*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > اکمال الدین 


اکمال الدین شماره خبر: ٤٠٨٨٣٦ ١٢:٣٦ - 1398/06/13   گفت‌و‌گو با حجت الاسلام والمسلمین محمد‌امین پورامینی تبیین دفاع از جایگاه والایی امامت در هندسه سیاسی اسلام  ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌و‌گو با حجت الاسلام والمسلمین محمد‌امین پورامینی تبیین دفاع از جایگاه والایی امامت در هندسه سیاسی اسلام

گفت‌و‌گو با حجت الاسلام والمسلمین محمد‌امین پورامینی


اشاره: اهمیت جایگاه والای امامت به‌گونه‌ای است که در قلمروی اساسی‌ترین و بنیادی‌ترین اعتقادات شیعه و جزء اصول دین و پایه های مذهب قرار گرفته است و این مسأله باعث شده که شیعه همواره امامان معصوم علیهم السلام را به‌عنوان الگو و اسوه در تمامی اقدامات و تحرکات سیاسی خویش مطرح و عمل به دستورات ایشان را فصل الخطاب در تمامی امور قلمداد نماید و در مقابل نگاه غاصبانه و به رسمیت نشناختن مدعیان جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را همواره در چارچوب اندیشه سیاسی خود در طول تاریخ سیاسی اسلام قرار دهد. حجت الاسلام والمسلمین محمد‌امین پورامینی در این گفت‌وگو به بررسی جایگاه والای امامت در هندسه سیاسی اسلام و دفاع از آن پرداخته که در ادامه تقدیم خواندگان ارجمند افق حوزه می‌شود...


امامت و ولایت در قرآن از چه جایگاهی برخوردار است؟

دیدگاه اسلامی و قرآنی جایگاه امامت به حدی است که خطاب به ابراهیم که به آن مراحل بلند عبودیت، نبوت، رسالت و خلیت رسید و این مراحل را گذارند، و امتحانات متعددی را گذراند در مرحله آخر فرمود: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ بقره/ 124».

و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود و وى آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را پیشواى مردم قرار دادم.» [ابراهیم‏] پرسید: «از دودمانم [چهطور]؟» فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمى‏رسد».

کسی که ظالم به نفس است و لحظه ای عبادت صنمی کرده باشد لیاقت تصدی مقام امامت را ندارد البته انبیا الهی برخی به مقام امامت دست یافتند و عدهای صاحب این مقام عظیم نبودند ائمه معصومین امام بودند اما نبی نبودند نگاه ما به مقام امامت اینچنین نگاهی میباشد .

آیا امامت بهمعنای زعامت می باشد یا زعامت جامعه مسلمین یکی از شئون امام میباشد؟

اگر بگوییم امامت یک منصب حکومتداری صرف است چه بسا این مسئله عنوان شود که این مقام و انتخاب زعیم وظیفه مردم است و مردم به رای خود و با اجماع ویا رای اکثریت، امام و زعیم خویش را انتخاب میکنند؛ اما مرتبه امام نزد شیعه و در تفکر کلامی و اعتقادی ما برتر از این مطلب است لذا اگر بحث امامت صرف زعامت سیاسی و حکومتداری بدانیم ممکن است کسی بگوید این نیاز به نصب الهی ندارد و صرف انتخاب مردم کفایت میکند اما اگر امامت را فراتر از این مطالب بدانیم بهگونهای خواهیم دید که یکی از جلوههای مقام امامت، زعامت و ریاست امت میباشد، امامت مقامی الهی است که خالق هستی افراد خاصی را انتخاب میکند که میتوانند لیاقت این مقام را داشته باشند و از این رو نصب امام نیازمند نصب الهی است و مسئله مورد اختلاف بین مسلمانان نیز همین مسئله است؛ چرا که نسبت به اصل زعامت که اختلافی نیست و هر عاقلی میگوید: امت نیازمند زعیم است اما بحث در روش انتخاب مقام زعامت است؛ آیا تنها انتخاب مردم کفایت میکند؟ یا اینکه با توجه به جایگاه بالای امام که او را معصوم و رحجت خدا بر خلائق میدانیم نیازمند انتخاب و جعل الهی میباشیم؟

اینکه برخی گفتهاند انتخاب امام بعد از رسول خدا به مردم واگذار شده است چگونه کلامی می باشد و آیا در پس این گفتار منطقی هم نهفته است؟

این مطلب قطعا صحیح نمیباشد و در پس این گفتار، تعصب کور و توجیه عملکرد بد وغلط پیشینیان نهفته است؛ اولا: این مقام بالاتر از آن است که مردم آن را انتخاب کنند، و بر فرض هم که به انتخاب مردم باشد آیا واقعا مردم خلیفه را انتخاب کردند؟ آیا آن عدهای که انتخاب کردند کلّ مردم بودند؟ مگر همه مسلمانان در مدینه بودند؟ مگر همه مردم در سقیفه جمع شدند؟ آیا همه صحا در سقفیه جمع شده بودند؟ یا تنی چند وانگشت شمار بودند؟ واقعیت این است در جریان سقیفه عدهای موجسواری کردند و انتخاب خلیفه اول در واقع با رای یک نفر شکل گرفت! و آن یک نفر خود بعداً بر مسند قدرت نشست! آیا این اجماع مردم است؟ کجا رأی مردم گرفته شد؟ ایشان رای صحابه را هم نگرفتند تا چه برسد به رای همه مردم مدینه؟ بعد هم مخالفینشان را تهدید ویا حذف فیزیکی کردند وبه جنیان نسبت دادند، مثل جریان سعد بن عباده ....کجا و کی رای مردم خواسته شد؟ این که کار را با رای نفر تمام کنند و به مردم بگویند بیایید با وی بیعت کنید آیا این انتخاب مردمی است؟ حتی خود خلیفه دوم گفته بود «بیعة أبی بکر کانت فلتة وقى الله شرها فمن عاد إلى مثلها فاقتلوه... شرح نهج البلاغة لابن أبیالحدیدج 1 / 123 ط 1 وج 2 / 26 به تحقیق أبوالفضل،الصواعق المحرقة ص 21 ط المیمنیة و ص 34 ط المحمدیة، الملل والنحل ج 1 / 22 ط دارالمعرفة»بیعت ابوبکر غلط و اشتباهی بود و هر کس به آن شیوه برگشت او را بکشید! پس این شیوه انتخاب مورد قبول کارگردان این شیوه هم نیست! خود او هم با همان شیوه انتخاب نشد، خلیفه دوم که با نصب خلیفه اول به خلافت رسید، کجا رای مردم خواسته شد؟ جالب این است در جریان نصب خلیفه دوم چگونه است که خلیفه اول میتواند جانشین پس از خود را معرفی و نصب کند اما نوبت به پیامبر که میرسد این قضیه منتفی است؟! و با نصب خلیفه سوم در شورای عجیبی که اتفاق افتاد انتخاب شدند عملا در بین خلفا چهارگانه بعد از پیامبر به حسب زمانی تنها کسی که علاوه بر نصب الهی به شیوه انتخاب مسلمین به حکومت رسید شخصیت مقدس امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام می باشد، آن هم پس از 25خانه نشینی و مشاهده 25سال کجروی که در امت اسلام ایجاد شده بود، آنجا بود که توده مردم به در خانه آقا امیرالمؤمنین علیه السلام هجمه بردند وبا ایشان بیعت کردند، قضیه بهگونهای شد که پیش از تصدی خلافت شورشی در بلاد مسلمین از جمله مصر علیه ظلم و بیدادگری اتفاق افتاد و مشکلاتی در بین امت اسلام ایجاد شد و امام در وضعیت حساس قرار گرفتند و آخر الامر زعامت امت را پذیرفتند.

در بحث تقریب مذاهب و مباحث شیعه و اهل سنت چه نکاتی را باید رعایت کنیم؟

باید دو مطلب را جدا کرد: الف) بیتردید حفظ عقائد حقه باید لحاظ بشود؛ ب) لزوم همزیستی با دیگر مردم هم داشته باشیم چه مسلمان و اهل سنت باشد، چه مسیحی و حتی کافر، بحث تقیهای که امامان معصوم به ما نشان دادهاند یک نوع همزیستی را به ما نشان میدهد اما در عین حفظ عقائد حقه، و اگر این اصل نبود امروز از شیعه خبری نبود، الان در بین اهل سنت یک تفکر سلفی وجود دارد این فکر مانند یک غده سرطانی در بین مسلمانان می باشد و نه تنها برای شیعه بلکه برای اهل سنت هم مشکلاتی ایجاد کردهاند چون بنای ناسازگاری دارد.

 امروز در مصر عدهای ازهری و عدهای از سلف بر ضد تفکر شیعی اجتماعی ایجاد کردهاند اگر ایمن مسئله در عربستان اتفاق افتاده بود جای تعجب نداشت اما الازهری که بنای بر اعتدال داشته است و از یادگارهای دولت شیعی فاطمیون در مصر به حساب میآید که این نام هم از نام زهرا علیها السلام گرفته شده است و افرادی مانند شلتوت و عبده را پرورانده است وقتی در آنجا اینگونه سخن میگویند واقعا جای تعجب دارد! پروژه شیعهستیزی و ایرانهراسی چندین سال است که روی آن کار میشود از هلال شیعی گرفته تا امروز مصر، و اگر این روند ادامه یابد شاید مصر فعلی در مباحث تقریبی از مصر زمان مبارک هم بدتر شود .

علت مخالفت و مخفی کردن جریان غدیر در بین بزرگان اهل سنت چیست؟

اگر غدیر اثبات شود بحث ائمه اثنی عشر مطرح میشود و اگر آن بحث دنبال شود بحث امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ودوره غیبت مطرح میشود و بحث غیبت هم که دنبال شود وظیفه ما در دوران غیبت و نقش مرجعیت و ولایت فقیه مطرح میشود، لذا همه این مطالب اساسی به دنبال مساله امامت و در سلسله بحث غدیر است، البته جریان غدیر مخفیشدنی نیست، گرچه سعی شده است که مفاد آن را از خاصیت بیندازند، اما کسی نمیتواند اصل ماجرا را انکار کند، واضح است کسی که لوازم غدیر را نپذیرفت گرفتار میشود چون دستش از معارف دین خالی است، اگر به اصطلاح عالم باشند گرفتار قیاس و استحسان میشوند، و غیر عالمان ایشان هم دچار ظاهر بینی میشوند و تنها به ظواهری از اسلام اکتفا میکنند، وچون از روح اسلام بیخبرند ضربه سهمگینی به اسلام وارد میکنند، خوارج دیروز و وهابیان و سلفیان امروز این نقش را دارند، الان سلفیها دو کار را دانسته یا ندانسته انجام میدهند:

1. ایجاد اختلاف در بین امت اسلامی؛

2. معرفی اسلام به عنوان دین خشونت، اگر ما قضیه امام حسین علیه السلام را بالای منبر میگفتیم که عدهای انساننما و بدتر از درندگان در کربلا آن حضرت و اصحاب ایشان را بهگونه ای فجیع و دلخراش به شهادت رساندند و سرها را از بدن جدا کردند شاید عدهای تعجب می کردند که چگونه این امر واقع شد، اما الان باز سر بریدن مخالفین را توسط سلفیان در عراق و پاکستان و سوریه و.. میبینیم، آیا اسلام این است؟ دشمن میخواهد اسلام را توسط مسلمانان بد نشان دهد، و متاسفانه باید گفت به این هدف هم رسید، فیلم موهن اخیر هم در همین راستاست. و اما دلیل مخالفت با غدیر را غزالی در رساله سرّالعالمین (چاپشده در مجموعه رسائل امام غزالی ص 483 چاپ مکتبه توفیقیه مصر) به خوبی تبیین کرده است، و جان سخن را گفته است، ابوحامد غزالی متوفای سال 505 و از بزرگان اهل سنت مینویسد: «اجمع الجماهیرعلى متن الحدیث من خطبته فی یوم عید غدیرخم باتفاق الجمیع وهو یقول: من کنت مولاه فعلی مولاه، فقال عمر: بخ بخ لک یا أبا الحسن؟ لقد أصبحت مولای و مولى کل مؤمن و مؤمنة» . همه مردم اجماع دارند بر که روز عید غدیر خم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن خطبه خود فرمود: هرکس من مولای اویم علی هم مولای اوست، پس از آن عمر گفت: تبریک و تهنیتت باد که مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمنی گشتی، جالب این است که غزالی بزرگ اهل سنت از روز غدیر به عنوان عید غدیر خم یاد میکند و حال آنکه چند سال پیش یکی از امامان جمعه اهل سنت ما گفته بود اگر کسی نسبت به جریان غدیر بگوید عید از اهل سنت نیست، منافق است! آیا غزالی که از روز غدیر تعبیر به عید غدیر خم کرده است منافق است؟.. اما بعد چه شد؟ غزالی خود علت را بیان میکند: «ثم بعد هذا غلب الهوی لحب الرئاسه» پس از این ماجرا هواخواهی بهخاطر ریاستطلبی غلبه یافت و باعث شد آن حوادث پیش بیاید؛ جان سخن را غزالی میگوید که غلبه هوای و ریاستطلبی موجب جریانات بعد از غدیر شد، و ما هم بیش از این نمیگوییم، حب الدنیا رأس کل خطیئه.

دلائل اهتمام به جریان غدیر چیست؟ لطفا توضیحی در این زمینه بدهید؟

لازم است توجهی فراگیر و فراتر از آنچه هست به غدیر داشت؛ و میتوان از سه جهت نسبت به غدیر اهتمام ورزبد:

1. شیعه، همانگونه که گفته شد مهمترین بحث کلامی شیعه بحث امامت است، از این رو بر عموم شیعیان و بخصوص اندیشمندان ایشان و حکومتهای شیعی لازم است نسبت به احیای غدیر کاری کارستان کنند، و این طبیعی است.

2. عموم مسلمانان، مسلمانان نیز باید به صورت عموم از غدیر دفاع کنند، متاسفانه الان برخی از اهل سنت با غدیر خوب برخورد نمیکنند، صد البته باید مواظب بود که نزاع و کشمکش در بین مسلمانان اتفاق نیفتد و در صورت وقوع باید آتش فتنه را خاموش کرد، و بر مسئله وحدت اسلامی باید تکیه کرد، البته این بهمعنای فراموشی تاریخ گذشته و دست برداشتن از مبانی نیست، گاهی برخی به سراغ تاریخ گذشته میروند و مثلا جریان سقیفه را مطالعه میکنند و عوض داشتن تحلیل صحیح و پندآموزی و عبرتگیری به جنگ و مقابله با طرف مقابل میروند، این صحیح نیست، مسلمانان باید با همدیگر همزیستی و تعامل داشته باشند، و این بحثهای تاریخی و کلامی هم باید سر جای خودش باشد و به نزاع کوچه و بازار نینجامد؛ بنابراین باید مطالعه تاریخی و کلامی داشته باشیم، بعضی از ایشان فکر میکنند اگر غدیر را بخواهند بررسی کنند دچار تنازع میشویم و شیعه و سنی به جان هم میافتند، ولی این صحیح نیست، دفاع از غدیر دفاع از عقلانیت اسلام و شخص رسول خدا است الان شما ادعا دارید که تنها دین مقبول الهی اسلام است «و َمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَالْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ»، (آل عمران /85) و معتقد هستید بعد از پیامبر اکرم، پیامبری نخواهد آمد، سؤال اینجاست که این دین، چه برنامهای برای بعداز پیامبر دارد؟ پیامبری که این مقدار زحمت کشید آیا برای بعداز خود برنامهای داشت؟ اگر بگویید نداشت، با عقلانیت هندسه اسلامی همگون نیست؛ پیامبری که اگر چند روزی به سفر میرفت، برای خود جانشین تعیین میکرد آیا برای بعد از خود، کسی را معرفی نکرد؟ چگونه خلیفه اول به فکر بود و شخصی را برای بعد از خود نصب کرد و پیامبر به فکر امت نبود و اقدامی نکرد؟ لذا اگر بخواهیم عقلانیت اسلام را برسانیم باید بگوییم جریان غدیر واقع شده و پبامبر اسلام جانشین معین کرد ولی ما مسلمانان بد کردیم و بگوییم پدران ما بخاطر هوای نفس حرف پیامبر را اجرا نکردند، و اینگونه از پیامبر و عقلانیت اسلام دفاع کنیم، با این بیان اهتمام به غدیر در انحصار شیعه نخواهد بود، و همه مسلمانا باید به آن اهتمام ورزند.

3. جهان بشریت: غدیر مربوط به کل بشریت است اسلام آخرین دین الهی است و مختص به یک منطقه خاص جغرافیایی نیست و مفاد قرآن کریم نیز قابل مقایسه با انجیل و تورات نیست آیا این دین جهانشمول برای بعد از پیامبر برنامهای ندارد؟ دینی که دچار خلا است نمیشود جهانی شود؛ لذا غدیر را باید عموم مسلمانان (شیعه و سنی) و غیر مسلمانان و به آن توجه کنند، چون غدیر پروژه عظیم تربیت انسانی و مدیریت بشری تا روز قیامت است.

چگونه غدیر را عمومی و فرهنگسازی کنیم؟

باید در نگرش عمومی در سطح عمومی جامعه برنامهریزی وسیع و کار اساسی و دراز مدت انجام داد، الان بحمدلله عموم مردم ولایتمدار هستند، اما برداشت کامل از جریان غدیر شایسته و بایسته نیست، ایران بعد از انقلاب اسلامی مورد توجه عمومی است، با کمال تاسف باید اذعان کرد که اعیاد اسلامی آنگونه که باید، جلوه مطلوب ندارد؛ عید فطر نسبتا خوب است اما ببینید برخی فکر میکنند که آن عید برای روزه گیران؛ و عید قربان عید حاجیان، و غدیر عید سادات است! و به همین مقدار اکتفا کنند، نبابد اینگونه باشد، اینجاست که بار بزرگی بر دوش ما حوزویان سنگینی میکند و البته رسانهها باید فرهنگسازی کنند؛ جامعه باید در این زمینه کوشا باشد و مناسب است حد فاصل بین دو عید قربان و غدیر که هشت روز است آثار شادمانی در سطح عمومی جامعه داشته باشیم و بهراستی عید، نمود خود را داشته باشد.

برخورد مخالفان غدیر با جریان غدیر چگونه است؟

این برخورد در دو جبهه اتفاق افتاد: 1.جبهه فیزیکی؛ 2. برخورد فکری.

 جبهه فیزیکی: صرف اینکه کسی یار علی علیه السلامبود او را مجرم می شناختند و دستور تصفیه فیزیکی آن را داده بودند «اقتل علی المظنه» بر اساس مظنه وگمان بسیاری از چهره های برجسته شیعه مثل کمیل، میثم، رشید هجری، حجر بن عدی، سعید بن جبیر و.. را به شهادت رساندند، این دستور حکومتی در زمان بنی امیه صادر شد.

برخورد فکری: مقابله فرهنگی در قالبهای مختلف بیان شد؛ مثلا در راستای غدیر ببینید چه کردند! میخواهند غدیر را کمرنگ جلوه دهند. البته کسی نمیتواند غدیر را را انکار کند و بگوید جعلی است؛ طبری نقل میکند: شخصی در بغداد در صحافی دید کسی کتابی را جلد میکرد و در صفحه آخر آن نوشته شده بود این جلد 28 در طرق حدیث غدیر است و به دنبال آن جلد 29 میآید و الان این کتاب را ما نداریم و بعد از او نیز چند جلد بود خبر نداریم، لذا راهی برای انکار نیست اما چه کردند؟ رو به تحریف معنوی آوردند و با الفاظ، بازی کردند و مولا را به معنی دوستی دانستند تا آن را از خاصیت مطلوب بیندازند، مرحوم شیخ مفید دو رساله در خصوص معنای مولا و اقسام مولا و در حدود ده معنا برای مولا نقل می کند اینجا هم قرائن زیادی است که آنچه مراد بوده همان اولای به تصرف و بهمعنای امامت و زعامت امت بوده است و کسانی که عربزبان بودند مثل کمیت شاعر و دیگران نیز همین معنای زعامت را برای مولا فهمیدهاند البته قرائن فراوان دیگری هم داریم که متعرض آن نمیشویم، از جمله ایراد خطبه در حضور آن جمعیت فراوان و در آن مکان خاص، پیش از جدا شدن.

گفتوگو: حمید کرمی


 


خروج




سه شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام