*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > بهجت عارفان 3 


گروه خبری: بهجت عارفان 3  | تاریخ:1396/09/19 | ساعت:١٠:٢٥ | شماره خبر:٣٩٥٧٧٩ |  


    خاتم العرفا

خاتم العرفا

  حجةالاسلام والمسلمین کاظم صدیقی در سال ۱۳۴۲ همزمان با نهضت خمینی قدس‌سره به قم رفت و تحصیلات علوم دینی را آغاز کرد. وی دروس خارج فقه و اصول فقه را محضر آیات عظام: سیدموسی شبیری زنجانی و حسین وحید خراسانی و آیةالله مرتضی حائری یزدی بهره برد. او فلسفه اسلامی را نزد آیةالله‌العظمی جوادی آملی، و حضرات آیات؛ محمدتقی مصباح یزدی و یحیی انصاری شیرازی و فلسفه غرب را نزد شهید آیةالله سیدمحمدحسین بهشتی و حجة‌الاسلام دکتر احمد احمدی فرا گرفت. هم‌چنین از بزرگان عرفان اسلامی مانند؛ آیات عظام سیدرضا بهاءالدینی، محمدتقی بهجت، سیدعبدالکریم کشمیری و دیگران، بهره برده است. حجةالاسلام صدیقی در این گفت‌وگو بیان می‌کنند که ما در مسایل معرفت‌النفسی و سیروسلوکی، آقای بهجت را خاتم‌العرفا می‌دانیم.... 

  


 

حجةالاسلام والمسلمین کاظم صدیقی در سال ۱۳۴۲ همزمان با نهضت خمینی قدس‌سره  به قم رفت و تحصیلات علوم دینی را آغاز کرد.

وی دروس خارج فقه و اصول فقه را محضر آیات عظام: سیدموسی شبیری زنجانی و حسین وحید خراسانی و آیةالله مرتضی حائری یزدی بهره برد. او فلسفه اسلامی را نزد آیةاللهالعظمی جوادی آملی، و حضرات آیات؛ محمدتقی مصباح یزدی و یحیی انصاری شیرازی و فلسفه غرب را نزد شهید آیةالله سیدمحمدحسین بهشتی و حجةالاسلام دکتر احمد احمدی فرا گرفت. همچنین از بزرگان عرفان اسلامی مانند؛ آیات عظام سیدرضا بهاءالدینی، محمدتقی بهجت، سیدعبدالکریم کشمیری و دیگران، بهره برده است. حجةالاسلام صدیقی در این گفتوگو بیان میکنند که ما در مسایل معرفتالنفسی و سیروسلوکی، آقای بهجت را خاتمالعرفا میدانیم.

ازچه زمانی با آن مرد ملکوتی آشنا شدید؟

آشنایی بنده با آیةاللهالعظمی بهجت قدس‌سره ، به دوران کودکیام برمیگردد. وقتی به قم آمدم، شاید بین یازده تا دوازده سال سن داشتم. سال اول را به یاد ندارم، ولی از سالهای بعد، هم با نماز ایشان، و هم با روضه ایشان آشنا شدم. ایشان روزهای جمعه در اتاق بیرونی منزلشان روضه داشتند و ما هم گاهی توفیق داشتیم که در نماز و یا روضه ایشان شرکت میکردیم. ایشان مانند پیامبر رحمت صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم و خورشید عالمتاب بر همه میتابیدند، و این تابش شامل ما هم میشد و ما را هم مورد تفقد خود قرار میدادند.

چه علل و عوامل محیطی، باعث شد تا کسی مثل حضرت آیةالله بهجترضوان‌الله‌تعالی‌علیه در فهرست یکی از کمنظیرترین علما و عرفای تاریخ تشیع قرار بگیرد؟

نکته اول این است که بر طبق روایت «النَّاسُ مَعَادِنٌ کَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» خداوند متعال حکمتش بر این تعلق گرفته است که انسانها دارای مراتب وجودی باشند، یکی مسلمان بشود، یکی ابوذر، چون هر کسی ظرفیتی دارد. ذاتیات آقای بهجت و گوهر پاک ایشان، بر سیروسلوکش مقدم بوده است، و در واقع ایشان از ابتدا برگزیده خدا بوده است. من نکتهای را از خود آیةاللهالعظمی بهجت کراراً شنیدهام، که مؤید همین نکتهای است که دارم عرض میکنم. ایشان فرمودند: من وقتی برای درس به عتبات رفتم، سنم کم بود. اولین نمازی را که شرکت کردم، نماز مرحوم نایینی بود. بهقدری شرایط جسمیام از نظر هماهنگی با نمازگزاران متفاوت بود، که آرزو میکردم ای کاش چهارپایهای بود، و ما هم روی چهارپایه میایستادیم تا با بقیه نمازگزاران در یک سطح باشیم. ایشان میفرمودند: من اولین نمازی که با مرحوم نایینی خواندم، دیدم  نایینی اهل باطن و اهل معرفت است. این، عین تعبیر ایشان نیست، ولی میفرمودند: من دیدم این نماز با نمازهای دیگر فرق دارد. بعد فرمودند که مرحوم نایینی بهگونهای بود که در درسشان یکمرتبه، مطلب عوض میشد. بعضیها خیال میکردند ایشان حواسپرتی پیدا کرده!، در حالیکه اینطور نبود و در واقع جذبهها، ایشان را متوجه عالَم دیگر میکرد. گاهی در حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام  هم این حالتها برایشان پدید میآمد.

این حکایت نشان میدهد که آقای بهجت قبلاز آنکه نَفَس مرحوم میرزا علی آقا قاضی قدس‌سره  به ایشان بخورد، یا از فقیه عارفی مثل استادشان آقا شیخ محمدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) قدس‌سره  استفاده کنند و از عجایب عبادت و درس ایشان بهرهمند شوند، یا از استاد دیگرشان مرحوم شیخ مرتضی طالقانی که او هم از اوتاد و اولیاءالله بوده، بهرهای بگیرد، اهل جذبه بوده است، یعنی او قبلاز آنکه سالک شود، مجذوب بوده است و مجذوباً در مسیر سیروسلوک قرار گرفته است.

نکته دوم، توفیقات عملی و امکانات رشد و تعالی روحی ایشان است که خدا یکی بعداز دیگری برای مرحوم آقای بهجت پیش آورده است. از جمله این توفیقات، رفاقت ایشان با مرحوم علامه طباطبایی قدس‌سره  بوده که آقای طباطبایی واسطه بین ایشان و مرحوم میرزا علیآقا قاضی قدس‌سره  بوده است.

یکی دیگر از توفیقات، امتحان بزرگی بود که برای آقای بهجت پیش آمد. کسی پیش پدر ایشان رفت و سعایت کرد و گفت فرزند شما که به نجف رفته، دارد مسیر تصوف را طی میکند. پدر بزرگوار ایشان هم به آقای بهجت نامه مینویسد و آقای بهجت را از اقدام به غیر واجبات -بهجز درس- نهی میکند. ایشان هم با استادشان میرزا علیآقا قاضی قدس‌سره  مشورت میکنند و آقای قاضی میفرماید: پیش مرجع تقلیدت برو. آقای بهجت هم به محضر آیةالله آقا سیدابوالحسن اصفهانی رحمه‌الله‌علیه  میروند و ایشان هم آقای بهجت را به پایبندی امر پدرشان توصیه میکنند آقای بهجت، با این عطشی که خداوند در وجودش قرار داده بود و نیز چون چشمه زلال وجود میرزا علی قاضی را هم دیده بود، تا پدرش زنده بوده، مستحبات را انجام نمیداد. این خودش بالاترین کف نفس و ریاضت بوده که اگر نسخههای سیروسلوکی را انجام میداد، معلوم نبود اینقدر اثر داشته باشد. اینکه در روایات آمده از محبوبترین اموری که انسان را به خدا نزدیک میکند، انجام فرایض است، معنایش همین است. خدا ایشان را در ریاضتِ انجام فریضه پخته بود تا اینکه بعداز وفات مرحوم پدرشان، دوباره به محضر میرزا علیآقا قاضیرضوان‌الله‌تعالی‌علیه رسیدند.

خصوصیت دیگری که آقای بهجت داشت این بود که در طول مدت شاگردیشان در محضر مرحوم میرزا علیآقا قاضی قدسسره، اهل سؤال نبود، بلکه فقط گیرنده بوده است. خودشان فرمودند: من در نمازی که پشت سر مرحوم میرزا علیآقا قاضی بودیم، مسئلهای در ذهنم آمد، اما چیزی نگفتم. استاد بعد نماز فرمودند: «اما سؤال فاضل گیلانی» (منظورشان آقای بهجت بوده است) و ایشان پاسخ آنچه بر دلم میگذشت و قدرت کنترلش را داشتم و نمیگفتم را به من میگفت. این هم نکته دوم یعنی ظرفیت.

امتیاز سوم، وجود استاد واصلی مثل آقای میرزا علیآقا قاضی قدس‌سره  بود که هم از نظر علم، علامه بود، و هم از نظر مسیر معرفت، از اعجوبههای عالم خلقت و دارای ولایت و متخلق به اخلاقالله بوده است. معلوم است که یک چنین استادی چقدر میتواند در یک چنین ظرفیتی، تأثیرگذار باشد که میشود آقای بهجت.

جنبه علمی آقای بهجت قدس‌سره  تحت شعاع جنبه عرفانی ایشان قرار گرفته است. لطفاً درباره جنبه علمی مرحوم آیةالله بهجترضوان‌الله‌تعالی‌علیه، و خصوصیت شیوه درسشان مطالبی را بفرمایید.

آقای بهجت بهقدری معنویت و نورانیت در وجودش پر حجم بود، که مسایل علمی و سایر جهات، تحتالشعاع آن نورانیت و عظمتش قرار میگرفت. آقای بهجت درسشان، همان جوشش وجودیشان بود. خیلی نقل اقوال در درسشان نبود. در درس فقهشان خیلی عادی برخورد میکردند، هم داستانها میگفتند، هم حکایات میگفتند، هم بهمناسبت، تاریخ میگفتند. در عین حال بهقدری آن مطلب علمیِ مطرح شده، در دستشان مثل موم بود، که مثل آب روان برای انسان هضم میشد؛ و نشان میداد که آقای بهجت، نقال نیست که اجتهاد دیگران را منتقل بکند، بلکه چشمهای بود که اگر کسی عطش داشت، واقعاً آب گیرش میآمد و سیراب میشد. فقهشان بسیار متعارف و کاربردی بود، آدم خیلی خوب میفهمید که دارند خط میدهند. از مرحوم علامه شهید مطهری قدس‌سره  نقل شده است که ایشان خیلی علاقه داشت آقای بهجت درس اصولی بگویند؛ چون میدانستند که ایشان ممثِّل و نماینده آقا شیخ محمدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) است و آن دقتهای ایشان را میشود در بیانات آقای بهجت جستوجو کرد. وقتی خود آقای مطهری قدس‌سره  آمده و شرکت کرده بود، گفته بود ما آرزویمان این بود که ایشان سطح درس آقا شیخ محمدحسین را پایین بیاورد، که دیگران هم بفهمند، ولی افق درس خودش بالاتر از آقا شیخ محمدحسین است. اگر آن درس را بعضیها میفهمند، درس اصول ایشان را کمتر کسی میتواند متوجه بشود، و الحق آقای مطهریرضوان‌الله‌تعالی‌علیه این نکته را خوب یافته بوده است. در ارتباط با درس فقهشان هم یکی از مراجع بزرگوار و دقیق معاصر، حضرت آیتالله شبیری حفظهالله که مدتی به درس آقای بهجت هم میرفتند، میگفتند: «آقای بهجت هرچه میگوید، مَزه کرده؛ یعنی خودش خورده و دارد به دیگران هم تحویل میدهد. او فقط اصطلاحات را نمیگویند، بلکه این، جان و وجود خودش است که دارد ارائه میدهد. خیلیها احاطه دارند، حافظه دارند، زحمت میکشند، دستهبندی میکنند، ولی کمتر فقیهی است که فقهش مثل فقه ائمه اطهارعلیهم‌السلام  باشد. این، آن قوه قدسیهای است که در وجودش تجلی کرده بود، و دیگران هم اگر اهل بودند، آن نور علم را از ایشان میتوانستند بگیرند.

شیوه تربیتی این چشمه برای سیراب کردن افرادی که عطش معنوی داشتند، چگونه بود؟ آیا سبک و مکتبی خاصی را برای شیوه تربیتی خودشان داشتند؟

ما در مسائل معرفتالنفسی و سیروسلوکی، آقای بهجت را خاتمالعرفا میدانیم. خاتمیتشان، هم از نظر جامعیت و کمال است، و هم بهخاطر همین مطلبی است که خود ایشان به زبان آوردند که کارخانههای امروز، دیگر از این فرآوردهها نخواهد داشت! ایشان در این زمینه مأموریتی نداشتند که مثلاً حلقه درسی در بُعد باطنگرایی و آشنا کردن خلق با خداوند از مسیر معرفتالنفس تشکیل بدهند. ایشان بهطور رسمی عهدهدار این کار نشدند و تا مدتها اصلاً بروز و ظهوری هم نداشتند. در بُعد علمیت هم آقای بهجت را خیلی نمیشناختند. ایشان بنا نداشت که خیلی خودش را معرفی کند، حتی نزدیکترین نزدیکهایشان هم ایشان را نمیشناختند و ایشان اصلاً بنای این کار را نداشتند.

از یک مقطعی به اینطرف ـ نمیدانم از چه زمانی  ـ قدری کرامات از وجود ایشان ظهور و بروز پیدا کرد که آدم تعجب میکند از این وسعت، کرامات. از شفا گرفتن برای مریضها گرفته که خود من به عیان دیدم. من یک مریضی را بغل کرده، به حرم حضرت رضا علیه‌السلام  برده بودم. ایشان دستورالعملی داد و فرمود: دستت را  به کف سنگهای حرم میکشی و بعد به شکم این مریض میکشی، خوب میشود. همین کار را کردیم و در جا این تورم شکمی که داشت، فروکش کرد و بعدش هم دیگر دارویی ندادیم! از اینها گرفته تا مسایل علمی و رموزی که برای آینده برای انسان لازم بود را میفرمودند. اینها را نه برای یک نفر و دو نفر، بلکه به وفور سراغ داریم. اینها تجلی آیات الهی بود، که میخواستند بدون اینکه حلقه درسی یا تربیت خاصی داشته باشند؛ با این تجلیات الهیشان، خیلی از دلهای رمیده را وصل کنند، عبرتها، تنبهها و تذکرها برای اشخاص در این بُعد الی ماشاءالله بهوجود بیاورند.

راز سکوت دائمی ایشان چه بود؟

 عنوان خاصی که درمورد آقای بهجت میشود گفت، «عبد» بود، و ایشان ممحض در عبودیت بود؛ یعنی خودش هیچ خواست و ارادهای نداشت این مطلب، قرائن زیادی دارد. ایشان هر کاری کردند، از بالا به او میگفتند، یعنی سکوت و یا بروز کرامتهایشان از ناحیه خودشان نبود.

خوابش، بیداریاش، سکوتش، حرف زدنش، همهچیزش بوی خدا داشت. اگر قرآن میفرماید: «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً»، و شما بخواهید یک مصداقی پیدا کنید که غیر خدا در وجود و زندگیاش دیده نشود، آقای بهجت بود.

 آیةالله مصباح به من گفتند، ایشان گاهی که حال نداشتند و کسالت داشتند، بهقصد استشفا میآمدند درس میگفتند. یعنی درس را عبادت و حضور مییافتند که میشود با درسگفتن، شفا پیدا کنند. آیةالله مصباح فرمودند: آخرین دیداری که خدمت آیةالله بهجت برایم پیش آمد، پا درد داشتم به من فرمودند: دَرست را بگو، انشاءالله در جسمت هم تأثیر میگذارد.

نقش معنوی ایشان را در این مقطع حساس تاریخ تشیع یعنی انقلاب اسلامی چگونه تحلیل میکنید؟

انقلاب یک پدیده الهی بود. خدا هم امام را به تعبیر مرحوم علامه امینی «ذَخیرةُ اللهِ لِلشّیعَه» حفظ کرده بود و ایشان باید میماند؛ علیرغم نوشتن کتاب «کشف الاسرار»، و با همه صراحتهایی که در زمان محمدرضا شاه داشت، بالاخره خدا ایشان را نگه داشت. در بُعد رهبری انقلاب، امام مأمور بود. ولی در بُعد محتوا و پشتیبانیهای معنوی، بلا تردید یکی از پشتوانههایی که انقلاب را ریشهدار میکرد و مشروعیتش را بیشتر نشان میداد، حمایتهای آیةاللهالعظمی بهجت بود. منقول است بعضی افراد خدمت آقای بروجردی آمده، گفته بودند که چرا شما علیه شاه اقدام نمیکنید؟ آقای بروجردی گفته بودند که حالا فرضاً ما شاه را برداشتیم، با چه کسی میخواهیم مملکت را اداره کنیم؟! آقای بهجت میفرمودند: من همانجا گفتم: با توکل بر خدا میشود اداره کرد؛ یعنی در وجودش این اقتدار بود. ایشان این نقش معنوی را در قالب پشتیبانی از حضرت امام و اشخاصی همچو آیةالله مصباح که انقلابی ماندند و پای درس ایشان و با نفَس او بزرگ شده بودند و نیز حمایتهای بیدریغ در بُعد دعا، پیامها و ارشادها، هم در زمان امام و هم بعداز امام به انجام رساندند. آقای بهجت در این مورد یک مأموریتی داشتند که بُعد معنوی انقلاب را تأمین کنند، و خوب هم تأمین کردند.

چقدر جامعه ما توانست این مرد ملکوتی را بشناسد؟ و اگر بخواهیم ایشان را بشناسانیم، و از شاگردانشان و از مریدانشان بخواهیم بشناسانیم، باید به چه چیزی تمسک کنیم؟

افقی که آقای بهجت در آن افق درخشیدند، فوق استعداد متعارف است، و لذا توقع اینکه کسی ایشان را یافته و در مکانتِ خودش دیده باشد، توقع نابهجایی است، ولی بالاخره ایشان یک نمونه از آن متحققین به حقیقت اسلام و متخلقین به اخلاق است. در مورد زهد آقای بهجت باید گفت سر سوزنی گرد دنیا به دامن ایشان ننشست، در فراز و نشیبها روزگار هیچ تغییری در وجودشان پیدا نشد. وقتی مرجع شد، با قبلاز مرجعیتش تفاوتی نکرد. وقتی اوضاع مملکت عوض شد، آقای بهجت هیچ کدام از برنامههایش تغییر نکرد؛ نه ذکر و وردش، نه خلوتش، نه اخلاقش، هیچ؛ کالجبل الراسخ بودند. آقای بهجترضوان‌الله‌تعالی‌علیه حجت در زمان ما و از حجتهای بالغه پروردگار منان بود. اخلاقشان، دستگیریهایشان، نوازششان، هدایتشان، و حساسیتشان به دین مبین اسلام و اعلان این معنا که اسلام، همیشه قادر است جهان را اداره کند، و اعتقادشان به حکومت اسلامی، همه اینها در ابعاد مختلفش برای جامعه ما درس است. طبق روایت «مَنْ کَانَ للهِ کَانَ اللهُ لَهُ»؛ او یک قدم برای بزرگکردن خودش بر نداشت، اما خدا چه کرد! این یک نمونه عینی است. آدم اگر عزت میخواهد، محبوبیت میخواهد، علم میخواهد، اقتدار میخواهد، همه با خداست. اگر آدم با خدا باشد، آقای بهجت میشود.

چه اساتیدی بر آیةاللهالعظمی بهجت قدس‌سره  تأثیرگذار بودند؟

اساتیدی که ایشان داشتند، یکی مرحوم آقا شیخ محمدحسین غروی اصفهانی بود. آقای بهجت فرمودند: آقا شیخ محمدحسین اگر کسی عبادتش را میدید، فکر میکرد که ایشان غیر از عبادت، به هیچ کار دیگری نمیپردازد. او مستغرق در عبادت بوده، سجدههای هفتهشت ساعته داشته است. آقا شیخ محمدحسین فوقالعاده بوده که طبق فرمایش آقای بهجت امام حسین علیه‌السلام  با او حرف میزند و به او برنامه میدهد که کجا، چه کاری را انجام بدهد، و کجا چه کاری را انجام ندهد. از عجایب زندگی آقا شیخ محمدحسین، برکت اوقاتش بوده، خواندن هزار «انّا انزلناه» در شبانه روز، ملازمت هر روزه  به نماز جعفر طیار، ملازمت به نوافل روزانه و ملازمت به زیارت عاشورا. یک چنین اعمالی برای امثال ما اصلاً وقتی برای مطالعه باقی نمیگذارد! اما چطور بوده که آقا شیخ محمدحسین هم آن برنامههای روزانه را داشته که تا آخر عمر اجرا شده، و هم درس میگفته و هم مینوشته است. مرحوم آقا شیخ محمدحسین تألیفات زیادی داشته، حتی یک گونی از تألیفات علمی خودشان را ریختند توی آب تا اینکه انقطاعی از نفس پیدا کند و خودش را بههیچوجه در نوشتههایش نشان ندهد.

من عرض میکنم که خود آقای بهجت هم همینطور بود، یعنی آقای بهجت مستغرق در ذکر بودند، کسی که هم زیارت عاشورایش مستمر است، هم نوافل یومیهاش، و هم دعاهایی که در مفاتیح و اینها هست را دائماً میخواندند. بعداز وفاتشان، حالا که هر کسی یک گوشه‌‌ای از زندگیشان را میآید نقل میکند، معلوم میشود که آقای بهجت به تمام دعاها احاطه داشته و ملازم هم بوده است. در عین حال درس فقه آقای بهجت، از پختهترین درسهای فقهی بود. درس اصولش که دیگر فوقالعاده بود، و کار هرکسی نبود که درس اصول آقای بهجت را بفهمد. کتابهایی هم که از ایشان باقی مانده، همین مطلب را تأیید میکند. این شاگرد، نسخه و کپی آقا شیخ محمدحسین است، یعنی عیناً آنچه در ایشان بوده، در وجود و زندگی آقای بهجت هم انعکاس پیدا کرده است.

ویژگی ممتاز آیةالله بهجت قدس‌سره  که ایشان را از دیگران متمایز میکرد چه بود؟

درباره آقای بهجت قدس‌سره ، دو سه تا از مطالبی که به درد همه میخورد را عرض میکنم: یکی اینکه وقتی اشخاصی برای سیروسلوک از ایشان سراغ استاد را میگرفتند، ایشان برنامه عملی میداد و میفرمودند: آن مطالبی را که میدانید، عمل کنید، و بعد این حدیث نبوی را میخواندند که «مَنْ عَمِلَ بِمَا عَلِمَ أورَثَهُ اللهُ عِلْمَ مَا لَمْ یَعْلَمْ».

مطلب دوم اینکه وقتی آدم دقت میکند، میبیند ایشان به دنیا علاقه و رغبتی نداشت، از نظر لباس، مسکن، غذا، خواب و چیزهای دیگر، طوری زندگی میکرد که کمتر کسی میتواند مثل ایشان زندگی کند. در شبانهروز، چهار ساعت خواب داشتند، برای همیشه، چه کسی میتواند اینطور باشد؟! اگر یک کسی مایه میگذاشت و محاسنشان را زیبا کوتاه میکرد، بعد خودش میآمد و یک جوری میکرد که رونقی نداشته باشد! بیشتر هم به حاج آقا رضای همدانی تکیه میکرد؛ که او گویا مقید بوده که ظاهرش خیلی جاذبه نداشته باشد آقای بهجت بهراستی، زرق و برق را، جاه و جلال را و امور دنیا را کوچک کرد. «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أعْیُنِهِمْ».

یکی هم حساسیت آقای بهجت درباره استکبار ستیزی و مقابله با کفار بود. مسئولان که برای دیدار میآمدند، ایشان دوست داشت اینها در برابر خارجیها قدرت نشان بدهند. ناراحت میشد که خودشان را کوچک و ذلیل کنند. درباره کسانی که با بیگانگان ارتباط برقرار میکنند، مطالب عجیبی میفرمود. ایشان از جریان مشروطیت هم حوادثی را نقل میکرد که بعضیهایش قابل بازگو کردن برای عموم نیست؛ از سقوط بعضی از بزرگان در اثر نداشتن بصیرت. به من فرمودند: یکی از اولیای الهی ـ شاید هم خودشان بودند ـ بر بالین کسی که در حال احتضار بود حاضر شد و دیده بود که او در آتش است. گفته بود چرا اینطوری هستی؟ جواب داد: چون از خارجیها پول گرفتم و اسرار مملکت را به آنها دادم. ایشان اصرار داشتند اینها را نقل کنند.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





پنج شنبه ٢٩ شهريور ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام