*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > بهجت عارفان 3 


گروه خبری: بهجت عارفان 3  | تاریخ:1396/09/19 | ساعت:١٢:٠٧ | شماره خبر:٣٩٥٧٩٤ |  


    حضرت آیةالله‌محفوظیآیةالله‌العظمی بهجت قدس‌سره  آن اسرار و نگفتنی‌ها را با خود برد

آیةالله‌العظمی بهجت قدس‌سره آن اسرار و نگفتنی‌ها را با خود برد

  حضرت آیةالله محفوظی یکی از فقهای وارسته عصر ماست که در سال 1305‌ در شهرستان رودسر استان‌ گیلان‌ متولد شد. ایشان در مبارزات سیاسی قبل‌از انقلاب بسیار فعال بود و بارها مورد بازجویی و تبعید ساواک قرار گرفت. او پس‌از انقلاب نیز در ادوار اول تا چهارم مجلس خبرگان به عنوان نماینده مردم گیلان ایفای نقش نمود، و در زمان حیات آیةالله‌العظمی بهجت‌ قدس‌سره رئیس دفتر و از مشاوران نزدیک وی بودند. آیةالله محفوظی در این گفت‌وگو مهم‌ترین توصیه آیةالله‌العظمی بهجت‌ قدس‌سره را برای خودسازی «تعبد و اجتناب از گناه» می‌دانند.... 

  


 

حضرت آیةالله محفوظی یکی از فقهای وارسته عصر ماست که در سال 1305 در شهرستان رودسر استان گیلان متولد شد. ایشان در مبارزات سیاسی قبلاز انقلاب بسیار فعال بود و بارها مورد بازجویی و تبعید ساواک قرار گرفت. او پساز انقلاب نیز در ادوار اول تا چهارم مجلس خبرگان به عنوان نماینده مردم گیلان ایفای نقش نمود، و در زمان حیات آیةاللهالعظمی بهجت قدس‌سره  رئیس دفتر و از مشاوران نزدیک وی بودند. آیةالله محفوظی در این گفتوگو مهمترین توصیه آیةاللهالعظمی بهجت قدس‌سره  را برای خودسازی «تعبد و اجتناب از گناه» میدانند.

در سفری که به خارج از کشور داشتم، جوانی ایرانی، از من درخواست دستورالعمل کرد، جواب دادم، از حضرت آیةالله بهجت قدس‌سره  دستور بگیرید، نامهای برای آقا نوشت، بعد از مدتی که به ایران آمد، سؤال کردم، نسخهات را گرفتی؟ گفت: در خواست زیادی داشتم، اما آقا جواب مختصری دادند که به یک خط هم نرسید، نوشته بودند: «راه رسیدن به کمال دو چیز است، تعبّد و تحرّز» والسلام، محمدتقی بهجت.

این جوان وقتی خدمت آیةالله بهجت قدس‌سره  رسید عرض کرد، آقا نسخه دادی، ولی مختصر بود، آقا گفتند: بگو چه نوشتم. جوان گفت: نوشتید، راه رسیدن به کمال دو چیز است تعبد و تحرز. آقا گفتند: همین! غیر این نیست.

 

آیا آیةاللهالعظمی بهجت قدس‌سره  شاگردان خاصی در باب مسایل اخلاقی یا عرفانی پرورش دادهاند؟

در همان زمانها، بعضی از آقایان در درس فقه و اصولشان شرکت و رفت و آمد میکردند و از ایشان دستورات و بعضی از مطالب را میگرفتند. اما اینکه ایشان مثل مرحوم قاضی یک افرادی را در راه سیروسلوک و عرفان تربیت بکنند اینگونه نبود؛ معذلک افراد مختلفی، بهصورت متفرق خدمتشان میرسیدند و تلاش میکردند که از ایشان مطالبی را بیرون بیاورند.

بنده زمانی به ایشان پیشنهاد دادم که آقا! شما اگر مثل مرحوم آقای قاضی شاگرد تربیت نکنید، نسل آن شاگردان قاضی منقرض میشود. چرا شاگردانی را تربیت نمیکنید؟ بهنظر من شاید ایشان زمینه را در افراد نمیدید که اینها بتوانند آنگونه که شاگردان مرحوم قاضی بودند، آن تلاشهایی که آنها میکردند زحمتهایی که آنها میکشیدند و ریاضیتهایی که ایشان و آنها میکشیدند باشند، و لذا شاید زمینه را در قم مساعد نمیدید.

کسانی که در سیر و سلوک معنوی به ایشان مراجعه میکردند معمولاً چه توصیههایی داشتند؟

اوایل اگر کسی به ایشان مراجعه میکرد ذکر و دستوری میداد. یادم میآید بنده با یکی از دوستانمان از خدمتشان پرسیدیم بالأخره چطور میشود که انسان به محضر حضرت بقیهالله علیه‌السلام  شرفیاب بشود؟ ایشان آن روزها یک دستوری داد، ولی این اواخر به ایشان عرض کردم آقا! دستوری، یک چیزی به ما بدهید. ایشان فرمودند: استاد ما [مرحوم آقای قاضی] اواخر عمر دیگر ذکر و دستور نمیداد، و فقط میفرمود: اگر شما این مطلب را دنبال بکنید،  به آن مقصدی که میخواهید، میرسید.

این اواخر، توصیه فوقالعاده به نماز اول وقت و ترک گناه داشتند و بعد هم میفرمود که اگر اینجوری خودتان زمینه را مهیا و آماده بکنید، خود امام عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف  فرموده که احتیاج ندارد که خودتان را به زحمت بیاندازید. شما اگر زمینه را مهیا بکنید ما به سراغ شما میآییم.

وقتی از ایشان سؤال میشد راه رسیدن انسان به خدا و ورود به وادی سیر و سلوک چیست، میفرمود: راهش دو چیز میطلبد، تعبد و اجتناب از گناه.

 اگر کسی بخواهد در کرامات ایشان مطلبی بنویسد، باید گفت که خود زندگی و رفتن سخن ایشان کرامت بود. 45 سال پیش آیةالله شیخ کاظم شیرازی از علمای نجف به قم آمدند و به ما گفتند: «از شیخ محمدتقی بهجت غافل نباشید، ایشان خیلی در سیر و سلوک کار کرده است».

امام خمینی به آقا مصطفی خمینی فرموده بود: «آقای بهجت موت اختیاری» دارد و شناخته بود. گاهی برای خود امام مسایلی پیش میآمد که آقای بهجت به امام قدس‌سره  پیغام میدادند، قربانی کنید و راهنمایی میکرد تا خطر از امام دفع شود.

 شاگردان مرحوم قاضی همه در مدرسه قزوینیها دور هم جمع بودند، خواستند آنها را امتحان کنند، از آیةالله بهجت که جوان بود سؤال کردند؛ «الان شیخ غلام حسین کجا و در چه حال است؟

آقای بهجت گفتند: الان او در کنار فرات، لباس خود را در آورده و میخواهد غسل جمعه کند، بعد از تاملی گفتند: الان لباس خود را پوشید و وارد نجف شد، گفتند الان کجاست؟ گفت: الان پشت در است»! البته این امور در نزد اهل معرفت اهمیت چندانی ندارد، ایشان به حقیقت عرفان رسیده و از طرفی جامع فقه، کلام، اصول و اسلامشناس بود.

سختیها و مشکلاتی که برای سیر و سلوک انجام داده بودند  آیا تا اواخر عمر ادامه داشت؟

در زمانِ ما، کسی را مثل ایشان ندیدیم، آن ریاضاتی که در نجف و کربلا میکشیدند را دنبال میکردند! مثلاً با اینکه در این اواخر عمرشان دیگر از مرز هشتاد گذشته بود، ولی روزههای مستحبی را ادامه میدادند. یک وقتی به ایشان عرض کردم که آقا، شما در رسالهتان مینویسید که شیخ و شیخه (پیرمرد و پیرزن) نباید روزه بگیرند، پس چرا خود شما میگیرید؟! ایشان جواب نداد. اصلاً راضی نبودند تا آخرین روز زندگانی شان حتی یک روزه مستحبی از ایشان ترک شود بعد از هر نماز صبحی که در مسجد فاطمیه اقامه میکردند، به زیارت حضرت معصومه علیها‌اسلام میرفتند؛ نه اینکه مثل ما پنج دقیقه یا ده دقیقه زیارت کند؛ بلکه ایشان مقید بودند که بیش از یک ساعت در آنجا مشغول اعمال و زیارت باشند.

 در حرم حضرت امام رضا علیه‌السلام  که میرفتند، آنجا دو ساعت، دو ساعت و خوردهای مشغول زیارت میشدند. تا قدرت داشتند، ایستاده و بعداً هم نشسته آن اعمال را انجام میدادند. اینکه خدا در آیه: «انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه». میفرماید لقاء الله تلاش میخواهد، و یا اگر در روایت داریم که: «القلب حرم الله». این قلب، حرم خداست. شما در این حرم خدا، غیر خدا را راه ندهید، ایشان قلبش حرم الهی بوده است و هوا و هوس و شیطان و شهوت و حب مال و جاه و مقام در قلب ایشان که حرم خدایی بود، وارد نشد.  ایشان همانند اساتیدشان، مقید بودند هر روز نماز جعفر طیار بخوانند، هر شب مثلاً نماز لیلةالدفن بخوانند. اینها شوخی نیست و هر کس طاقت و تحمل این راه را ندارد. وقتی از علما و عرفای گذشته یادی میشد، میفرمود: آنها چه بودند و ما چه هستیم؟! نسبت به آنها اظهار حقارت میکرد که آنها چقدر کار و فعالیت میکردند و چطور بودند.

مرحوم آیةاللهالعظمی بهجت در حرم  اهل بیتعلیهم‌السلام  و امامزادگان چه میدیدند که حاضر نمی شدند از زیارت دل بکنند؟

طبیعتاً چیزهایی را که ایشان میدید، نمیتوانست برای دیگران بگوید؛ به قول شاعر: هر که را اسرار حق آموختند/ مُهر کردند و دهانش دوختند. آن اسرار، اسرار و نگفتنی بود که با خود برد. شما وقتی به زندگی ائمه معصومینعلیهم‌السلام  هم نگاه میکنید، آنها هم زمینه را نمیدیدند که بیایند مسایل عمیق معنوی را برای مردم بیان کنند. ایشان هم نمیخواستند که آن مسایل را بیان کنند، چون زمینه را در ما مهیا و آماده نمیدیدند.

ایشان چه آدابی را در زیارت رعایت میفرمودند؟

ایشان میفرمودند: وقتی وارد حرم شدی و دیدی یک حالتی به شما دست داد، بدان زیارت تو قبول است. البته بهدست آوردن آن حالت، کار هر کسی نیست، و هر کس نمیتواند.

خاطرهای از امور عرفانی آیةالله بهجت دارید؟

شخصی در نجف محکوم به اعدام شده بود، اطرفیانش متوسل میشوند به آقا که شما کاری بکنید. ایشان میفرماید: «بروید نماز جعفرطیار را بخوانید با دعای زاد المعاد انشاءالله این حکم اعدام لغو بشود.» رفتند خواندند و دوباره آمدند و گفتند که نشد. آقا فرمود: «بروید در جای خلوت که کسی نباشد این نماز را با تضرع و با آن دعای آخرش بخوانید، جداً بخواهید ـ همیشه این تعبیر ایشان بود که میفرمود: همیشه جداً از خدا بخواهید ـ رفتند در همین اطراف جمکران جای خلوتی پیدا کردند و نماز را خواندند، دیدند خبری نشد! آمدند در مسجد، عرض کردند که آقا نشد! ایشان تأملی کرد گفت: «آزاد نشده؟ خبری نشده؟» گفتند: نه، گفت: «بروید حکم اعدام ایشان لغو شده و ایشان آزاد شده است.» گفتند: «آقا ما تازه تلفن کردیم.» گفت: «نخیر حالا آزاد شده، رفتند و دیدند آزاد گردید.»

نحوه ارتباط آیةالله بهجت با مردم چگونه بود؟

 ایشان یک شخصیتی بود که خیلی میل نداشت در میان مردم ظاهر بشود. وقتی که میخواستند برای معالجه به بیمارستانی در تهران بروند، میفرمودند: «به کسی خبر ندهید تا من همین طور ناشناخته وارد آنجا بشوم و معالجات خودم را انجام بدهم و برگردم.

میل نداشت خیلی ظاهر بشود. ایشان داعیه مرجعیت را نداشتند اصلاً در این وادی نبودند با اینکه در همان زمان مرحوم آقای بروجردی، از نجف مجتهداً برگشتند، نه اینکه مقلداً برگشته باشند.

رابطه آیةالله بهجت با امام راحل چگونه بود؟

 امام خمینی قدس‌سره  به آیةالله بهجت علاقهمند بودند، گاهی اوقات به آن کسی که همراهشان و در منزلش بود، میفرمود آماده باشید، برویم برای زیارت آیةالله بهجت. بدون اینکه قبلاً به ایشان خبر بدهند میآمدند در آنجا.

در بحثهایی که شب های پنجشنبه خدمت ایشان داشتیم، شاید کثیراً نقل میکرد بعضی از مطالب را که حضرت آیةالله خمینی این چنین فرموده، آقای خمینی مثلاً درباره آقای بروجردی یا درباره مرحوم آخوند چنین نقلی کرده است؛ ایشان این نقل ها را از آیةالله خمینی داشتند و گاهی هم پیغام میداد برای ایشان (امام راحل) برای دفع بلا شما مثلاً قربانی بکنید.

رابطه آیةالله بهجت با مقام معظم رهبری چگونه بود؟

 مقام معظم رهبری که مقیداً به ایشان علاقهمند بود و شاید دیدارهایی که با ایشان داشته با دیگران نداشته باشد، آیةالله خامنهای گاهی از اوقات خصوصی حرکت میکردند میآمدند در آن منزل سابقشان در آنجا با ایشان مینشستند و صحبت میکردند و دیداری داشتند، نه یک بار نه دو بار؛ ایشان حفظ نظام را لازم میدانستند حتی میفرمودند که مقررات نظام را باید مراعات کرد.

ایشان چگونه از مسایل روز جهان مطلع میشدند؟

در خصوص دیدارها و نظرات سیاسی ایشان باید بگویم که آیةالله بهجت معمولاً کلی صحبت میکردند و خیلی به بعضی از کسانی که الان در دنیا حاکم هستند بدبین بودند و میگفتند همه این جریاناتی که نسبت به شیعه و نسبت به اسلام میگذرد زیر سر اینهاست. فرزندان ایشان گزارشات را به خدمت آقا میآوردند، و اینطوری نبود که آقا بیاید روزنامه بخواند و رادیو گوش بدهد، ولیکن از مسایل روز جهان کاملاً مطلع بود و گاهی اوقات به دیگران میفرمودند: برای رفع این قائله، دعا کنید.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





شنبه ٣١ شهريور ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام