*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > بهجت عارفان 3 


گروه خبری: بهجت عارفان 3  | تاریخ:1396/09/19 | ساعت:١١:٢٢ | شماره خبر:٣٩٥٧٨٦ |  


    جرعه‌های حیات‌بخش اهل‌بیت‌علیهم‌السلام در نگاه آیةالله‌العظمی بهجت

جرعه‌های حیات‌بخش اهل‌بیت‌علیهم‌السلام در نگاه آیةالله‌العظمی بهجت

  معلمان بشر انسان احتیاج به معلم و هادی دارد و وظیفه‌ انبیا‌علیهم‌السلام ارشاد و هدایت مردم است. اگر بین خالق و مخلوق رابطه نبود و هدایت انبیا‌علیهم‌السلام نبود، افراد بشر شب و روز به جان یکدیگر می‌افتادند و برای یکدیگر چاه می‌کندند! آیا می‌شود گفت که ما از تعلیم و هدایت انبیا‌علیهم‌السلام مستغنی هستیم؟ تمام نقص بشر، در اثر پیروی نفس و دوری از تعالیم و متابعت انبیا‌علیهم‌السلام است. اگر افراد بشر علم و جهل خود را می‌دانستند و نقص و کمالشان را تمییز می‌دادند، در پیروی از انبیا‌علیهم‌السلام و تبعیت از دین یکسان بودند.... 

  


 

معلمان بشر

انسان احتیاج به معلم و هادی دارد و وظیفه انبیاعلیهم‌السلام  ارشاد و هدایت مردم است. اگر بین خالق و مخلوق رابطه نبود و هدایت انبیاعلیهم‌السلام  نبود، افراد بشر شب و روز به جان یکدیگر میافتادند و برای یکدیگر چاه میکندند! آیا میشود گفت که ما از تعلیم و هدایت انبیاعلیهم‌السلام  مستغنی هستیم؟ تمام نقص بشر، در اثر پیروی نفس و دوری از تعالیم و متابعت انبیاعلیهم‌السلام  است. اگر افراد بشر علم و جهل خود را میدانستند و نقص و کمالشان را تمییز میدادند، در پیروی از انبیاعلیهم‌السلام  و تبعیت از دین یکسان بودند.

 

آیینهدار جمال حق

پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم مظهر صفت خاصه رحمت حضرت حق تبارکوتعالی و آیینهدار جمال حق است که نور رحمت در او به ظهور پیوسته و از او به دیگران میتابد؛ نظیر آیینهای که نور آفتاب در آن تابش نماید و از آن به دیگری منعکس شود، که در حقیقت روشنی آفتاب است، نه آیینه.

 

عذرمان چیست؟

این همه ودایع، کتب، مخازن علم، روایات و ادعیه در اختیار ما گذاشتهاند، بهگونهای که اگر کسی بخواهد امامی را حاضر بیابد و یا صدایش را از نوار گوش دهد، و یا در خدمتشان باشد تا مطالب آنها را استماع کند ـ نه اینکه خود در محضر آنها صحبت کند ـ بهتر از اینها پیدا نمیکند. همه چیز در دسترس ماست، ولی حالمان مانند حال کسانی است که هیچ ندارند؛ نه به قرآن قائلند، نه به عترت و نه روایات آنها را قبول دارند! اگر ائمه اطهارعلیهم‌السلام  حاضر بودند، باز باید به همین روایاتشان عمل کنیم. لابد عذرمان این است که در صورت حضور آنها هم مجبور نبودیم از آنها پیروی کنیم و به حرفهایشان گوش کنیم، چنانچه در طول تاریخ امتحان دادهایم که در زمان حضورشان قدردان آنها نبودهایم! هر بلایی که به ما میرسد در اثر دوری از اهلبیتعلیهم‌السلام  و روایات مأثوره از ایشان است. وای بر ما اگر مثل دشمنان اهلبیتعلیهم‌السلام  باشیم و قدر آنها و قدر آثار آنها را ندانیم!

 

 

 

 

 

امان اهل زمین

بهطور قطع حدیث ثقلین ثابت است، و مرجع ما مسلمانان بعد از رحلت حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم ثِقْلَین (قرآن و عترت) هستند، و همه باید در احکام عملیه از عترت فتوا بگیریم، و همه باید از این خانواده تقلید کنیم و مسایل مورد ابتلا (وضو و نحوه آن و چگونگی نماز و حج و روزه و...) را باید از عترت بپرسیم، وگرنه به حدیث ثقلین عمل نکردهایم.

در روایت آمده است که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود: «أَهْلُ بَیتی أَمانٌ لأَهْلِ الأرْضِ، کما أَنّ النجُومَ أَمانٌ لأَهْلِ السماواتِ؛ اهلبیت من، مایه امنیت زمینیان هستند، همانگونه که ستارگان مایه امنیت آسمانیان هستند».

 

صلاح دین و دنیا

ایکاش میدانستیم صلاح دین و دنیای ما، در تمسک به انبیا و اولیا و تمسک به قرآن و عترت است! [انسان] در اثر متابعت از آنها شبیه و مُمَثَّلِ انبیا و ائمهعلیهم‌السلام  میگردد. درباره معرفت و اعتقاد به امام علیه‌السلام  أَدْنَیالْمَعْرِفَة کافی است و آن این است که فقط معتقد باشیم او امام مُفْتَرَضُالطاعَة و وصی پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم است، ولو اسم او و اینکه مثلاً او همان کسی است که با معاویه و یا با مروان و طلحه جنگید را ندانیم. همچنین دانستن ترتیب آنها و اینکه امام چندم است، لازم نیست. خدا کند آنچه را که از ما میخواهند، انجام دهیم، و آنچه را که میخواهند انجام ندهیم، انجام ندهیم.

 

باطن نبوت

اگر مسئله امامشناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا میرود؛ زیرا چه آیتی بالاتر از امام؟! امام آیینهای است که حقیقت تمام عالم را نشان میدهد؟! حتی بنابر نقل عامه، ائمهعلیهم‌السلام  باطنِ نبوت را دارند. میبینیم بعد از رحلت پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم کسی غیر از اهلبیتعلیهم‌السلام  مجتهد و صاحب فتوا و عالم به کتاب و سنت وجود ندارد؛ زیرا ائمهعلیهم‌السلام  میگویند: همه چیز را میدانیم، ولی دیگران میگویند نمیدانیم و از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم جز مقدار کمی احادیث نداریم، لذا در احکام، قیاس میکنند.

 

 

نعمت ولایت

چقدر شیعیان باید شکرگزاری کنند که سروکارشان با اهلبیتعلیهم‌السلام  است و خداوند نعمت ولایت را به آنها عطا نموده است. در حدیثی، پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود: «یا علی! اگر بیم آن را نداشتم که مسلمانان درباره تو آن کنند که مسیحیها درباره حضرت عیسی علیه‌السلام  نمودند، درباره تو چیزی میگفتم که به هر کجا گذر کنی، از خاک کف پایت تبرک جویند».

 

قرآن و عترت

ازآنجا که قرآن و عترت عدیلند [در یک شأن و مرتبهاند]، انسان باید بفهمد که هرچه تقرب به قرآن و تفهمش از قرآن بیشتر باشد، تقربش به عترت و معرفت آنها بیشتر و بالاتر خواهد بود؛ زیرا هر دو کأنّه شئ واحد هستند. عقیده‏ مغایر با این مطلب بر خلاف عقیده‏ امامیه است. مگر قرآن اشاره به ارجاع مردم و مسلمان‏ها به اهلبیتعلیهم‌السلام  ندارد؟ وای به حال کسی که قرآن را کوچک بشمارد! وای به حال کسانی که عدیل قرآن (عترت) را نشناسند و نسبت به آنها کورباطن باشند، که قطعاً نسبت به قرآن هم کورباطن خواهند بود؛ زیرا کسی که عدیل قرآن را نشناسد، قرآن را نیز نشناخته است.

 

 

توبه دوازدهم

آیا واقعاً کار ما باید به جایی برسد که اوصیای پیغمبرعلیهم‌السلام  اینقدر در میان ما خوار باشند؟! ما امتحان خود را درباره امامانی که در میان مردم حاضر بودند، پس دادهایم، اگر امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف  هم ظهور کند، معلوم است که با او چه خواهیم کرد؟! از سوءرفتار خود با امام اول تا یازدهمعلیهم‌السلام  توبه نکردیم. آیا برای امام دوازدهم توبه میکنیم؟! آیا روی آن را داریم که برای زیارت حضرت غائب علیه‌السلام  اجازه بخواهیم، با اینکه با خواستههای واضح او مخالفت میکنیم، نماز و روزه را ترک، و غیبت و ایذا میکنیم. آیا میخواهیم به ما بفرماید: أَبَحْتُ لَکمُ الْمُحَرماتِ وَ أَسْقَطْتُ عَنْکمُ الْواجِباتِ (حرامها را برای شما حلال نمودم، و واجبات را از شما برداشتم)؟!

 

 

علاج واقعه قبل از وقوع

آنقدر راه را گم کرده‏ایم و آنقدر از قرآن و عترت کناره گرفته و دور افتاده و بیگانه شده‏ایم که نزدیک است به آمریکا و اروپا برویم و از آنها سؤال کنیم که «شما از قرآن و عترت چه فهمیده‏اید؟» به ما یاد دهید! علت آن است که ما از آنچه در دست داریم استفاده نمی‏کنیم و به آن عمل نمی‏کنیم، لذا وقتی کفار که مزایای اسلام را می‏دانند، چیزی می‏گویند تصدیق می‏کنیم و سخنانشان باورمان می‏آید. دیگر اینکه ما عبید دنیا هستیم، لذا ما را با تطمیع از کتاب و عترت منحرف و منصرف کرده‏اند! می‏بینیم، ولی گویا نمی‏بینیم! جلوی ضریح امام رضا علیه‌السلام  در یک شب، پنج کرامت دیدم: شفای مریض و کرامت‏های دیگر. وقتی این مطالب را برای ما نقل می‏کنند، گویا داستان رستم و افراسیاب می‏خوانند!

قرآن و عترت دوای تمام دردهاست. اگر آنها را کنار بگذاریم، در دنیا از این هم ذلیلتر میشویم. آیا ذلت از این بیشتر که مسلمانان با این همه قوت و ثروت، نوکر کفار هستند و آنها مالک امرشان هستند؟! یک روز به گرگ پناه میبریم و یک روز به روباه! برای اینکه از قرآن و عترت به کلی کنار نرویم و آنها را از ما جدا نکنند، از الآن باید در فکر اصلاح باشیم؛ «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد».

 

 

عترت واسطه فیض

انسان باید در دنیا سعی کند که همه حرکتها، افعال و اقوالش بر صراط مستقیم باشد و از آن انحراف پیدا نکند. بر صراط مستقیم بودن؛ یعنی نبی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم یا وصی علیه‌السلام  را پیش روی خود قرار دهیم و پیرو آنها باشیم. صراط مستقیم، دو صراط است که باید آنها را پیمود: یکی در دنیا، و دیگری در آخرت. اگر امروز، در دنیا درست بر روی صراط مستقیم مشی کردیم، فردا هم از صراط آخرت ـ که بر روی جهنم است ـ میتوانیم عبور کنیم.

«کتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتی» در حدیث ثقلین همان «کتَابَ اللّه و سُنَّتی» است؛ چون سنت واقعی رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم در نزد عترت است؛ بنابراین باید عترت را واسطه فیض در همه نعمتها بدانیم و به آنها متوسل شویم. به آنچه علم داریم ـ از راه اجتهاد یا تقلید ـ عمل کنیم، و به آنچه نمیدانیم، اقدام نکنیم؛ وگرنه پشیمان میشویم. در مواقع شک و شبهه نیز توقف و احتیاط نماییم تا از اهلش سؤال کنیم. عمل به احتیاط پشیمانی ندارد.

 

مودت اهلبیتعلیهم‌السلام  حتی برای کافر نافع است

مودت و محبت اهلبیتعلیهم‌السلام  حتی برای کافر هم نافع است. در بالای ایوان طلای حضرت امیر علیه‌السلام  نوشته شده است: «قالَ رَسُولُ الله‏ِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم: لَوِ اجْتَمَعَ الناسُ عَلی حُب عَلِیبن أَبِیطالِبٍ علیه‌السلام ، لَما خَلَقَ الله‏ُ النارَ؛ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود: اگر همه مردم بر محبت علی علیه‌السلام  گِرد میآمدند، هرگز خداوند آتش جهنم را نمیآفرید».

قطعاً کافر مُحِب و غیرمُحِب علی و اهلبیتعلیهم‌السلام  در عذاب با هم فرق دارند، هرچند کافر استحقاق عذاب و خلود جهنم را دارد، اما آیا فعلیت عذاب هم برای او ثابت است؟!

 

 

همین دوستیها و دشمنیها برای انسان میماند

انسان غیر از دوستی و دشمنی هیچ ندارد، و نمیتواند بگوید: از دوست و دشمن داشتن هم عاجزم. منتهی باید عینک بگذارد و دقت کند و ببیند که چه کسی و چه کار و چه خُلق و چه عقیدهای را دوست، و چه چیز و چه کسی را دشمن بدارد؛ زیرا همین دوستیها و دشمنیها برای انسان میماند، وگرنه هر عملی شروط بسیار دارد که معلوم نیست از عهده آنها برآییم. میرزای قمی قدس‌سره  میفرموده است: «اگر برای نمازهایی که میخوانیم، خدا ما را عقاب نکند، خیلی باید شاکر باشیم». عبادات، شروط زیادی دارد که معلوم نیست بتوانیم آنها را رعایت کنیم و از عهده آنها برآییم، اما دوستی و دشمنی شرطی ندارد، دوست خدا و دوست دوستان خدا شدن به اندک چیزی حاصل میشود و آسان است.

این روایت که در کتاب ینابیعالموده هم شاید باشد، در بالای ایوان طلای حضرت امیر علیه‌السلام  از زمانهای بسیار دور نوشته شده است که: «قالَ رَسوُلُ اللهِ‌‌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم لَوِ اجْتَمَعَ النّاسُ عَلی حُبِّ عَلِیّ ابْنِ أَبیطالِبٍ، لَما خَلَقَ اللهُ النّارَ؛ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود: اگر همه مردم بر محبت علیبن ابیطالب گِرد میآمدند، هرگز خداوند آتش جهنم را نمیآفرید». (١)

ولی ما قدردان اهلبیتعلیهم‌السلام  نیستیم؛ این مثل کسانی است که گنجی در خانه دارند، ولی گویا ندارند و از آن غافل محضاند، بلکه کار و حال ما بدتر از آنهاست! گویا مانند کسانی که به امامت اعتقاد ندارند زندگی میکنیم. با اینکه قرآن را در یک دست و عترت را در دست دیگر داریم، ولی گویا دستمان خالی است و هیچ نداریم و سنگینی آنها را احساس نمیکنیم؛ گویا چیزی در اختیار ما نیست!

١.ر.ک: بحارالانوار/۳۹/۲۴۸-۲۴۹ و ۳۰۵؛ ارشادالقلوب/۲/۲

ما به زیارتشان محتاجیم

ما خیال میکنیم که معصومینعلیهم‌السلام  به زیارت ما محتاجاند. در ایام اربعین، کربلا پر از دستهجات شیعیان عراق از طوایف مختلف عربها و کُردها میشد که یکی از آنها را در ایام سال نمیدیدیم، در شعرهایشان از خاندان مرتضی علیه‌السلام  تجلیل و به آنها اظهار محبت و مودّت میکردند.

امام حسین علیه‌السلام  میخواهد بگوید: من به شما احتیاج ندارم، شما به ما خاندان محتاجید، چنانکه خداوند سبحان میفرماید: «قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإیمان؛ بگو، اسلامتان را بر من منت ننهید، بلکه این خداست که بر شما منت نهاد و به ایمان رهنمون گردانید». ما باید متشکر و ممنون باشیم که خداوند منان نعمت ولایت و مودت آنها را به ما عطا فرموده است.

 

احترام به سادات

روایتی شنیدنی از امام حسن عسکری علیه‌السلام

احترام به سادات، مودت و محبت به آنها، خیلی سفارش شده است. بعضی فرمودهاند: بارها اتفاق افتاده که با نظر سیدی مخالفت نمودم و چوبش را از جای دیگر خوردم. بلکه از این بالاتر، پدری که سید بود نقل میکرد: گاهی فرزند خود را بهعنوان تأدیب کتک میزدم، بلافاصله گرفتاری و ناراحتی برایم پیش میآمد.

حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام  به شخصی که به یکی از سادات بیاعتنایی کرده بود ایراد گرفتند. آن شخص عرض کرد: بیاعتنایی من به او، بهخاطر مخالفت او با شما بود. حضرت در جواب فرمود: چون او به ما انتساب دارد، نمیبایست چنین میکردی!

 

 

اشک بر سیدالشهدا، علامت استجابت دعا

این کسانی که میگویند: این مداحی و مصیبتخوانی چیست؟ این اشک ریختن چیست؟ اینقدر احمق هستند که نمیفهمند این اشک، طریقه تمام انبیاعلیهم‌السلام  بود برای شوق لقاءالله، و مسئله اشک برای دوستان خدا هم از همین باب است. محبت اینها هم اگر در فرح و حزنشان اشک آورد، این هم همانطور است [مثل گریه برای شوق و خوف خداست]، و آیا از شوق لقای خدا بکاء نداشتند؟ انبیاءعلیهم‌السلام  کارشان همین بوده است. اگر کسی انبیاءعلیهم‌السلام  را قبول دارد باید بکاء اینها را هم قبول داشته باشد. همچنین [از ادله بر مطلب] این مسئله است که [در روایات] وارد شده و منصوص و ثابت است، در اذن دخول حرم سیدالشهدا علیه‌السلام  که [شخص بگوید]: «ءاَدخل یا الله، ءاَدخل یا رسول الله، ءاَدخل...» و از تمام ائمهعلیهم‌السلام  استیذان میشود. (بعد در ادامه روایت هست که): «فإن دمعت عینک، فتلک علامة الإذن» اگر اشکی از چشم آمد، علامت این است که به تو اذن دادهاند. این اشک چشم، به اعلی علیین مربوط است. اما کیست که این مطلب را بفهمد؟ کیست که عاقل باشد؟!

اما نادانها میگویند: اشک چیست -نعوذبالله- خرافات است، اینها چیست؟! این اشک چشم، به آن بالا مربوط است. عمل «امداوود» [در آن نقل شده] که در سجده آخر آن، سعی کن اشکی از چشمت بیاید؛ اگر آمد، علامت این است که دعایت مستجاب شده است. عجب شما میگویید این اشک هیچ کاره است؟! نخیر این اشتباه محض است، این اشک به اعلی علیین مربوط است، از آنجا استیذان میکند، از آنجا استجابت دعا میکند.

 

 

گرد و خاک پای زوار را میبوسم!

مسلمانان در شأن اهلبیتعلیهم‌السلام  در غایت اختلافاند؛ چنانکه در مورد قرآن نیز چنین هستند. برخی آنقدر ضعیف هستند که در بوسیدن ضریح آنها شک و اعتراض دارند. آقایی ظاهراً به مرحوم شیخ انصاری که دیوار حرم یا ضریح را بوسید، اعتراض کرد که آقا شما هم؟!

برعکس مرحوم دربندی به ایشان گفت: آقا! کار شما برای مردم حجت است، لذا وقتی به حرم میروی، ضریح حرم حضرت ابوالفضل علیه‌السلام  را ببوس.  شیخ انصاری در جواب فرمود: «عتبه درب را میبوسم که گرد و خاک پای زوار است!» در یکی از زیارات حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام  آمده است: «ثُم قَبّلِ الضریحَ مِنْ أَرْبَعِ جَوانِبِه؛ سپس ضریح را از چهار سویش ببوس». (بحارالانوار/۹۸/۳۳۶؛ اقبالالاعمال/۷۱۲)

منبع: اقتباس از کتابهای به سوی محبوب، در محضر بهجت و رحمت واسعه

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





شنبه ٣١ شهريور ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام