*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > در مسیر نفر 2 


در مسیر نفر 2 شماره خبر: ٤٠٨٩٧٠ ١١:٣٣ - 1398/06/24   گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام والمسلمین ناصر رفیعیتبلیغ و شیوه‌های صحیح تبلیغی ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام والمسلمین ناصر رفیعیتبلیغ و شیوه‌های صحیح تبلیغی

گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی


حجت‌الاسلام والمسلمین احمدعلی آقارفیعی مدیر گروه شعیه‌شناسی جامعة‌المصطفی، خطیب و کارشناس مذهبی در گفت گویی با هفته‌نامه افق حوزه به بررسی بایسته های آموزشی‌، پژوهشی و شیوه‌های صحیح تبلیغ دین پرداخته که در ادامه متن کامل این مصاحبه تفصیلی را مرور می کنیم...

تبلیغ دین اسلام چه ضرورتی دارد؟ آیا در این شرایط خاص نیازی بهتبلیغ داریم؟

▪ تبلیغ دین بهمعنای رساندن پیام دین است و مهمترین وظیفه مبلغ دین این است که پیام دین را بهمخاطب برساند. قرآن خطاب بهپیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: « وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ، نور، 54‏» رساندن بر تو وظیفه است. در جای دیگر میفرماید: اگر بخواهی با کراهت مردم را بهدین جذب کنی، « لَستَ عَلَیهِم بِمُصَیطِرٍ، 22»، قرار نیست با سیطره و جبر، افراد جذب دین شوند. وظیفه تو فقط گفتن و تبلیغ است. کما اینکه خداوند تبارک و تعالی در جای دیگری از قرآن میفرماید: برای ما این امکان وجود دارد که اگر میخواستیم، میتوانستیم همه مردم را بهجبر بهدین دعوت کنیم؛ کما اینکه این کار در عالم فرشتگان صورت گرفته است. لذا بهنظر من تبلیغ دین از ضروریاتی است که از آغاز خلقت و حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام تا پایان خلقت که اگر دو نفر هم روی کره زمین حضور داشته باشند، لازم است که کسی پیام دین و پیام وحی را بهمردم برساند. بنده کتابی تحت عنوان سیره تبلیغی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نوشتهام که توسط جامعةالمصطفی صلی الله علیه و آله و سلم چاپ شده است و یک کتاب درسی و قرآنی است و در رابطه با تفسیر موضوعی چاپ شده است که در آن اهمیت و جایگاه و پیشینه تبلیغ و مبلغان بنامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهمناطق مختلف ارسال میفرمودهاند و توصیههایی که بهمبلغان داشتهاند بههمراه جغرافیا و فضای تبلیغ از قرآن و روایات مورد بحث قرار گرفته است.

پلورالیزم دینی یا کثرتگرایی معتقد است، ما مؤظف نیستیم دین واحدی را دنبال کنیم. ارزشهایی که در ادیان دیگر وجود دارد، میتواند مورد توجه یک انسان موحد و متدین قرار بگیرد. البته اساس پلورالیزم دینی انکار دین است و در انتهای این نظریه چیزی از دین باقی نمیماند. این در حالی است که در اختلاف نظر در میان متخصصان یک علم، همگی در برابر برترین متخصص زانو میزنند؛ لذا این ضرورتی است که از گذشته تا بهامروز احساس میشود.

آیا تبلیغ دین با هدف حوزه و طلبه شدن برابر است و بهعبارت دیگر هر طلبهای باید مبلغ باشد؟

▪ ما دو نوع مبلغ داریم. مبلغ حرفهای و مبلغ کلی بهمعنای مبلغ عام و فراگیر. در پاسخ بهاین سئوال و با در نظر گرفتن مبلغ بهمعنای قسم دوم عرض میکنیم: بله، لازم است که هر طلبهای مبلغ باشد. ممکن است طلبهای حتی یک منبر هم نرود؛ اما بهفرموده قرآن: « قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ،تحریم،6» برادر، خواهر و خانواده خود را ارشاد میکنید و یا شخصی در خودروی عمومی کار ناشایستی انجام میدهد که بهاو تذکر میدهید. انتقال پیام دین بهمعنای عام آن، وظیفه همه افراد است. این تبلیغ عام است.

 مرحوم آیتاللهالعظمی گلپایگانی روز عاشورا برای خانواده خودشان روضه میخواندند و میفرمودند: میخواهم اسم من بین روضهخوانها باشد. از مراجع فعلی نظیر آیتالله نوری همدانی، آیتالله وحید خراسانی، آیتالله مکارم و آیتالله سبحانی منبری بودند. بنابراین طلبهای که در حوزه، ممحض در فلسفه یا عرفان یا اقتصاد است و در جمعی قرار گرفت که از او در موردی خاص سئوال شد، نمیتواند بگوید: بنده متخصص اقتصاد هستم و بلد نیستم؛ بلکه باید بداند و هنر عام طلبگی را بلد باشد. ممکن است، در جایی بهطلبهای بگویند که برای میتی نماز بخواند و اعمال او را انجام بدهد و یا عقد دختر و پسری را جاری کند، از ما نخواهند پذیرفت که بگوییم: من متخصص در حوزهای خاص هستیم و با این امور آشنایی نداریم. یا ممکن است در خیابان شخصی از ما مسئلهای شرعی را سئوال کند. نمیتوانیم بگوییم: رشته من فلسفه است و احکام نمیدانم. بنابر این لازم است، هر طلبهای با مهارت تبلیغ آشنایی داشته باشد؛ اما لازم نیست که در تمام زمینههای تبلیغی متخصص باشد. آیتالله العظمی نوری همدانی میفرمودند: در گذشته آن اندازه که مجتهد داشتیم، منبری متخصص نداشتیم.ایشان درست میگفتند؛ در زمان طاغوت فقط مرحوم فلسفی شاخص بودند. ایشان میفرمودند: بنده هم مرجع هستم و هم منبری بودهام و اگر کسی از من سئوال کند، کدامیک سختتر است، میگویم منبر سختتر است. این سخن درستی است؛ چراکه اجتهاد و مرجعیت یک ذوق و استعداد و یک خلاقیت و ابتکار است که زحمت زیادی دارد؛ اما مسئله، فقیه است و روایات و استنباط؛ اما یک منبری باید دارای این هنر باشد که جمعیت را اداره کند و نگه دارد تا بهصحبت او گوش بدهند. این مهارت برای هر طلبهای لازم است؛ اما لازم است که عدهای هم در این مورد شاخص باشند.

عرصههای تبلیغ

حوزه اعتقادات

دین و معارف ما از سه موضوع اعتقادات، اخلاق و احکام تشکیل شدهاند و منبر باید مشتمل بر این سه موضوع باشد. متأسفانه بیشتر منابر خالی از اعتقادات هستند و در جلسات تخصصی که گاهی در حوزه برگزار میکنیم، این را گفتهام و اکثر آقایان میگویند: ما نمیدانیم که چگونه باید در منابر اعتقادات را بگوییم؛ یعنی شیوه بیان اعتقادات را بلد نیستند. بنده در صدد آموزش شیوه بیان اعتقادات نیستم؛ اما میدانم که چون اعتقادات تا حدی خشک است، بیان آن در منبر احتیاج به هنرمندی و ظرافتی خاص دارد. من نمیتوانم بگویم بسماللهالرحمنالرحیم، توحید پنج قسم است، ذاتی، صفاتی، افعالی و....؛ در این صورت مردم گوش نمیدهند؛ اما میتوانم در ضمن بحث، توحید را بگویم و از عصمت دفاع کنم؛ لذا حتماً لازم است، منبر بحث اعتقادات را داشته باشد. متأسفانه امروز کمرنگترین بحث در منابر، مسئله اعتقادات است که یک نقطه ضعف است. «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ،24» اخلاق و احکام فرعهاست و مسئله اصلی که«لااله الا الله تفلحوا» است، باید درست بشود. دلیل عمده این مسئله عدم آگاهی بسیاری از منبریها از اعتقادات قوی و دوم عدم آگاهی از شیوه القای مطلب است؛ چراکه نمیدانند چهطور باید از اعتقادات برای مردم بگویند.

 یک سال بنده تصمیم گرفتم، بحث اعتقادات در کربلا را بگویم. وقتی این بحث را در جلسه مبلغان مطرح کردم، همه بهبنده هجمه کردند که آقا سخت و مشکل است و من علت را این دو عامل میدانم. اول اینکه برای خود منبری مسائلی مانند قضا و قدر روشن نیست یا در مسئله عصمت تردید دارد و در یا باب توحید مطالعه نکرده است. دوم اینکه با شیوه بیان اعتقادات آشنایی ندارد.

حوزه اخلاق

حوزه دوم در منابر حوزه اخلاق است که بسیار مهم است؛ اما منبریها در این حوزه تکرار زیاد دارند. امروز اخلاق علمی تخصصی است و لازم است، بهویژه در حوزه خانواده ورود کنند.

حوزه احکام

حوزه سوم، نیز احکام است که در منابر کمرنگ است و بنده هم زیاد وارد این عرصه نمیشوم و فکر میکنم، لازم است که احکام از موضوع منبر تفکیک شود. بهاین صورت که ابتدا منبری ده دقیقه احکام بگوید و بعد منبر را شروع کند؛ مگر منبرهای خاص مانند شب 21 ماه مبارک رمضان. وقتی آقای مجتهدی منبر میرفتند، ابتدا احکام میگفتند و بعد یک روایت میخواندند و بعد هم راجع بهاعتقادات صحبت میکردند. منبر رسمی آقای فلسفی هم خالی از احکام بود. این سخن بنده بهمعنای ترک احکام در منابر نیست. در قدیم هم، مسئلهگو از واعظ جدا بود. در منابر رسمی نمیتوانیم ورود بهموضوع را احکام قرار بدهیم.

در هر یک از این سه حوزه تبلیغی، چه کتابهایی را پیشنهاد میکنید؟

▪ ما نمیتوانیم در منبر دائم بهکتاب ارجاع بدهیم. بلکه لازم است مجموعهای از آثار را مطالعه کنیم و بتوانیم آنها را تبدیل بهمنبر کنیم. در بحث اعتقادات روش کتابهای حجتالاسلام والمسلمین قرائتی بهترین است؛ چراکه دستهبندی و شیوه خوبی دارد. مانند بحث خداشناسی و یا عدل ایشان که راحت میشود آنها را برای مردم بازگو کرد. البته یک مبلغ کتاب عدل الهی شهید مطهری را هم مطالعه کند. مرحوم آیتالله العظمی فاضل قدس سرهبهمن فرمودند: مطالعات منبری شما هیچ وقت بر اساس درک مخاطب نباشد. نگوییم اینجا روستاست و خواندن یک کتاب کافی است. بلکه لازم است، به صورت عمیق مطالعه کنید و بر اساس فهم مخاطب، بخشی از مطالب را برای آنها بازگو کنید. بهعنوان مثال اگر بنا باشد یک پزشک بر اساس فهم مردم مطالعه کند، هیچگاه پزشک نخواهد شد. این نکته مهمی است که مبلغان لازم است، کتاب عدل الهی شهید مطهری را هم بخوانند؛ اما از کتاب عدل آقای قرائتی برای مردم صحبت کنند. بحمدالله در خصوص اخلاق کتابهای فراوانی از بزرگانی نظیرآیتالله العظمی مکارم مانند اخلاق در قرآن، اخلاق در نهجالبلاغه و... وجود دارد که کمک فراوانی بهطرح این موضوع میکند. در بحث احکام هم روش حجتالاسلام والمسلمین فلاحزاده بسیار پسندیده است؛ چراکه احکام محض نمیگویند و روایتی میخوانند که در ضمن آن احکام را بیان میکنند که شیوه خوبی برای کار دارند.

برای تبلیغ از چه ابزارها و روشهایی میتوان استفاده کرد؟

▪ ابزار و روش فراوانی برای تبلیغ وجود دارد که در تخصص بنده نیست؛ مانند فیلم سینمایی. آیتالله العظمی مکارم میفرمودند: من بارها داستان حضرت یوسف علیه السلام را در قرآن خواندهام؛ اما هیچگاه بهاندازه فیلم داستانی، این قصه قرآنی در ذهن من جا نیفتاد و یا سریال مختارنامه یا سریال امام علی علیه السلام؛ همچنین تئاتر یا فضای مجازی هم ابزار تبلیغ دین هستند که هیچکدام رشته تخصصی بنده نیست. رشته تخصصی بنده منبر است و معتقدم: منبر یکی از رسانههای تبلیغی بیبدیل است که هنوز هم بینظیر باقی مانده است؛ اما اشکال منبر این است که مخاطب ساکت است و منبری گوینده است و به عبارت دیگر منبر یک رسانه یک طرفه است.

پیشنهاد بنده این است که در مراکز و مساجد، بهجهت بالندگی منبر، جلسات پرسش و پاسخ و تخاطب گنجانده شود. مانند اینکه بعداز سخنرانی چند نفری باقی بمانند و بتوانند با شما پرسش و پاسخ داشته باشند. امروز در دانشگاهها به همین شیوه صحبت میکنیم که مثلاً بیست دقیقه صحبت میکنیم و نیمساعت بهپرسشها پاسخ میدهیم که بسیار مؤثر و لازم است، در تمام جلسات مذهبی به غیر از منابر سنتی، از این روش استفاده شود. البته ممکن است، هر منبری میتوان انجام این کار را نداشته باشد؛ اما بهنظر میرسد، خوب است که این اتفاق به خصوص در منابر برجسته و بنام اتفاق بیفتد.

موانع، مشکلات و آفات منبر چیست؟

لکل شیء آفة، هر چیزی آفتی دارد. در روایت میخوانیم علم چهار کلمه است. قال الإمام موسىبنجعفر علیه السلام:وَجَدْتُ عِلْمَ اَلنَّاسِ کُلَّهُ فِی أَرْبَعٍ أَوَّلُهَا أَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ وَ اَلثَّانِی أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِکَ وَ اَلثَّالِثُ أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْکَ وَ اَلرَّابِعُ أَنْ تَعْرِفَ مَا یُخْرِجُکَ مِنْ دِینِکَ. الکافی/ جلد1/ ص50

 من از این 4 علم اینگونه یاد میکنم: خداشناسی، خودشناسی، وظیفهشناسی، طاغوتشناسی.

این سئوال بسیار مهمی است و بنده در مقدمه کتاب«گفتار رفیع» بهبرخی از این آسیبها اشاره کردم. خوب است که ما این آسیبها را بشناسیم و بهاصلاح عرصه تبلیغ بپردازیم.

آسیب رقابت

 یکی از این آسیبها رقابت است. منبر،عرصه رقابت نیست. مرحوم شیخ عباس قمی رحمه الله علیه روی منبر بودند که آخوند ملاعباس تربتی رحمه الله علیه وارد شد و ایشان از منبر پایین آمده و گفتند: شما صحبت کنید؛ چراکه بهتر از بنده صحبت میکنید. مرحوم آیتالله کوهکمرهای قدس سره در مسجد درس میگفتند و شاگردان هم زیاد داشتند. یک روز زودتر آمدند و دیدند پیرمرد ژولیدهای مشغول درس است و بسیار خوب درس میگوید. فردا و روزهای دیگر هم آمدند و بهدرس او گوش دادند. آن پیر ژولیده شیخ انصاری قدس سره بود. چند روز بعد بهشاگردانشان گفتند: با هم بهدرس این پیرمرد میرویم، و در حالیکه استاد بود، شاگردی کرد. اینها آموزهها و ناگفتههای حوزوی است و حوزه با این مسائل ارزش پیدا میکند.

ضعف محتوا

آسیب دوم، ضعف محتواست. با توجه بهامکانات فضای مجازی نمیشود حرف بیربطی زد و تا روایت یا شعری را در منبر میخوانید، بلافاصله مخاطبان قادر هستند، در فضای مجازی راجع بهآن مطالعه کنند. در همین شهر قم منبری گفته بود که سر مبارک امام حسین علیه السلام روی نیزه سوره حمد را میخواند که مخاطب گفته بود: خیر، سوره کهف میخواند. بنابراین لازم است، منبریها داستانها و مطالب قوی از منابع معتبر بازگو کنند و اطلاعات قوی داشته باشند.

بیسوادی اهل منبر

یکی از آسیبهای منبر، بیسوادی است. بنده همیشه گفتهام آقایان منبری حداقل لازم است، مدرس مکاسب و کفایه باشند. البته امروز برخی از منبریها درس خارج میگویند. لازم است، منبری قوی باشد.

بنیه علمی ضعیف

 آسیب سوم، ضعف در بنیه علمی است. البته گاهی بزرگان علمی هم ضعف مطلب دارند.

مادیگرایی

آسیب دیگر، مادیگرایی است. منبر نباید بهمسائل مالی آمیخته شود. البته منبری زحمت میکشد و مطلب تهیه میکند؛ اما نباید با مسائل مالی آمیخته شود. منبر یک شغل و حرفه نیست؛ بلکه وظیفه است. تصور کنید که اگر سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات هم نبود، خودمان باید راه میافتادیم تا منبری تشکیل بدهیم و برای مردم صحبت کنیم. منبر جای بازی، دفتر، کارت و این حرفها نیست. بنده 33 سال است، منبر میروم و یادم نمیآید که در بحث منبر وارد مسائل مالی شده باشم. طبیعی است که انسان از پول خوشش میآید. امام سجاد علیه السلام برای چند بیت فرزدق 18 هزار درهم صله بهاو دادند و یا پیراهنی بهعلاوه صد سکه دادند. از این طرف هم از منبری سوءاستفاده نشود؛ چراکه او ساعتها زحمت کشیده و مطالعه کرده است.

بیبرنامه بودن

آسیب دیگر، بیبرنامه بودن منبر است. هر سال در ماه محرم چند صد منبر در شهر قم وجود دارد که در تبلیغ این منابر موضوعی مشاهده نمیشود. همانطوری که در علم پزشکی تابلو میزنند متخصص اطفال و...، خوب است که برای منبر هم بهتفکیک موضوعات را درتابلو بنویسند مانند: منبر اخلاق خانواده در سیره امام حسین علیه السلام که اگر کسی در خانواده مشکلی دارد، بهاین منبر مراجعه کند. بنده این کار را انجام میدهم.

مقام معظم رهبری خیلی بهبنده محبت دارند. چندین بار از بنده تکریم و تجلیل کردند که منبر خوبی بود و مفید بود و عوام و خواص پسندیدند و هم آیه و هم روایت داشت و... امسال میفرمودند: برخی افراد در راه منبر فکر میکنند بالای منبر چه بگویند. بعد بهمن فرمودند: شما در محرم چند منبر میروید؟ گفتم یک یا دو منبر. گفتند این خوب است؛ زیرا کسانی که هفت یا هشت منبر میروند، توان اداره منبر را از دست میدهند.

امروز سطح سواد و آگاهی عمومی مردم بالا رفته است و اشخاص صحبتهای ناصحیح را نمیپذیرند. لازم است بهمطالبی که در منبر میگوییم، توجه کنیم. ضعفها وآسیبها بهمنابر لطمه میزند. مردم قدرشناسند و اگر منبری خوب صحبت کند، متوجه میشوند که وقت گذاشته و مطالعه کرده است و حرف نو دارد. یک وقتی مشهد بودیم و دختر کوچک من میگفت: بابا امام رضا علیه السلام غیر از روایت کلمه«لاالهالاالله...» روایت دیگری ندارد؟ امروز هر جایی رفتیم، این روایت را خواندند. این در حالی است که عیون اخبار الرضا و بحار الانوار مملو از روایات امام رضا علیه السلام است. بنده با اینکه بیشاز پنجاه منبر آمده برای امام صادق علیه السلام در اختیار دارم؛ اما برای منبر ایشان بیشاز سی ساعت مطالعه کردم. بنده فیش منبرهای سالهای گذشته را نگه داشتهام؛ اما برای منبر سال 98 مطالعه جدید انجام دادم. مبلغان باید زحمت بکشند والّا مردم استقبال نمیکنند. اینطور نیست که رسانه منبری را مشهور کند. منبری وقتی مشهور شد رسانه بهدنبال او میرود.

یک مبلغ موفق دارای چه شاخصههای است؟

▪ بنده در کتاب «گفتار رفیع» برخی از شرایط مبلغ را آوردهام و در دیگر کتابها نیز در این خصوص صحبت شده است. استاد حجتالاسلام والمیلمین نظریمنفرد کتابی راجع بهشیوه تبلیغ دارند که برخی از شرایط را آوردهاند که کتاب درسی است. مرحوم فلسفی هم در کتاب آیین سخنوری و سخن، مطالب جالبی دارند. آقای شریعتی سبزواری هم کتابی راجع بهاین موضوع دارند که حرفهای خوبی دارد. راجع بهشرایط و آداب تبلیغ کتاب زیاد داریم.بنده چند مورد را در این جا ذکر می کنم.

باور بهاعتقادات

به نظر بنده یک مبلغ لازم است که شرایط اعتقادی داشته باشد. اول اینکه باور داشته باشد. بارها گفتهام تا موضوع اعتقادی برای خودتان حل نشده است، آن را وارد منبر نکنید. اگر هنوز عصمت یا قضا وقدر برای شما حل نشده است، در منبر بهآن ورود پیدا نکنید. در بحثهای اعتقادی لازم است، موضوع برای منبری حل شده شده باشد.

عمل بهگفتهها

دوم شرط عملی است. آنچه را که خودتان بهآن عمل نمیکنید، برای مردم نگویید. امسال در حرم مطهر کریمه اهلبیت؟سلم؟ روی منبر به مردم گفتم: خدای من شاهد است که هرچه را در منبر میگویم، سعی میکنم که خودم عامل بهآن باشم و الا نمیگویم. اگر بهشما میگویم خمس بدهید خودم از 15 سالگی خمس دادهام و یکسال هم تأخیر نداشتهام. بنده هنوز در منبر از اعتکاف صحبت نکردهام؛ چراکه بهاعتکاف نرفتهام و حرف من اثر نمیکند. این، بهاین معنی نیست که بنده بهاعتکاف اعتقاد نداشته باشم. سعی بنده این است که اگر حرفی بهمردم میگویم، خودم بهآن عمل کنم. در غیر اینصورت حرف اثر نمیکند.

شرایط علمی

نکته سوم شرایط علمی است. یک منبری باید دارای مجموعهای از اطلاعات علمی باشد. باید ادبیات عرب قوی داشته باشد. هرچه قدر منبری عالم باشد؛ اما یک کلمه روایت را اشتباه بخواند، فایدهای ندارد. مقام معظم رهبری هم به این بحث تأکید میکردند. نزد آیتالله العظمی شبیری بودم و گفتم عبداللهبنسنان و ایشان فرمود: سِنان صحیح است. گفتم مغیرة و ایشان گفتند مغِیرة صحیح است و یاء در این کلمه بهکسر است. این خیلی مهم است؛ چراکه سایر صحبتهای منبری زیر سئوال میرود.

بنده بهطلاب جوان میگویم آنقدر ادبیات عرب بلد باشید که اگر آیهای از قرآن فاقد اعراب باشد، دچار اشتباه نشوید و خواندن عبارت فارسی و عربی برای شما فرقی نداشته باشد. در این صورت دیگر نیاز نیست، فرق صفت و تمییز را بلد باشد.

اطلاعات حدیثی

نکته دوم اطلاعات حدیثی است. بسیاری از منبریها در این مسئله ضعیف هستند. حدیث شامل حدیث صحیح و قوی و ضعیف و حسن است و باید اطلاعات درایةالحدیث ما قوی باشد. کتابی به نام «درسنامه وضع حدیث» نوشتهایم که کتاب سال حوزه شد. بنده این کتاب را برای طلاب نوشتهام و در سطح ارشد حوزه تدریس میشود و شامل آشنایی با جعل حدیث و جعال و دروغگویی در حدیث و روش فهم حدیث است. لازم است که طلاب، کتاب روش فهم حدیث حجتالاسلاموالمسلمین مسعودی را خوانده و حتی آن را درس بگیرند و یا کتب آقای شانهچی مانند درایةالحدیث و یا کتاب « تلخیص مقباس الهدایة، للعلامة المامقانی» حجتالاسلاموالمسلمین علیاکبر غفاری را بخوانند.

اطلاعات تفسیری و تاریخی

 نکته دیگر اطلاعات تفسیری است و لازم است طلبه با قرآن آشنا باشد. اولاً روان خواندن و صحیح خواندن قرآن از بدیهیات است و لازم است که طلبه با یکدوره تفسیر مانند تفسیر جوامع الجامع یا تفسیر شبر آشنا باشد. یک سال سفر حج در مسجدالحرام بودم و طلبههای وهابی جلوی آخوندها را میگرفتند و میپرسیدند: «وَالذَّارِیَاتِ ذَرْوًا ، نازعات 1» چه معنایی دارد که بنده بلد نبودم و من را مسخره کردند و رفتند. این مطلب را بهآقای عرب در بعثه گفتم و ایشان گفتند: طلاب را بهحج اعزام نکنید؛ مگر اینکه همه آنها با ترجمه قرآن آشنایی داشته باشند. بنابراین طلبه باید با ادبیات عرب، حدیث، تفسیر و تاریخ آشنا باشد. آشنایی با تاریخ باید در حد کتب حجتالاسلاموالمسلمین رسول جعفری یا حجتالاسلاموالمسلمین مهدی پیشوایی باشد. طلاب منبری بهتر است، تاریخ تحلیلی بخوانند تا تاریخ نقلی و کتب حجج اسلام سیدمهدی غروی، نظریمنفرد، رسول جعفری، دکتر آیتی و... مفید هستند.

آشنایی با شعر و ادبیات

 همچنین طلبه باید با شعر و مثل و... آشنا باشد. مجموعه این آشناییها آمیختهای از اطلاعات را برای طلبه بههمراه دارد که میتواند در منبر موفق باشد. مقام معظم رهبری هم راجع بهادبیات فارسی بسیار حساس هستند. روان صحبت کردن فارسی و صحیح ادا کردن الفاظ مهم است. حتی آشنایی با اصطلاحات سیاسی هم مهم است و اینها نکاتی کوچک؛ اما بزرگ هستند.

 مقام معظم رهبری در الفاظی که در واژگان فارسی بهکار میبرند، بسیار دقیق هستند. بنده تأکید دارم، منبری با اَعلام آشنایی داشته باشد و کتبی مانند«الاعلام زرکلی» را بخواند. چراکه بسیار مؤثر است و هرچه شما خوب سخن بگویید؛ اما در رعایت این نکات بیدقتی کنید، درست مانند پیراهن سفیدی است که یک لکه روی آن وجود داشته باشد و اشتباه گفتن اسم افراد، در منبر آن را بههم میریزد.

آشنایی با سیره علما و شرایط اجتماعی

آشنایی با سیره علما نیز در منبر مهم است. نکته دیگر آشنایی با شرایط اجتماعی جامعه مانند آمارهاست تا بتواند با مردم حرف بزند؛ چراکه منبر انبار کردن آیات و روایات و انبوهسازی و انبوهپروری نیست؛ بلکه یک هنر است و منبری باید بداند، چه مطلبی را در کجای موضوع بیان کند. منبری یا موضوعی را بیان نکند، یا اینکه بتواند آن را درست بیان کند. بهعنوان مثال اگر منبری میخواهد راجع بهسند 2030 صحبت کند، لازم است که آن را یکدور مطالعه کند. همچنین منبری نباید تحت تأثیر مردم صحبت کند. بلکه باید مطالب را دقیق بگوید. برخی گمان میکنند، اگر منبری از مسائل اقتصادی صحبت کند، بروز است. اینطور نیست؛ بلکه منبر محل تبلیغ معارف دینی بهمردم است؛ البته در ضمن منبر مسائل سیاسی و اجتماعی نیز مطرح میشود.

 امسال منبری خدمت مقام معظم رهبری در موضوع استقامتهای فاطمه زهرا؟س؟ داشتم که ایشان تجلیل کردند و فرمودند: هم عموم از این منبر استفاده کردند و هم خواص. بعداز منبر از ایشان سئوال کردم، منبر از لحاظ سیاسی چهطور بود؟ ایشان گفتند همین مقدار که ورود کردید، کافی است؛ البته بیانصافی است که منبری شب 14 خرداد صحبت کند و از امام اسم نبرد. بنابراین مطالب بهمناسبت خودش مطرح بشود. اینطور نباشد که در شب احیا، اول تا آخرِ منبر از سیاست صحبت کنیم. البته گاهی منبری تذکری بهمسئولان میدهد؛ اما منبر تریبون نماز جمعه نیست. کما اینکه تریبون نماز جمعه هم منبر نیست؛ بلکه باید یک خطبه آن سیاسی محض باشد. اینطور نباشد که منبری مسائل را مخلوط کند. بنده در سالروز شهادت امام عسکری علیه السلام در محضر مقام معظم رهبری منبر رفتم و بعداز منبر ایشان گفتند: منبر خوبی بود؛ از این جهت که موضوع منبر امام عسکری علیه السلام بود. دوم اینکه این آقا مظلوم است و در طول سال فقط هشتم ربیعالاول را بهایشان توجه داریم؛ اما در همین روز هم آقایان اینجا میآیند و همه چیز میگویند به غیر از امام عسکری علیه السلام از اینجا متوجه شدم، برای ایشان مهم است که منبریها در موضوع صحبت کنند.

آیا تبلیغ با روشهای سنتی مانند منبر کارآیی دارد؟

▪ بنده منبر را رسانهای بینظیر و بیبدیل میدانم؛ چراکه مردم بهمناسبتهای مذهبی جمع میشوند و منبری میتواند تأثیرگذار باشد؛ به طوریکه این تأثیر در روشهای دیگر مانند فیلم دیده نمیشود. منبر سلاح انبیا بوده است و تقدس دارد و واجد جایگاه خودش است.

بنده در عرصه فضای مجازی کار نکردهام؛ اما معتقدم لازم است، عدهای متخصص برای فضای مجازی و روشهای مدرن کسب مهارت کنند و وارد این فضاها بشوند و بهشبهات پاسخ بدهند و این فضا را از مسائل دینی پرکنند. حرفهای بنده در فضای مجازی زیاد است؛ اما بنده فرصت و تخصص ورود بهفضای مجازی را ندارم.

نهادهای حاکمیتی چه وظایفی در عرصه تبلیغ دارند؟

▪ لازم است حوزه علمیه و دفتر تبلیغات کار ویژهای در خصوص تربیت مبلغ داشته باشند. اکثر منبریهای موفق، روی استعداد خودشان پیشرفت کردهاند. این سخن بهمعنای این نیست که حوزه کاری انجام نداده باشد. استاد شهید مطهری قدس سره از حوزه بیرون آمده است؛ اما ایشان خودش بود که پیشرفت کرد و اگر کاری نمیکرد، حوزه ایشان را بهاین جایگاه نمیرساند. در حال حاضر نهادهای تبلیغی حوزه متعدد هستند و لازم است، متمرکز باشند. و بهعنوان مثال زیر نظر معاونت تبلیغ حوزه دارای برنامهریزی عمیق و دقیقی داشته باشند. در حال حاضر مؤسسه بیان یا سفیران هدایت و... برای خودشان کار میکنند. بهنظر میرسد لازم است، حوزه در کنار درسهای اصلی طلاب، برای آنها درسهای تبلیغی اعم از مهارتهای منبر مانند تفسیر، حدیث و... قرار بدهد. همین مقدار که طلاب برای کفایه وقت میگذارند، درصدی از این وقت برای تمام طلاب در دهپایه بهجهت تبلیغ گنجانده شود. وظیفه مراکز تربیت مبلغ حوزه ارائه سیاست واحد برای این عرصه است. جلسهای با حضور آیتالله اعرافی دارند که ما هم در آن شرکت داریم. مقام معظم رهبری هم یک طرح تحول تبلیغی قرار دادند که بنده عضو آن بودم و بهنظرم میرسد، لازم است که این تمرکز تبلیغی حاصل شود. وظیفه دولت هم حمایت از این امور است تا این فعالیتهای متمرکز شکل بگیرد.

اگر منبری صدای خوبی ندارد، میتواند با علو مطالب این مسئله را جبران کند. منبریهای مشهوری مثل حجج اسلام حسینی، نظری و عالی روضه را معمولی میخوانند؛ ولی آنقدر مطالبشان جاذبه دارد که مردم بهخاطر روضه، منبر آنها را انتخاب می کنند. در بخش دعا هم نیاز بهتمرین دارند. البته شخصی مثل آقای قرائتی این عرصه را با لطیفه، داستان، قرآن، حدیث و تاریخ پر کرده است؛ اما بهنظر میرسد، برای رفع این نقیصه منبری میتواند با مسئولان جلسه منبر صحبت کند تا در کنار منبر برنامه روضهخوانی یا سینهزنی تشکیل بشود. بنابر این منبر الزاماً نیازی بهصوت ندارد.

لازم است، مبلغان در روستاها و مناطق محروم در راستای محرومیتزدایی اقدام کنند. مرحوم شیخ غلامرضا یزدی چند مرتبه خانه خودش را برای کمک بهحفاری چاههای اطراف یزد فروخت. شنیدم مرحوم آیتالله مشکینی یکسال در روستایی مبلغ بودند و برای رفع مشکل چاههای آب روستا منزلشان را فروختند و بهمستأجری رفتند. خوب است مبلغان برای رفع مشکلات مردم با خیرین صحبت کنند. البته در ماجرای سیل اخیر شاهد حضور فعال طلاب بودیم که کار خوبی است.

یک مبلغ با سنتها و رسوم محلی چگونه برخورد کند؟

▪ امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه خود خطاب بهمالک اشتر میفرمایند:در مصر اگر دیدی مردم سنت صالحی دارند، آنرا نقض نکن. بهعنوان مثال در روستایی مردم شب جمعه فاتحهخوانی دارند که سنت خوبی است و نباید آن را بههم زد. بهاندازهای که وقت ما گرفته نشود، در آن مشارکت داشته باشیم؛ اما اگر با سنتهای غلط مواجه شدیم، آن را تأیید نکرده و بهآن ورود پیدا نکنیم. بنده در برخی شهرها دیدم، از نهم ذیالحجه که شهادت حضرت مسلم است بهاستقبال ایشان میروند و روز عید غدیر شهر را سیاهپوش میکنند. بنده با امام جمعه آن شهر صحبت کردم و ایشان گفتند ما نتوانستیم، حریف این رسم قدیمی بشویم. درست است که کاری از دست ما بر نمیآید؛ اما نمیتوانیم این رسم را تأیید کنیم. اگر سنتها ناصحیح است، به طور تدریجی و با لطافت با آنها مقابله و آنها را کمرنگ کنیم.

خاطرهای از اولین تبلیغ خودتان برای ما بگویید؟

▪ بنده در سال 62 دیپلم تجربی گرفتم و وارد حوزه شدم. این سالی بود که شروع حوزه با دهه محرم مصادف شد. یعنی دو هفته که درس خواندیم، محرم آغاز شد. بنده در مدرسه امام در باجک درس میخواندم وچون در دبیرستان جامع المقدمات خوانده بودم و مطالعات زیادی راجع بهخصال صدوق قدس سره و تفسیر نمونه و... داشتم، امتحانی دادم و سیوطی را شروع کردم. آن موقع 18 سال داشتم. اول محرم آقایی نظامی وارد مدرسه شد و گفت: جبههها از مبلغ خالی است. درسهای حوزه هم که تعطیل است. شما برای تبلیغ بهجبهه بروید.گفتیم ما تازه وارد حوزه شدهایم و سیوطی میخوانیم و چیزی بلد نیستیم. ایشان گفتند یک حمد و سوره که بلدید درست کنید. یک اتوبوس از ما جمع کرد. من لباس هم نداشتم و یک عبا از همسایه قرض گرفتم. ما را با اتوبوس بهارومیه بردند و از آنجا بهمریوان رفتیم. در مریوان درگیری بود و حتی یک پلاک هم نداشتیم. یادم هست آن شب تا صبح سنگر میساختیم. صبح ما را تقسیم کردند و من بهپادگانی در.... آباد رفتم. آنجا سیصد نفر برادران سپاه بودند که همه تحصیلکرده بودند و بهبنده گفتند از امشب باید منبر بروید. خصال صدوق و منتهیالآمال و تفسیر نمونه را همراه برده بودم. اول منبر خصال صدوق را باز کردم و این روایت را خواندم: «قال رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم: مِنْ عَلاَمَاتِ اَلشَّقَاءِ جُمُودُ اَلْعَیْنِ وَ قَسْوَةُ اَلْقَلْبِ وَ شِدَّةُ اَلْحِرْصِ فِی طَلَبِ اَلرِّزْقِ وَ اَلْإِصْرَارُ عَلَى اَلذَّنْبِ.خصال، صفحه 243»؛ از نشانه‏هاى بدبختى است: چشم بى‏اشک، سختى و قساوت دل، حرص زدن زیاد در طلب روزى و پایدارى (اصرار) بر گناه.

چون در دبیرستان انشا زیاد میخواندم، روایت را توضیح دادم که خیلی خوششان آمد و بعداز منبر دور من را گرفتند تا روایت را یادداشت کنند. عجبی من را گرفت. از فردا ظهر همین کار را میکردم که یک روایت از خصال و یک روایت از منتهیالآمال میخواندم که بهمن گفتند ماه صفر هم بیایید منبر بروید. بنده از آن سال منبر میروم، البته امروز بهطلاب توصیه نمیکنم که با سیوطی خواندن منبر بروند؛ چراکه من پتانسیلی در خودم دیدم که این کار را کردم. بهطوری که چند سال بعد و در سال 65 در مسجد جامع سمنان منبر میرفتم و علما پای منبر بنده مینشستند. در سال 75 هم در دانشگاهها منبر میرفتم و در منبر زود رشد کردم. به صورت رسمی در سال 70 معمم شدم.

البته منبر رفتن در دفتر مراجع هنر میخواهد؛ اما منبری باید بتواند همه منابر اعم از مجلس ختم و عزاداری، دانشگاه، منابر عمومی و... را اداره کند و یکسویه بار نیاید. محتوای منابر مراجع به دلیل حضور طلاب و علما اهمیت دارد. منبر بنده در حرم با منبر در منزل و دفتر مراجع متفاوت است. یا منبر بنده در دانشگاه با جاهای دیگر متفاوت است؛ طراز منبر تفاوت دارد. بنده برای برخی منابر هشت ساعت و برای برخی دیگر دو یا سه ساعت مانند مطالعه میکنم و برخی منبرها هم کمتر مطالعه میکنم.


خروج




شنبه ١٨ مرداد ١٣٩٩
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام