد دوم وی، سیدعلی و پدرش در شرایط سختی قرار گرفتند. سلطان که آندو را رقیب خود میپنداشت، دست آنان را از مناصب قدرت قطع و در نهایت آنان را گرفتار حبس کرد و زندگی را برایشان دشوار ساخت و این مرحله از زندگی ده سال طول کشید. سید با اشاره به گوشهای از آن دوران تلخ مینویسد: «پیوسته ناکامیها بر من فرو میبارید و مرا از نگارش باز میداشت. حوادث ناگواری که طومار شکیبایی را در هم میپیچید، گردش روزگاری که پیامدهای تلخش خردسالان را کهنسال و سپید موی میساخت... . انواع دشواریها و نامرادیها در کنار دشمنی پیوسته دربار چنان آتشی در زندگیام افکند که اگر بر زبان قلم جاری شود، بیتردید آن را میسوزاند.»

پژوهش در زندان: البته ایشان روزهای سخت زندان را تبدیل به فرصتی برای پژوهش و تحقیقات علمی کرده و توانست کتاب نفیس «الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه» به پایان برساند. و این کتاب را ماه جمادیالثانی سال 1079 به جهان دانش و ادب عرضه کرد. در سطور پایانی کتاب از دشواریهای زندگیاش پرده برداشته و مینویسد: «... این شرح مبارک در روزهای سرشار از اندوه، اضطراب و نگرانی پایان پذیرفت. من در روزگار و سرزمینی جای گرفتهام که بازار دانش و دانشجویی در آن بیرونق شده نادانان و طرفدارانشان قدرت یافتهاند...»

فرار از زندان: دانشمند برجسته حیدرآباد بعد از مدتی با نقشهای هوشمندانه از زندان فرار کرد و خود را به برهانپور رسانید و در نخستین فرصت به دیدار محمد اورنگ پادشاه آن سامان شتافت. اورنگ زیب دشمن دیرنیه حیدرآباد و پیوسته درصدد جذب نخبگان آن دیار بود. از اینرو مقدم وی را گرامی داشت و لقب «خان» را به سیدعلی بخشید و بالغ بر هزار سواره را تحت فرمان وی قرار داد و بدین ترتیب فرزند دانشمند سیدنظامالدین به صدرالدین سیدعلی خان شهرت یافت.

فرماندار لاهور: پیشنهادهای سازنده سیدعلی خان در شیوه کشورداری، سلطان اورنگ را چنان تحت تأثیر قرار داد که سید را به فرمانداری لاهور و مناطق مجاور منصوب کرد و آن دانشمند حکیم از این فرصت به دست آمده برای تأمین امنیت و آرامش منطقه تلاش ارزندهای کرد. البته هر چند فرمانداری لاهور مقامی عالی بود و بسیاری از سیاستمداران برای رسیدن به آن خود را به آب و آتش میزدند، اما برای دانشوری چون سیدعلی خان که عشقش تعلیم و تعلم بود، کاری توانفرسا و کمارج بود. پس از چند سال تصدی پست فرمانداری لاهور، به انگیزه تکمیل تحقیقات علمی، از این مقام کناره گرفت و همنشین کتاب و قلم شد.

ریاست دیوان: چند صباحی از کنارهگیری علامه سیدعلیخان از پست فرمانداری نگذشته بود که سلطان اورنگ زیب، آن دانشمند حکیم را به ریاست دیوان برهانپور منصوب کرد. سید در این جایگاه نیز ضمن حمایت از ستمدیدگان، از پژوهش و نگارش غافل نبود و مجموعه نفیس «ریاضالسالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین» را در همین سالها نگاشت.

دیار نیاکان: این دانشور فرزانه در سال 1114ق نزد محییالدین محمد اورنگ، زیب کنارهگیری خود را از پستهای دولتی اعلام کرده و اجازه خواست تا در سالهای آخر عمر به زیارت خانه خدا و آرامگاه مقدس پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و بستگانش بشتابد. اندکی بعد بار سفر بست و پس از 48 سال اقامت در هند راهی سرزمین حجاز شد. پس از به جای آوردن مناسک حج و زیارت مضجع مطهر ائمه علیهم‌السلام در مدینه و دیدار با بستگان، راه عراق را در پیش گرفت و حرم مطهر امامان معصوم و سرور شهیدان اباعبدالله علیهم‌السلام را از نزدیک زیارت کرد. سیدعلی خان سپس عازم خراسان و زیارت امام رضا علیه‌السلام شد و در پایان این سفر دورهای خود به اصفهان و در نهایت به شیراز، شهر آباء و اجدادیاش شتافت. این محقق پرتلاش در سالهای آخر عمر خود با خیالی آرام به تحقیقات ناتمامش ادامه داد و با احیای مدرسهای که پدر بزرگ ارجمندش امیرغیاثالدین منصور بنیاد نهاده بود، رونق روزگاران گذشته را به آن بازگرداند.

وفات: این عالم ربانی همچنان سرگرم تحقیق و نگارش بود تا اینکه بیماری بر پیکرش پنجه افکند و سرانجام دیدگان پرفروغش در یکی از روزهای سال 1120ق برای همیشه بسته شد. پیکر آن گوهر گرانبهای علم و ادب و هنر در میان حزن و اندوه ارادتمندانش تشییع گردید و در حرم امامزاده احمدبن موسی (شاهچراغ) علیه‌السلام به خاک سپرده شد.

منبع: گلشن ابرار/ج10

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA


خروج




جمعه ٠٨ اسفند ١٣٩٩
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام