*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > فجر چهلم 


فجر چهلم شماره خبر: ٤٠٦٣٤٥ ١٢:٣٤ - 1398/01/18   حجت‌الاسلام ‌والمسلمین عبدالحسین خسروپناه عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامیانقلاب اسلامی و تأثیر آن در رشد و تحول علوم انسانی اسلامی ارسال به دوست نسخه چاپي


حجت‌الاسلام ‌والمسلمین عبدالحسین خسروپناه عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامیانقلاب اسلامی و تأثیر آن در رشد و تحول علوم انسانی اسلامی

حجت‌الاسلام ‌والمسلمین عبدالحسین خسروپناه عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی


• آغاز حرکت نگاه مدرن به علوم انسانی نگاه مدرن به علوم انسانی از دوره قاجار و بعداز آن در دوران پهلوی آغاز شد. دارالفنون نگاه اندکی به این مسئله داشت و بعداز آن، مدرسه عالی سیاسی در کنار مدرسه طب، مدرسه عالی فلاحت و صنایع روستایی، مدرسه صنایع و هنر، مدرسه عالی معماری و مدرسه عالی حقوق شکل گرفت؛ یعنی از بین علوم انسانی بیشتر به حقوق و علوم سیاسی توجه شد. این مدارس در سال 1313 در دانشگاه تهران تجمیع شدند که همراه با شش دانشکده طب، فنی، علوم، علوم منقول و معقول، ادبیات و حقوق بود که سه دانشکده به علوم انسانی اختصاص داشت. در سال 1337 مدرسه عالی ترجمه تأسیس شد که بعد از انقلاب این مدرسه با برخی مدارس دیگر در حوزه پژوهشگری تحت عنوان دانشگاه علامه طباطبایی با گستره‌ای وسیع شکل گرفت...

• علوم انسانی قبل از انقلاب اسلامی

بیشترین تحولی که قبل از انقلاب در حوزه علوم انسانی شکل گرفت، الگوبرداری و کپیبرداری از بخشهایی از علوم انسانی غربی مخصوصاً آمریکایی بود که در ساختار دانشگاه، از آمریکا و در بحث حقوقی، از نظامات حقوقی فرانسه و بلژیک استفاده شد. همزمان با تأسیس دانشگاه تهران در سال 1314، بهغیر از دانشکده معقول و منقول که داوطلب نداشت، تعداد 886 نفر در پنج دانشکده دیگر داوطلب شدند که از علوم انسانی اسلامی یا اسلامی سازی علوم انسانی اثری نبود. دانشگاه معقول و منقول در سال 1344 بهعنوان دانشکده الهیات مطرح شد و بحثهای علوم قرآنی و بعضاً فقه تدریس میشد، اما اینکه علوم اجتماعی را با رویکردی اسلامی یا بومی دنبال کنند خبری نبود. در دهه 50 عمده علوم انسانی و اجتماعی دانشکدههای ما، با رویکرد مارکسیستی و چپ مطرح شد، بهطوری که در این دوره شاهد حضور گسترده تفکرات مارکسیستی و سوسیالیستی در دانشگاه بودیم و به صورتی بسیار پراکنده افرادی مانند دکتر نصر یا شهید مطهری و تا حدودی آقای فردید(1) در ایران و افرادی مانند شهید صدر در عراق و افرادی مانند اسماعیل فاروقی(2) در آمریکا و یا محمد نقیب العطاس(3) در مالزی دغدغه اسلامی سازی علوم انسانی و اجتماعی را مطرح کرده بودند. آقای دکتر سیدحسین نصر در جلد سوم معرفت جاودان میگوید: ما با این همکاران بهدنبال ضرورت گنجاندن دانشپرورده شده در دنیای غرب در چشمانداز اسلامی سخن گفتیم که مقصود ایشان اسماعیل فاروقی فلسطینی و ساکن واشنگتن و سیدعلی اشرف است.

ایشان میگوید: «من آن زمان این دغدغه را نداشتم که تعبیر اسلامی کردن دانشگاه را مطرح کنم»؛ بااینکه سیّد ابوالأعلی مودودی(4) در سال 1930 تعبیر اسلامی کردن دانش و دانشگاه را مطرح کرده بود. آقای فردید و جلال آلاحمد هم نگاه نقادانهای به غربزدگی داشتند.


علوم انسانی بعداز آن انقلاب اسلامی

وقتی انقلاب اسلامی به ثمر رسید، تحولی بسیار گسترده و سریع بهصورت کمی و کیفی اتفاق افتاد و مسایلی مانند علم و عالم، تعلیم و تربیت اسلامی و توجه به مسایل فلسفه علوم انسانی؛ مانند روش علوم انسانی، مسایل علوم انسانی، ماهیت علوم انسانی، حقیقت علوم انسانی و مسایل و معضلات علوم انسانی مطرح شد. اکثر کسانی که بعداز انقلاب دغدغه تحول علوم انسانی را داشتند اعم از کسانی که گرایش روشنفکری و یا اسلامی داشتند، اعتراف کردند که علوم انسانی بیطرف نیست و نمیتوانیم بگوییم علوم انسانی خنثی است و این سخن مشترکی بود که همه میگفتند و حتی کسانی که آن زمان منکر علوم انسانی اسلامی بودند این ادعا را مطرح کردند. اولین ساختاری که در تحول علوم انسانی شکل گرفت در ستاد انقلاب فرهنگی آن زمان بود و ستاد انقلاب فرهنگی، با غرض تحول در علوم انسانی شکل گرفت که با همکاری جامعه مدرسین و علمداری استاد مصباح یزدی این کار آغاز شد.

 چون در آن ایام دانشگاهها تعطیل بود، اساتید دانشگاه و حوزه نشستهای مشترکی در رشتههای حقوق، اقتصاد، مدیریت، علوم سیاسی و غیر آن داشتند. این نشستها که یک سال و نیم به طول انجامید، منشأ تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و انتشارات سمت شد و رشتههای مختلفی تأسیس شدند و کتابهای جامعهشناسی اسلامی، حقوق اسلامی و حقوق بینالملل اسلامی، اقتصاد اسلامی نقد و بررسی مکاتب روانشناسی به رشته تحریر درآمدند. برخی بزرگان مانند مرحوم دکتر احمد احمدی، مرحوم دکتر کاردان در آن زمان نقش جدی در ایجاد این ساختارها داشتند و بهجرأت میتوان گفت که تحولی عمیق در حوزه علمیه قم و دانشگاهها شکل گرفت. در حوزه علمیه قم، تحولی اتفاق افتاد که در طول سه دهه، حوزه علمیه دویست یا سیصد سال جلوتر رفت. در حوزهای که متوقف در فقه و اصول بود، مراکزی مانند بنیاد باقرالعلوم و یا مؤسسه امام خمینی توسط آیتالله مصباح یزدی تأسیس شد و شخصیتی مانند آیتالله رشاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، دفتر تبلیغات اسلامی و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی را راه انداخت و دانشگاه تهران هم در حوزه علوم انسانی بهشدت گسترش پیدا کرد.

 مثلاً در سال 1380، دانشگاه جغرافیا راه افتاد و دانشگاه علامه طباطبایی بهعنوان یک دانشگاه مادر در حوزه علوم انسانی، رشتههایی با گرایشهای مختلف تأسیس شد، البته دانشگاه تربیت مدرس هم تأسیس شد که بخش قابلتوجهی از رشتههای آن به علوم انسانی پرداخته است. آخرین تحول ساختاری که ما در حوزه تحول علوم انسانی شاهد آن هستیم، شورای تحول و ارتقای علوم انسانی است که با مدیریت آقای دکتر حداد عادل و زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی تأسیسشده است.


نگاهی گذرا به دستاوردهای ما در حوزه علوم انسانی در چهار دهه انقلاب

بنده بهاختصار به چند مورد از دستاوردهای کشور در حوزه علوم انسانی در چهار دهه انقلاب اشاره میکنم:

 الف) رشد فلسفههای مضاف: یکی از تحولات، رشد فلسفههای مضاف مخصوصاً فلسفه علوم انسانی است. ما قبل از انقلاب هیچ توجهی به مبانی و روششناسی علوم انسانی نداشتیم و امروزه متخصصین متعددی در حوزه مبانی و روششناسی علوم انسانی کار میکنند.

ب) رشد در حوزه فقه تخصصی: در عرصه فقه تخصصی نیز شاهد رشد قابلتوجهی هستیم و در موضوعاتی مانند فقه سیاسی، فقه اقتصاد، فقه مدیریت، فقه فرهنگ و فقه تربیت کارهای زیادی انجامگرفته است.

ج) همچنین در حوزه سیاستگذاری و راهبردی در حوزه علوم اجتماعی دستاوردهای خوبی داشتهایم.

د) از دیگر توفیقات ما در رشته علوم انسانی توصیفی بود که به کشف روابط انسانها در حوزه فردی و اجتماعی میپردازد و در این حوزه کتاب، مقالات و رسالههایی تولید شدهاند.

ه) تغییر سرفصلهای علوم انسانی: یکی دیگر از کارهای مهمی که شکل گرفت، تغییر سرفصلهای علوم انسانی است. در برخی دروس مدت سی تا چهل سال سرفصلها تغییر پیدا نکرده بود که این کار را شورای تحول و ارتقای علوم انسانی انجام داد. تحصیل میلیونها نفر از جوانان دانشجو در مقاطع مختلف علوم انسانی و جذب هزاران استاد عضو هیئت علمی و پژوهشگر علوم انسانی، کار دیگری بوده است که اگر امروزه بخواهید نمایشگاهی از یک پژوهشگاه برگزار کنید، مساحت وسیعی برای ارائه آثار آنها نیاز است. بهجرأت میتوان گفت که امروزه در منطقه ما، ایران اسلامی جایگاه برتر در رشد علوم انسانی را دارد. فقط در چند سال اخیر 2500 کرسی ترویجی در حوزه علوم انسانی و حدود 300 کرسی نظریهپردازی و 41 نظریه ثبتشده در نشستهای تخصصی تحت عنوان کرسیهای نظریهپردازی علوم انسانی ارائهشده است و در نهایت اعطای جایزه بینالمللی علوم انسانی اسلامی از دستاوردهای انقلاب اسلامی در خصوص علوم انسانی اسلامی است.

................................................

پینوشتها

1. سیداحمد فَردید با نام اولیه سیداحمد مهینی یزدی (۱۲۸۹ در یزد ۲۵ مرداد ۱۳۷۳ در تهران) ، یکی از متفکرین معاصر ایرانی.

2. اسماعیل فاروقی، اندیشمندی فلسطینی الاصل است که در ۱۹۲۱ در فلسطین زاده شد، دروس مقدماتی دینی را نزد پدر و در مسجد آموخت و در سال ۱۹۳۶به کالج فرانسوی سن ژوزف رفته و مشغول تحصیل میشود. وی در سال ۱۹۴۸ وارد دانشگاه آمریکایی بیروت شده و یک سال بعد به آمریکا میرود و در دانشگاه ایندیانا و هاروارد به تحصیل در رشته فلسفه میپردازد. از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ قریب به چهار سال به تدریس در دانشگاه مگ گیل کانادا و دیگر مراکز علمی کراچی و قاهره میپردازد و درنهایت از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۶ در دانشگاه تمپل آمریکا کرسی استادی را در اختیار میگیرد. از وی حدود ۲۵ کتاب و بیش از یکصد مقاله باقیمانده است.

ایشان در سال ۱۹۸۰ با حمایت عربستان سعودی و همکاری طه جابر علوانی و عبد الحمید ابوسلیمان مؤسسهای با نام «المعهد العالمی للفکر الاسلامی» را تاسیس کرد.

3. پروفسور سیدمحمد نقیب العطاس، اسلامشناس، فیلسوف مالزیایی و بنیانگذار مؤسسه بینالمللی اندیشه و تمدن اسلامی-ایستاک- است.آثار مشهور وی عمدتاً در تربیت نسل جدید بر اساس مبانی اسلامی و نقد مبانی تربیت اخلاقی غرب است. وی همچنین تحقیقات بسیاری در مورد عارفان مالایایی و نظرات عرفانی آنها دارد.

4. سیدابوالأعلی مودودی (اردو: ابوالاعلی مودودی، زاده ۲۵ سپتامبر ۱۹۰۳ - درگذشت ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۹) روزنامهنگار، مسلمان طرفدار احیای مذهبی، فیلسوف سیاسی، و متفکر اسلامگرای سده ۲۰ (میلادی) در هندوستان و پاکستان بود. او همچنین یک شخصیت سیاسی در پاکستان و مؤسس جماعت اسلامی پاکستان بود. این حزب به لزوم احیای اسلام واقعی اعتقاد داشت.


  


خروج




سه شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام