*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > روحانیت و دفاع مقدس 


روحانیت و دفاع مقدس شماره خبر: ٣٣٦٧٥٨ ٢٣:٤٥ - 1392/12/02    ارسال به دوست نسخه چاپي


وقتي آيةالله‌العظمي جوادي آملي پيشاني حاج جوشن را مي‌بوسد


حاج جوشن نام‌ آشنايي براي اهالي دفاع مقدس و رزمندگان شمالي است. خيلي‌ها او را با ايستگاه صلواتي حاج جوشن مي‌شناسند، اما ايستگاه صلواتي تنها بهانه‌اي براي حضور مردي است که مي‌خواست هميشه با رزمندگان و در کنار آن‌ها باشد. او بعد از اعزام اول تا پايان جنگ، هيچ وقت جبهه‌ها را ترک نکرد. حاج جوشن نقل مي‌کند:

حاج جوشن نام‌ آشنايي براي اهالي دفاع مقدس و رزمندگان شمالي است. خيلي‌ها او را با ايستگاه صلواتي حاج جوشن مي‌شناسند، اما ايستگاه صلواتي تنها بهانه‌اي براي حضور مردي است که مي‌خواست هميشه با رزمندگان و در کنار آن‌ها باشد. او بعد از اعزام اول تا پايان جنگ، هيچ وقت جبهه‌ها را ترک نکرد.

حاج جوشن نقل مي‌کند: روزي پيک فرماندهي که از راه رسيد، گفت: حاج آقا! آماده حرکت شويد از فرماندهي دستور داده‌اند تا شب بايد در هفت‌تپه (مقر لشکر ويژه 25 کربلا) حاضر باشيد. چيزي نپرسيدم و حرکت کردم طولي نکشيد که با ماشين به سمت پادگان هفت‌تپه در نزديکي انديمشک رسيديم. آن‌جا بود که به من گفته شد که بعد از نماز صبح قرار است حضرت آيةالله جوادي آملي در مراسم صبحگاه براي نيروها صحبت کند.

صبح زود، قبل از نماز، گلاب‌پاش پمپي را تنظيم کردم و آن‌را از گلاب خالص پر کردم. بعد از اقامه نماز، کفن به تن کردم، گلاب‌پاش را به دوش گرفتم و در ميدان صبحگاه مشغول عطرافشاني و معطر نمودن رزمنده‌ها شدم. جمعيت قابل توجهي از رزمنده‌ها و فرماندهان در ميدان حضور داشتند. بعد از شروع مراسم و حضور حضرت آيةالله جوادي آملي به سمت جايگاه رفتم و به نمايندگي از طرف رزمنده‌ها شروع به صحبت کردم.

گفتم: حضرت آيةالله! در اين مکان مقدس همه ما هم قسم مي‌شويم تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خون از حريم ولايت دفاع کنيم، آن‌قدر مي‌جنگيم که درياي خون راه بيافتد؛ و در اين درياي خون آن‌قدر شنا مي‌کنيم تا به ساحل پيروزي برسيم. به اين‌جا که رسيدم، صداي الله‌اکبر بچه‌ها بلند شد و ولوله‌اي در ميان آن‌ها افتاد. با ديدن اين صحنه، حضرت آيةالله جوادي آملي با اشاره دست مرا به سمت جايگاه فراخواندند و پيشاني مرا بوسيدند.

منبع: پايگاه مردمي نشر ارزش‌هاي لشکر ويژه 25 کربلا در دفاع مقدس گروه فرهنگي فريـاد هفت‌تـپـه

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




سه شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام